طرح تازه ظریف برای پایان جنگ ایران و آمریکا در فارین افرز
محمدجواد ظریف در مقالهای در مجله فارین افرز از طرحی برای پایان جنگ ایران و آمریکا سخن گفت؛ طرحی که شامل رفع تحریمها، توافق هستهای جدید، بازگشایی تنگه هرمز و پیمان عدم تجاوز است.
محمدجواد ظریف در مقالهای تحلیلی در مجله «فارین افرز» از طرحی برای پایان جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل سخن گفته است؛ طرحی که بر توقف درگیریها، رفع تحریمها و دستیابی به یک توافق جامع صلح تأکید دارد.
در فارین افرز منتشر شد؛ محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران، در مقالهای تحلیلی دیدگاههای خود را درباره جنگ و مسیر احتمالی پایان آن مطرح کرده است. او در این مقاله تأکید میکند که تهران باید از برتری خود نه برای ادامه جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که درگیری را پایان داده و از وقوع جنگ بعدی جلوگیری کند.
به گزارش ایسنا، متن کامل مقاله محمدجواد ظریف در مجله «فارین افرز» به شرح زیر است:
ایران آغازگر جنگ با اسرائیل و ایالات متحده نبود. با این حال، اکنون بیش از یک ماه از این درگیری گذشته و جمهوری اسلامی بهوضوح در حال پیروزی است. نیروهای آمریکایی و اسرائیلی هفتههاست که بیوقفه خاک ایران را بمباران کردهاند، هزاران نفر را کشته و صدها ساختمان را تخریب کردهاند؛ همه با این امید که حکومت کشور را سرنگون کنند. با این حال، ایران ایستادگی کرده و با موفقیت از منافع خود دفاع کرده است.
این کشور حتی در حالی که مقامات عالیرتبهاش ترور شدهاند، تداوم رهبری را حفظ کرده و در حالی که تأسیسات نظامی، غیرنظامی و صنعتی آن هدف حمله قرار گرفتهاند، بارها به متجاوزان پاسخ داده است. آمریکاییها و اسرائیلیهایی که این درگیری را با تصور وادار کردن ایران به تسلیم آغاز کردند، اکنون خود را در یک باتلاق بدون راهبرد خروج مییابند. در مقابل، ایرانیان یک دستاورد تاریخی از مقاومت را رقم زدهاند.
برای برخی از ایرانیان، این موفقیت دلیلی برای ادامه جنگ تا زمانی است که متجاوزان بهطور کامل مجازات شوند و نه توافق با یک پایان مبتنی بر مذاکره. از ۹ اسفند، هر شب جمعیتهای بزرگی از ایرانیان در سراسر کشور گرد هم میآیند تا با فریاد «نه تسلیم، نه سازش، نبرد با آمریکا» پایمردی خود در مقابله با متجاوزان را نشان دهند.
به هر حال، ایالات متحده نشان داده که در مذاکرات قابل اعتماد نیست و به حاکمیت ایران احترام نمیگذارد. بر اساس این منطق، برخی معتقدند هیچ دلیلی برای تعامل با این کشور و ارائه یک «راه خروج» به آن وجود ندارد. در عوض، تهران باید برتری خود را تثبیت کند، به حمله به پایگاههای آمریکا ادامه دهد و جریان تجارت در تنگه هرمز را مسدود کند تا واشنگتن حضور و رویکرد منطقهای خود را تغییر دهد.
با این حال، ظریف تأکید میکند که ادامه جنگ، هرچند ممکن است از نظر روانی رضایتبخش باشد، اما تنها به نابودی بیشتر جان غیرنظامیان و زیرساختها منجر خواهد شد. به گفته او، افزایش حملات به تأسیسات حیاتی دارویی، انرژی و صنعتی و هدف قرار دادن غیرنظامیان، خطر گسترش بحران به سطحی منطقهای یا حتی جهانی را افزایش میدهد.
او معتقد است تهران باید از برتری خود برای دستیابی به توافق استفاده کند. به باور او، ایران میتواند پیشنهاد دهد که در ازای پایان همه تحریمها، محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود اعمال کند و تنگه هرمز را بازگشایی نماید؛ توافقی که ممکن است اکنون برای واشنگتن قابل پذیرشتر از گذشته باشد.
