خبر فوری
شناسه خبر: 54521

درس‌هایی از جنگ رمضان؛

هوشمندی در بهره‌گیری از انرژی شهروندان

تحلیلی از چگونگی بهره‌گیری جمهوری اسلامی از ظرفیت‌های مردمی در جنگ رمضان، نقش تجمع‌های خیابانی و مشارکت اجتماعی در تقویت انسجام ملی و تبدیل شهروندان از ناظران منفعل به بازیگران فعال در حمایت از کشور.

هوشمندی در بهره‌گیری از انرژی شهروندان

جمهوری اسلامی به‌نحوی هوشمندانه از ظرفیت‌های مردمی در جنگ رمضان بهره برده است. پیش از این و در جریان جنگ تحمیلی هشت‌ساله نیز جمهوری اسلامی از همین ظرفیت برای اداره جنگ استفاده کرده بود؛ اما تفاوتی آشکار میان آن جنگ و جنگ کنونی وجود دارد.

صرف‌نظر از اینکه در هر دو جنگ تجاوزی آشکار علیه کشورمان صورت گرفته و جنگ‌افروزی از خارج از مرزها به ایران تحمیل شده است، در جنگ هشت‌ساله اشغال خاک کشور رخ داده بود، اما در جنگ حاضر فروپاشی نظام و احتمالاً تجزیه ایران هدف قرار گرفته است.

با این حال نمی‌توان انکار کرد که مقامات و راهبردنویسان از همان ۹ اسفند ۱۴۰۴، که تجاوز علیه ایران آغاز شد، مردم را از جایگاه یک ناظر منفعل ـ که بعدها می‌توانست به معترضی فعال تبدیل شود و حتی با متجاوزان همکاری کند ـ خارج کردند و شهروندان ایرانی را به بازیگری فعال در جنگ بدل ساختند.

آنان مردم را به همکار نظام در اداره جنگ تبدیل کردند و به این ترتیب بخش مهمی از جمعیت حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون نفری قشر خاکستری، که می‌توانستند کفه ترازو را به نفع مخالفان جمهوری اسلامی سنگین‌تر کنند، در سبد حامیان نظام قرار گرفتند و در زمره موافقان و هواداران جمهوری اسلامی درآمدند.

تجمع‌های خیابانی که در ابتدا با هدف سوگواری برای رهبر و رزمندگان نظامی ـ سیاسی شهید آغاز شد و اکنون به کارناوال‌های حضور برای حمایت از رزمندگان تبدیل شده و همچنان شور و هیجان خود را حفظ کرده است، بارزترین نمونه از ابزارهایی است که جمهوری اسلامی توانسته به‌وسیله آن شهروندان ایرانی را در حمایت از خود به میدان بیاورد.

در کنار آن، اقداماتی دیگر از جمله جذب کمک‌های خرد و کلان ـ مانند فعالیت گروه‌های جهادی در بازسازی برخی تخریب‌های ناشی از حملات و موارد مشابه ـ از راهبردهایی است که جامعه ایرانی را از یک ناظر منفعل و احتمالاً معترض، به بازیگری فعال و اثرگذار تبدیل کرده و در مجموع پشتوانه اجتماعی جمهوری اسلامی را در بستر جامعه ایرانی به شکلی ملموس و آشکار تقویت کرده است.

جالب آنکه نمایندگی‌های جمهوری اسلامی در خارج از کشور نیز از همین تکنیک استفاده کردند و تجمع‌هایی با عناوین گوناگون و با محوریت حمایت از ایران، مخالفت با جنگ و جنگ‌افروزی و موضوعاتی از این دست برگزار کردند.

این تجمع‌ها نه‌تنها ایرانیان حامی جمهوری اسلامی، بلکه غیرایرانیان حامی حاکمیت ایران یا مخالف جنگ را نیز به خیابان‌ها کشاند و با بازتاب گسترده در رسانه‌های داخلی، جبهه حامیان را مستحکم‌تر کرد. نکته مهم آن است که در تجمع‌های خارج از کشور نشان داده شد در برابر هواداران سلطنت‌طلب و دیگر گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی، جمعیتی نیز وجود دارد که از بقای جمهوری اسلامی حمایت می‌کند و با اقدام‌ها و راهبردهایی که به براندازی این حاکمیت یا تجزیه ایران می‌اندیشد، مخالفتی جدی و فعال دارد.

