درسهایی از جنگ رمضان؛
اعمال محدودیت بر اینترنت؛ چقدر مؤثر و چقدر واقعی؟
تحلیلی درباره اعمال محدودیت بر اینترنت در ایران در دوره بحرانها و جنگ رمضان، بررسی میزان کارایی این محدودیتها، پیامدهای اینترنت داخلی و چالشهای دسترسی کاربران در شرایط اضطراری.
امروزه اینترنت به یکی از ابزارهای ضروری زندگی بشر تبدیل شده است. بهجز کشورهایی مانند کرهشمالی که در آن اینترنت عملاً معنای چندانی ندارد و شبکه داخلی اطلاعات (اینترانت) جایگزین اینترنت شده است، سایر کشورها به اینترنت و شبکه جهانی متصلاند و این اتصال به یکی از عناصر اصلی و غیرقابلجایگزین زندگی معاصر تبدیل شده است.
البته در برخی کشورها، همانند الگوی چین، کاربران با محدودیتهایی مواجهاند که از سوی حاکمیت اعمال میشود. این محدودیتها گاه با همکاری موتورهای جستوجویی مانند گوگل و گاه از طریق فیلترینگ ایجاد میشود.
با این حال، در اغلب کشورها دسترسی به اینترنت تقریباً بدون محدودیت است و فقط در موارد خاص مانند مسائل اخلاقی، امنیتی یا تروریستی، محدودیتهای قانونی و فراگیر اعمال میشود.
در ایران اما در هر بحران، یکی از نخستین اقداماتی که به اجرا گذاشته میشود، قطع یا محدودسازی اینترنت بینالملل است. چه در دوره جنگ ۱۲روزه، چه در اعتراضهای دیماه، و چه در شرایط کنونی و جنگ رمضان، دسترسی به اینترنت جهانی محدود شده و فقط تعداد اندکی به آن دسترسی دارند. ناظران بینالمللی اینترنت اعلام کردهاند که در حدود ۴۰ روز گذشته، تنها حدود یک درصد کاربران ایرانی به شبکه جهانی متصل بودهاند و حجم ترافیک مصرفی نیز به همین میزان کاهش یافته است.
نشانیهای داخلی با دامنه ir همچنان در دسترس هستند و به همین دلیل روشن است که تنها ارتباط با بخش بینالملل قطع شده است. کاربران میتوانند در شبکه داخلی کشور به وبگاههایی با دامنه ir دسترسی داشته باشند. به همین دلیل شبکههای آموزشی مانند شاد و سامانههای دانشگاهی، پیامرسانهای داخلی مانند بله و روبیکا، و برخی موتورهای جستوجوی داخلی همچنان فعالاند و امکان انجام فعالیتهایی مانند تبادل پیام، پرداخت آنلاین و پیگیری اخبار رسمی وجود دارد.
در چنین وضعیتی، کاربران تنها در بستر اینترانت داخلی قادر به فعالیت هستند و از دسترسی به اینترنت بینالملل محروم میمانند. جمهوری اسلامی توضیح میدهد که از طریق اینترنت جهانی ممکن است اطلاعات حساس و طبقهبندیشده، از جمله تصاویر مناطق هدف قرار گرفته و میزان خسارات، به بیرون منتقل شود و این موضوع میتواند در افزایش دقت حملات دشمن مؤثر باشد. این استدلال تا حدی درست دانسته میشود و برخی مخالفان داخلی نیز به انتشار اطلاعات اقدام میکنند. از این منظر، مسدودسازی اینترنت بینالملل از نگاه مسئولان امنیتی قابل توجیه دانسته میشود.
با این حال، نگاهی به شبکههای رسانهای فارسیزبان خارج از کشور نشان میدهد که با وجود این محدودیتها، انتقال اطلاعات از داخل کشور به بیرون بهطور کامل متوقف نشده است. همچنین طبق مصوبه مجلس، استفاده از اینترنت ماهوارهای (مانند استارلینک) جرمانگاری شده و مشاهده تجهیزات مربوط به آن میتواند منجر به بازداشت استفادهکنندگان با اتهامهای امنیتی شود. با وجود این، همچنان نمیتوان گفت انتقال اطلاعات بهطور کامل قطع شده است.
نکته دیگری که اهمیت دارد، ضعفهای متعدد اینترنت داخلی است. موتورهای جستوجوی داخلی کارآمد نیستند، شبکههای اجتماعی داخلی با وجود تبلیغات گسترده دچار اختلالهای مکرر میشوند و شبکههای آموزشی مانند شاد یا سامانههای دانشگاهی نیز با مشکلات فنی روبهرو هستند. این مسئله باعث شده ارسال و دریافت فایلهای آموزشی صوتی و تصویری گاه غیرممکن شود.
این وضعیت نشان میدهد شبکه داخلی اطلاعات، که توسط متخصصان کشور طراحی و اجرا شده، نهتنها پاسخگوی نیازهای عمومی کاربران نیست، بلکه دارای شکافهایی است که امکان خروج اطلاعات به خارج از کشور را فراهم میکند؛ چنانکه انتشار تصاویر مناطق هدف قرار گرفته بلافاصله پس از وقوع حادثه شاهدی بر این موضوع است. با وجود اینکه بسیاری از کاربران ضرورت محدودیتها در شرایط جنگی را درک میکنند، همچنان این پرسش مطرح است که چرا چنین محدودیتهایی در دیگر کشورهای درگیر جنگ، از جمله برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس یا اسرائیل، اعمال نمیشود.