خبر فوری
شناسه خبر: 55178

جنگ‌های بیولوژیکی پدیده‌ای نه چندان مدرن

جنگ‌های بیولوژیکی و آگروتروریسم چگونه امنیت غذایی جهان را تهدید می‌کنند؟ بررسی تاریخی استفاده از عوامل بیولوژیکی علیه کشاورزی و زنجیره غذا.

جنگ‌های بیولوژیکی پدیده‌ای نه چندان مدرن

جنگ بیولوژیکی و آگروتروریسم پدیده‌ای مدرن نیست. در طول تاریخ، نمونه‌های بی‌شماری از استفاده از عوامل بیولوژیکی کشنده یا ناتوان‌کننده علیه دشمنان وجود داشته است. دو هزار سال پیش، رومی‌ها اجساد را به داخل چاه‌های دشمن می‌انداختند تا منابع آب آشامیدنی را مسموم کنند.

در طول محاصره کافا در قرن چهاردهم ، تاتارها اجساد آلوده به طاعون را به داخل شهر پرتاب کردند که احتمالاً باعث شیوع طاعون شد که در سراسر اروپای قرون وسطی شیوع یافت و منجر به مرگ 25 میلیون نفر شد. مورخان معتقدند که اپیدمی آبله که جمعیت بومیان آمریکا را در طول جنگ فرانسه و هند ویران کرد، عمداً توسط بریتانیایی‌ها ایجاد شده است، که پتوهای آلوده به آبله را بین قبایلی که تصور می‌شد به فرانسوی‌ها وفادار هستند، توزیع کردند.

اصطلاح «تروریسم بیولوژیکی» در اواخر قرن نوزدهم در غرب ابداع شد . در ابتدا، این اصطلاح به روش‌های بیولوژیکی برای جنگ علیه آفات کشاورزی اشاره داشت و به معنای یک «جنگ» استعاری بود تا یک درگیری واقعی بین ملت‌ها. این اصطلاح بعداً تکامل یافت و شامل استفاده یا برنامه‌هایی برای استفاده از میکروبیولوژی در جنگ‌های اعلام شده و اعلام نشده شد. ایده استفاده از سلاح‌های بیولوژیکی علیه محصولات کشاورزی نیز چیز جدیدی نیست. از دهه 1920، فرانسه، بریتانیای کبیر، آلمان و ژاپن تحقیقاتی در مورد سلاح‌های بیولوژیکی که شامل اجزای کشاورزی بودند، انجام دادند و این تحقیقات تا جنگ جهانی دوم ادامه یافت. آنها بیماری‌های گیاهی و حیوانی، آفات و علف‌کش‌ها را مطالعه کردند.

تروریسم کشاورزی به عنوان «وارد کردن عمدی یک عامل بیولوژیکی یا سم، چه با هدف قرار دادن دام یا زنجیره غذایی، با هدف بی‌ثبات کردن جامعه ویا ایجاد ترس تعریف می‌شود. بسته به پاتوژن یا ناقل انتخاب شده، این تاکتیکی است که می‌تواند باعث اختلال گسترده اجتماعی-اقتصادی شود یا به عنوان نوعی تجاوز مستقیم انسانی عمل کند». تعریف دیگر این است: «عملی که در آن تروریست‌ها با استفاده از عوامل بیولوژیکی یا سموم، دام، محصولات کشاورزی، باغ‌ها، جنگل‌ها، شیلات یا مراکز فرآوری یا توزیع مواد غذایی را هدف قرار می‌دهند تا اهداف سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی خود را پیش ببرند.»

ناامنی غذایی را می‌توان نوعی جنگ بیولوژیکی اقتصادی پنهان نیز در نظر گرفت. سلامت انسان، امنیت غذایی و مدیریت محیط زیست به طور مداوم در سطوح منطقه‌ای و جهانی از طریق آلودگی عمدی مواد غذایی با علف‌کش‌ها، آفت‌کش‌ها یا بقایای فلزات سنگین تهدید می‌شود. بیماری‌های گیاهی نوظهور و جدید نیز بر امنیت غذایی و پایداری کشاورزی تأثیر می‌گذارند، سوء تغذیه را تشدید می‌کنند و آسیب‌پذیری انسان را در برابر بیماری‌های نوظهور افزایش می‌دهند. انتشار عمدی عوامل بیماری‌زای مضر، که می‌توانند محصولات کشاورزی را از بین ببرند و ذخایر دشمن را نابود کنند، سلاحی قوی برای جنگ بیولوژیکی و تروریسم کشاورزی است.  تروریسم کشاورزی همچنین می‌تواند از طریق محصولات غذایی وارداتی انجام شود و خطر ورود عوامل عفونی ناشی از غذا را افزایش دهد.

 

شواهد تاریخی از آگروتروریسم در جهان معاصر

در طول جنگ جهانی دوم، آلمان قصد داشت محصولات سیب‌زمینی بریتانیا را با سوسک‌های سیب‌زمینی کلرادو هدف قرار دهد. به گفته برخی از طبیعت‌گرایان، وجود این سوسک‌ها در انگلستان نشان می‌داد که ممکن است در سال 1943 حمله‌ای در مقیاس کوچک رخ داده باشد که در آن سوسک‌ها از هواپیما رها می‌شدند.