نمی‌توان انکار کرد که شهروندان جمهوری اسلامی ایران نیز به هر علت و با هر انگیزه‌ای از این تدبیر حاکمیت و رهبران سیاسی ـ نظامی استقبال کرده و با آن همراهی نشان داده‌اند. حتی کسانی که با اصل حاکمیت سیاسی زاویه دارند و مخالفت‌های اعتقادی یا عملی با راهبردها و رویکردهای حکومتی دارند، یا در زمره قشر بی‌تفاوت و خاکستری محسوب می‌شده‌اند و ظاهرشان با طرفداران جمهوری اسلامی تفاوتی معنادار و آشکار دارد، در این تجمع‌ها حضور پیدا می‌کنند. جالب آنکه سایر حاضران و مذهبی‌ها نیز از حضور آنان استقبال کرده‌اند؛ تا جایی که در برخی موارد دختران جوان بی‌حجاب در کنار دختران و زنان چادری به حمایت از حکومت پرداخته‌اند.

مقامات سیاسی کشور نیز به‌خوبی دریافته‌اند که این حضور فراگیر و مشارکت همگانی، نشانه انسجام ملی ایرانیان در برابر رویدادها و ناملایمات است. بنابراین نه‌تنها باید از آن استقبال کرد، بلکه بدون تلاش برای تغییر دیدگاه‌ها و رویکردهای سیاسی یا مذهبی افراد حاضر، باید راهکارهایی برای حفظ و حتی افزایش این میزان از انسجام ملی طراحی و اجرا شود.

این حضور در شرایط کنونی ممکن است به‌عنوان نوعی رفراندوم غیررسمی در تأیید جمهوری اسلامی و حاکمیت آن بر ایران تلقی شود. به همین دلیل مقامات سیاسی و نظامی کشور ـ یا مانند مسعود پزشکیان و وزیران کابینه‌اش با حضور مستقیم در این مراسم و تجمع‌ها و همراهی با حاضران ـ آنان را به تداوم و گسترش حضور تشویق کرده‌اند؛ یا اگر مانند فرماندهان نظامی امکان حضور در این گردهمایی‌ها را نداشته‌اند، با انتشار پیام‌های تشویق‌آمیز و حماسی از شهروندان ایرانی به دلیل مشارکت در این مراسم قدردانی کرده‌اند. آنان این تجمع‌ها را مهم، تأثیرگذار و ارزشمند دانسته و مردم را به افزایش حضور و گسترش آن تشویق کرده‌اند؛ اقدامی که در تداوم برگزاری این تجمع‌ها نقش قابل‌توجهی داشته است.

مشارکت در این تجمع‌ها و همچنین حضور در کنار امدادگران یا آسیب‌دیدگان جنگ، به نمادی از وطن‌دوستی برای هنرمندان و چهره‌های مشهور اجتماعی ـ فرهنگی تبدیل شده است. به‌گونه‌ای که چنین تلقی می‌شود اگر فردی از میان این چهره‌های شناخته‌شده از حضور در چنین تجمع‌ها یا مکان‌هایی پرهیز کند، الزاماً وطن‌دوست و شایسته احترام نیست. از این‌رو انتظار عمومی در داخل کشور از چهره‌های مرجع هنری و فرهنگی آن است که حتی اگر در این مراسم شرکت نمی‌کنند یا در کنار آسیب‌دیدگان و امدادگران جنگ حضور نمی‌یابند، دست‌کم با انتشار پیام‌هایی حمایتی در فضای مجازی با مردم همراهی کرده و در کنار آنان بایستند.

برقراری موازنه میان «خیابان» و «میدان» در جنگ رمضان، ثمرات مهمی برای حاکمیت جمهوری اسلامی داشته است. این روند شهروندان ایرانی را به‌جای آنکه به معترضان مزاحم تبدیل کند، در جایگاه بازوی اجتماعی و همراه دولت و حاکمیت قرار داده و گمان می‌رود این همراهی حتی پس از پایان جنگ نیز ادامه یابد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای