درس هایی از جنگ رمضان؛
ارتقای شخصیت و جایگاه ایران در مناسبات بینالمللی
جنگ رمضان معادلات، مناسبات و روابط ایران با بسیاری از کشورها را تغییر داد. این تغییر آنقدر واضح، عیان و ملموس است که هیچکس نه آن را انکار میکند و نه میتواند آن را انکار کند.
جنگ رمضان معادلات، مناسبات و روابط ایران با بسیاری از کشورها را تغییر داد. این تغییر آنقدر واضح، عیان و ملموس است که هیچکس نه آن را انکار میکند و نه میتواند آن را انکار کند.
کافی است برخی مولفههای روابط ایران با کشورهای مهم جهان از جمله در اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب و آمریکایشمالی، پیش و پس از جنگ رمضان مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد تا این تغییر بهتر و بیشتر لمس شود.
این مولفهها لزوما نظامی نیستند و اتفاقا مولفههای روابط اقتصادی و سیاسی مطرح و جاری میان این کشور و ایران بسیار پررنگتر و قابلتوجهتر از مولفههای نظامی و امنیتی است.
گمان میرود که در مورد اروپا، جنگ رمضان و تابآوری و بلکه موفقیت ایران در قبال حملات نظامی ایالاتمتحده و اسرائیل، نزدیکی میان تهران و اتحادیه اروپا را افزایش داده است.
این ادعا اگرچه میتواند مورد چالش و نزاع کلامی قرار گیرد و با مخالفتهای استدلالی و غیراستدلالی مواجه شود اما این ادعا که جنگ رمضان باعث افزایش فاصله میان پایتختهای اروپایی با واشنگتن و تلآویو شده یا دستکم فاصلههای موجود میان این دو طرف را آشکار و تثبیت کرده است کاملا بدون تردید و اختلاف پذیرفته میشود.
در واقع اکنون همگان مشاهده میکنند که اروپاییها، ایالات متحده و اسرائیل به هر مناسبت و هرازگاهی حملات لفظی را علیه یکدیگر بیان میکنند. این اختلاف البته در مورد ناتو که دونالد ترامپ انتظار مشارکت این سازمان در جنگ علیه ایران را داشت و میخواست با ظرفیت این سازمان تنگه هرمز را به تصرف خود درآورد و باز کند، بیشتر است.
هیچیک از اعضای ناتو برای مشارکت در جنگ علیه ایران یا حتی سهیم شدن در آزادسازی و باز کردن تنگه هرمز اعلام آمادگی نکرد و علاوه بر این برخی اعضای ناتو مانند فرانسه صریحا اظهار کردند که این جنگ- جنگ با ایران- جنگ آنها نیست و به همین دلیل در آن مشارکت نمیکنند.
در واقع هیچکس حتی بدبینترین تحلیلگران هم فکر نمیکردند که روزی اروپا و از آن مهمتر ناتو، بر سر ایران رویاروی ایالات متحده قرار گیرد و راه خود را از واشنگتن جدا کند اما این اتفاق در جنگ رمضان افتاد. درصدی از این جدایی در مورد اشغال عراق و جنگ برای سرنگونی صدام حسین نیز صورت گرفته بود اما به واسطه فروپاشی آنی حکومت صدام حسین، اروپاییها بلافاصله با سرخوردگی تمام به جانب واشنگتن شتافتند و خواستار بخشش از سوی کاخ سفید شدند.
اما مقاومت و ایستادگی ایران در مقابل نظامیان آمریکایی و اسرائیلی نه فقط شکاف میان دو سوی آتلانتیک را تشدید بلکه اروپاییها را تشویق کرد که برای منافع خود به ویژه در مورد عبور از تنگه هرمز، به ایران نزدیک شوند و از ایالاتمتحده فاصله بیشتر بگیرند.
همین جنگ رمضان باعث شد تا برخی کشورهای اروپایی مانند اتریش، ایتالیا و اسپانیا، آشکارا به ایران نزدیک شوند و زبان به انتقاد از ایالاتمتحده و سیاستهای او بگشایند. بعضی کشورها مانند انگلستان نیز بدون نزدیک شدن به ایران، فاصلهشان را از ایالاتمتحده افزایش دادند. این جنگ البته بر مناسبات میان ایران و آسیایجنوبشرقی و از جمله ژاپن و کره جنوبی یا سنگاپور تاثیر چندانی نگذاشت. بهویژه بستن تنگه هرمز و اعمال حاکمیت ایران بر این آبراه و محدودیتی که کشورمان در مورد ورود و خروج کالا از این تنگه برقرار کرد، قیمتهای انرژی در تمامی جهان را افزایش داد و رژیم جدیدی بر مصرف انرژی در این کشورها به وجود آورد.
روشن است که این کشورها در اردوگاه ایالات متحده باقی ماندند ولی در وهله اول منافع ملیشان را در اولویت قرار دادند و به همین دلیل وقتی واشنگتن تقاضا کرد که سامانههای دفاع هوایی TAAD از کرهجنوبی به خاورمیانه مستقل شود، سئول این تقاضای آمریکا را نپذیرفت و سامانه مذکور را در خاک خود نگه داشت.
هر چند که مقاومت ایران در مقابل حملات و تهاجم ایالات متحده و اسرائیل، بهطور عمومی شخصیت ایران و جمهوری اسلامی را در جهان ارتقا داده است اما گمان نمیرود که کشورهای کوچک و کماهمیت مانند کشورهای آفریقایی و مانند آن تغییر رویه یا تغییر مناسباتی با ایران داده باشند. در واقع این کشورها بیشتر مصرفکننده تحولات هستند و جایگاهی برای نقشآفرینی یا اثرگذاری بر تحولات ندارند حتی مصر بهعنوان یکی از بازیگران مطرح جهان هم نتوانست تاثیر چندانی بر تحولات یاد شده داشته باشد.
در مجموع نمیتوان انکار کرد که جنگ رمضان و مجموعه راهبردهای داخلی و بیرونی که جمهوری اسلامی و نظامیان آن برای اداره این منازعه خونین استفاده کرد، شخصیت کشورمان در مناسبات بینالمللی را ارتقا داده است.
در این جنگ کشورهای قدرتمند و قدرتهای بزرگ متوجه شدند که همه آنچه از مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از ایران، درباره فراگیری مخالفت با جمهوری اسلامی و احتمال فروپاشی جامعه
ایران به سبک آنچه در عراق و سوریه رخ داده بود، نه فقط دقیق نیست بلکه اصولا صحیح هم نیست و نمیتواند رخ دهد. به همین دلیل اصلا عجیب نیست که پس از پایان جنگ با ایران، کشورهای اروپایی و قدرتهای اقتصادی از میزان کدورت و دشمنی خود با ایران و جمهوری اسلامی بکاهند و شیوهای جدید در مناسبات خود با کشورمان اعمال کنند؛ شیوهای که در آن همکاریهای سیاسی- اقتصادی با تهران افزایش ملموسی خواهد داشت.