برنامه جنگ بیولوژیکی فرانسه که در سال 1939 تأسیس شد، نیز بر سوسک سیب‌زمینی کلرادو متمرکز بود و رفتار پرواز آن را در ارتفاعات بالا مطالعه می‌کرد. تقریباً تمام تحقیقات بیولوژیکی آلمان، انگلستان و ایالات متحده را هدف قرار داده بود و بر بیماری‌هایی مانند سوختگی دیررس سیب‌زمینی (Phytophthora infestans)، بلاست برنج (Piricularia oryzae) و زنگ گندم (زرد و سیاه) (Puccinia striiformis و P. graminis) ) به همراه آفاتی مانند شپشک غلاف بذر کلم (Ceuthorhynchus assimilis) تأکید داشت. در همین حال، ژاپن اثرات قارچ‌ها، باکتری‌ها و نماتدها را بر محصولات مختلف در منچوری و سیبری بررسی کرد. ژاپن شروع به ذخیره سازی هاگ‌های زنگ غلات کرده بود و قصد داشت در صورت ادامه جنگ به مزارع گندم آمریکا و شوروی حمله کند.  تا سال ۱۹۴۴، ایالات متحده تحقیقات جنگ بیولوژیکی را با هدف قرار دادن انسان‌ها، حیوانات و محصولات کشاورزی آغاز کرده بود. چندین عامل بیماری‌زا در مزرعه آزمایش شدند و برخی از آنها انبار شدند.

هدف اصلی برنامه جنگ کشاورزی ایالات متحده، گندم در اوکراین و مزارع برنج چین بود. بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۹، ایالات متحده بیش از ۳۰ تن هاگ Puccinia tritici، قارچی که عامل زنگ ساقه گندم است، را انبار کرد. در حالی که این سلاح‌ها عملاً به کار گرفته نشدند، ایالات متحده در ماه‌های پایانی جنگ، حمله به مزارع برنج ژاپن را در نظر گرفت. تحقیقات در سال‌های اولیه جنگ سرد ادامه یافت و دلیل آن نیاز به ایجاد تعادل بین برنامه‌های شوروی و چین با سیاست‌های بازدارندگی بود. در ۲۵ نوامبر ۱۹۶۹، رئیس جمهور نیکسون رسماً برنامه سلاح‌های بیولوژیکی تهاجمی ایالات متحده را لغو کرد و متعاقباً تمام ذخایر نابود شدند. اقدامات تروریستی که کشاورزی را هدف قرار می‌دادند، تا دهه‌های 1970 و 1980 ادامه یافت، از جمله مواردی که در سال 1985 به برگ‌های چای سریلانکایی سیانید زده شد و در سال 1989 انگورهای شیلیایی آلوده شدند.

در طول جنگ جهانی دوم، ایالات متحده و کانادا مخفیانه عوامل ضد دامی مانند طاعون گاوی، یک بیماری بسیار کشنده گاو، را توسعه دادند. بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۹، ایالات متحده همچنین سه عامل ضد محصولات کشاورزی را تولید و ذخیره کرد: زنگ ساقه گندم، زنگ ساقه چاودار و بلاست برنج. از دهه ۱۹۶۰ تا اوایل دهه ۱۹۹۰، برنامه جنگ ضد کشاورزی اتحاد جماهیر شوروی (که نام پوششی طعنه‌آمیز «اکولوژی» داشت) حدود ۱۰۰۰۰ نفر را استخدام کرد و مرغ، دام و محصولات کشاورزی را هدف قرار داد .۷ در طول جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، عراق صدام حسین انواع عوامل قارچی را برای حمله به محصولات غذایی اصلی ایران توسعه داد. در سال‌های ۱۹۸۵ و ۱۹۸۸، عراق آزمایش‌های میدانی سیاهک پوششی گندم را برای نشان دادن اثربخشی آن به عنوان یک عامل ضد محصول انجام داد. عراق همچنین قوطی‌هایی تولید کرد که برای پخش کردن عامل قارچی در مزارع گندم ایران طراحی شده بودند . موارد دیگری از جنگ آگروتروریستی گزارش شده است.

در سال ۱۹۵۲، ملی‌گرایان کنیایی متعلق به جنبش مائو مائو، ۳۳ گاو را در یک ایستگاه مأموریت بریتانیایی با استفاده از یک گیاه سمی محلی معروف به بوته شیر آفریقایی مسموم کردند. در اوایل دهه ۱۹۸۰ در سریلانکا، گروهی از جدایی‌طلبان تامیل تهدید کردند که بیماری‌های گیاهی غیربومی را در میان مزارع کائوچو و چای در طرحی برای تضعیف دولت گسترش خواهند داد. بین سال‌های ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۷، کوبا ایالات متحده را به انجام ۱۲ حمله بیولوژیکی علیه انسان‌ها، حیوانات و محصولات کشاورزی متهم کرد.