ظریف همچنین پیشنهاد میدهد که ایران و ایالات متحده به سمت امضای یک پیمان عدم تجاوز متقابل حرکت کنند؛ پیمانی که در آن هر دو کشور متعهد شوند در آینده به یکدیگر حمله نکنند. چنین توافقی میتواند زمینه تعامل اقتصادی میان دو کشور را نیز فراهم کند.
به اعتقاد او، تحقق چنین توافقی این امکان را برای ایران فراهم میکند که به جای تمرکز بر تهدیدهای خارجی، بیشتر بر بهبود شرایط زندگی مردم در داخل کشور تمرکز کند.
در ادامه مقاله، ظریف با مرور تجربههای گذشته در روابط تهران و واشنگتن، به بیاعتمادی عمیق میان دو کشور اشاره میکند؛ از قرار گرفتن ایران در «محور شرارت» پس از همکاری در افغانستان گرفته تا خروج آمریکا از توافق هستهای و اعمال سیاست فشار حداکثری.
او در عین حال تأکید میکند که ادامه درگیریها میتواند به تخریب بیشتر زیرساختها و حتی احتمال تهاجم زمینی منجر شود؛ رخدادی که دستاورد ملموسی برای هیچیک از طرفین نخواهد داشت.
از نظر او، در صورت آغاز گفتوگوها، دو مسیر پیش روی طرفین قرار دارد: نخست یک آتشبس ساده که به سرعت میتواند جنگ را متوقف کند، اما شکننده خواهد بود؛ و دوم، دستیابی به یک توافق جامع صلح که اختلافات بنیادین را حل کند.
ظریف معتقد است درگیری اخیر نشان داده که حتی با همکاری اسرائیل و حمایت شرکای منطقهای، ایالات متحده قادر به نابودی کامل برنامههای هستهای و موشکی ایران نیست. در مقابل، این جنگ همچنین نشان داده که فناوری هستهای بهتنهایی نمیتواند مانع وقوع جنگ شود.
او تأکید میکند که در هر توافقی، اصل «عمل متقابل» باید رعایت شود. برای نمونه، ایران میتواند عبور امن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز را تضمین کند و در مقابل، آمریکا نیز باید اجازه دهد این تنگه برای ایران نیز باز باشد و فروش نفت ایران بدون مانع انجام شود.
در چارچوب یک توافق صلح دائمی، ایران میتواند متعهد شود که هرگز به دنبال سلاح هستهای نرود و سطح غنیسازی اورانیوم خود را کاهش دهد. در مقابل، ایالات متحده نیز باید تمامی قطعنامهها و تحریمهای مرتبط را لغو کند و امکان مشارکت ایران در زنجیرههای تأمین جهانی را فراهم سازد.
در این طرح، مجلس شورای اسلامی نیز میتواند پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تصویب کند تا همه تأسیسات هستهای ایران تحت نظارت دائمی بینالمللی قرار گیرند.
ظریف همچنین پیشنهاد میکند که چین و روسیه به همراه ایالات متحده در ایجاد یک کنسرسیوم منطقهای برای غنیسازی سوخت هستهای مشارکت کنند؛ کنسرسیومی که با حضور ایران و برخی کشورهای خلیج فارس فعالیت کند.
او در بخش دیگری از مقاله، ایجاد یک شبکه امنیتی منطقهای با مشارکت ایران، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اعضای دائم شورای امنیت را پیشنهاد میدهد تا اصل عدم تجاوز، همکاری و آزادی ناوبری در منطقه تضمین شود.
در نهایت، ظریف تأکید میکند که ایران و ایالات متحده میتوانند با امضای یک پیمان دائمی عدم تجاوز، لغو اتهامهای متقابل درباره تروریسم، احیای خدمات کنسولی و تسهیل سفر شهروندان، مسیر جدیدی در روابط خود ایجاد کنند.
به گفته او، دستیابی به چنین توافقی آسان نخواهد بود و بیاعتمادی عمیق میان دو طرف همچنان باقی خواهد ماند. با این حال، این جنگ—با وجود همه خسارتها—میتواند فرصتی برای پایان دادن به دههها خصومت باشد.
محمدجواد ظریف دانشیار مطالعات جهانی در دانشگاه تهران و بنیانگذار و رئیس مؤسسه پایاب است. او در سه دهه گذشته بهعنوان معاون رئیسجمهور، وزیر امور خارجه و نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد فعالیت کرده است. ظریف در حال حاضر هیچ سمت رسمی دولتی ندارد و دیدگاههای مطرحشده در این مقاله، دیدگاههای شخصی او محسوب میشود.