 

آگروتروریسم علیه زیرساخت‌های حیاتی

کشاورزی یک زیرساخت ملی حیاتی است که به عنوان محرک دسترسی و ایمنی غذا در هر کشوری عمل می‌کند - که هر دو برای امنیت غذایی اساسی هستند. پنج هدف بالقوه برای تروریسم بیولوژیکی کشاورزی وجود دارد: محصولات زراعی، دام، محصولات غذایی در حال فرآوری یا توزیع، محصولات غذایی آماده برای بازارهای عمده فروشی یا خرده فروشی، تأسیسات کشاورزی مانند کارخانه‌های فرآوری، تأسیسات ذخیره‌سازی، فروشگاه‌های عمده فروشی و خرده فروشی، زیرساخت‌های حمل و نقل و آزمایشگاه‌های تحقیقاتیجنگ علیه محصولات کشاورزی، که شامل استفاده از عوامل بیولوژیکی و علف‌کش‌ها می‌شود، می‌تواند منجر به قحطی‌های ویرانگر، سوءتغذیه شدید، فروپاشی اقتصادهای مبتنی بر کشاورزی و ناامنی غذایی شود. موارد مستندی از استفاده از آفت‌کش‌های سیب‌زمینی، سیاه‌زخم، زنگ زرد و سیاه گندم و هجوم حشراتی مانند سوسک سیب‌زمینی کلرادو، شپشک کلزا و کرم ساقه‌خوار ذرت در طول جنگ‌های جهانی اول و دوم وجود دارد.

به طور مشابه، مواد به طور گسترده در جنگ ویتنام به عنوان عوامل ضد محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار گرفتند. کپک‌ها و مایکوتوکسین‌ها در هر مرحله از زنجیره غذایی باعث ضررهای اقتصادی می‌شوند: مزارع دچار کاهش محصول می‌شوند، طیور یا دام‌ها مسموم می‌شوند و صنایع غذایی که برای انسان و حیوانات غذا تولید می‌کنند، تحت تأثیر قرار می‌گیرند. علاوه بر این، مسمومیت مزمن ناشی از مایکوتوکسین‌ها سلامت مصرف‌کننده را به خطر می‌اندازد. این ویژگی‌ها مایکوتوکسین‌ها و قارچ‌هایی که آنها را تولید می‌کنند، عوامل مؤثری در تروریسم کشاورزی و تروریسم بیولوژیکی به طور گسترده‌تر می‌کنند.

 

سخن نهایی

جنگ بیولوژیکی در بخش کشاورزی اغلب نتیجه درگیری نظامی، سیاسی یا ایدئولوژیک است. بر اساس موارد فوق، واضح است که تروریسم کشاورزی خطرات قابل توجهی را برای ایمنی و دسترسی به مواد غذایی ایجاد می‌کند و بدون شک امنیت غذایی و حق بر غذا را تهدید می‌کند. علاوه بر این، تأثیرات منفی تروریسم غذایی فراتر از ایمنی مواد غذایی است و به حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و بهداشتی نیز می‌رسد. تروریسم کشاورزی که بخش کشاورزی را هدف قرار می‌دهد، پیامدهای بالقوه‌ای برای سلامت انسان دارد و اغلب باعث اثرات منفی بر اقتصاد و اختلال در ثبات سیاسی می‌شود. بیماری‌های ناشی از غذا، چه عمدی و چه غیرعمدی، می‌توانند خدمات بهداشت عمومی را به شدت تحت فشار قرار دهند.

بسیاری از کشورها نمی‌توانند به موارد اضطراری از این نوع پاسخ دهند، جایی که سیستم‌های بهداشت عمومی مجبور به مقابله با حوادث تروریسم غذایی هستند.

در حالی که بسیاری از کشورها نوعی برنامه واکنش اضطراری دارند، این برنامه‌ها اغلب ایمنی مواد غذایی را در نظر نمی‌گیرند. این عدم آمادگی می‌تواند منجر به تشخیص نادرست، تحقیقات آزمایشگاهی نامناسب و عدم شناسایی و جلوگیری از شیوع مواد غذایی آلوده شود و در نتیجه پاسخ مؤثر برای دستیابی به امنیت غذایی را تضعیف یا حتی از آن جلوگیری کند. در مقایسه با حمله به انسان‌ها، حمله به کشاورزی برای عاملان آن خطر کمتری دارد. عوامل کشاورزی عموماً نسبت به عوامل بیماری‌زای انسانی ایمن‌تر هستند و واکنش عمومی ممکن است شدت کمتری داشته باشد - مگر اینکه هدف، غذای آماده برای خوردن باشد. با این حال، برخی از بیماری‌های دام و طیور مشترک بین انسان و دام هستند، به این معنی که می‌توانند به انسان منتقل شوند و منجر به شیوع بیماری‌های انسانی شوند.

 

نویسنده: دکتر حسین شیرزاد تحلیل‌گر و دکترای توسعه کشاورزی

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای