تهران در صدر آمار کودکان کار؛ بررسی دلایل و راهکارهای کاهش این آسیب
تهران بیشترین آمار کودکان کار کشور را دارد؛ بررسی دلایل گسترش این آسیب اجتماعی و راهکارهای کاهش آن با تمرکز بر حمایت از خانوادهها.
تهران بار دیگر در صدر آمار کودکان کار کشور قرار گرفته است؛ آماری که فراتر از یک عدد، از تداوم چرخه فقر، مهاجرت، نابرابریهای اجتماعی و ناکارآمدی برخی سیاستهای حمایتی حکایت دارد.
هرچند سازمان بهزیستی بر گسترش خدمات آموزشی و حمایتی برای این کودکان تأکید میکند، اما تداوم حضور آنان در خیابانهای پایتخت نشان میدهد که مقابله با این آسیب، بیش از هر چیز نیازمند کاهش فقر، توانمندسازی خانوادهها و اجرای هماهنگ قوانین حمایتی است.
تهران؛ مقصد اصلی کار کودکان
بر اساس خبر منتشرشده از سوی ایرنا، سیدحسن موسوی چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، اعلام کرده است که تهران بیشترین فراوانی کودکان کار و خیابان را در میان شهرهای کشور دارد و پس از آن، کلانشهرها و شهرهای زیارتی و گردشگری، بیشترین سهم را از این آسیب اجتماعی به خود اختصاص دادهاند.
در همین گزارش آمده است که سال گذشته حدود هفت هزار کودک کار در موقعیت خیابان از خدمات سازمان بهزیستی بهرهمند شدهاند؛ آماری که اگرچه نشاندهنده فعالیت دستگاههای حمایتی است، اما در عین حال بیانگر گستردگی مسأله نیز هست.
این آمار، تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد؛ زیرا بسیاری از کودکان کار هرگز وارد چرخه شناسایی و دریافت خدمات نمیشوند و همچنان در خیابانها، چهارراهها، کارگاههای غیررسمی یا مراکز بازیافت مشغول فعالیت هستند.
چرا تهران بیشترین کودکان کار را دارد؟
پاسخ این پرسش را باید در مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی جستوجو کرد.
نخستین عامل، تمرکز فرصتهای درآمدی در تهران است. پایتخت به دلیل جمعیت بالا، تردد گسترده شهروندان و گردش مالی قابل توجه، محیطی فراهم میکند که کودکان میتوانند از طریق دستفروشی، شیشهپاککنی، گلفروشی، جمعآوری زباله یا فروش کالاهای کوچک درآمد کسب کنند. همین موضوع باعث میشود بسیاری از خانوادههای آسیبپذیر، تهران را به عنوان مقصد مهاجرت انتخاب کنند.
عامل دوم، فشارهای اقتصادی بر خانوارها است. تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و اشتغال ناپایدار موجب شده است برخی خانوادهها برای تأمین حداقل هزینههای زندگی، ناچار به استفاده از نیروی کار فرزندان خود شوند.
در گزارش ایرنا نیز به نقل از معاون سازمان بهزیستی تأکید شده است که بیشتر کودکان کار با خانوادههای خود زندگی میکنند و عمده آنها برای کمک به تأمین معیشت خانواده وارد بازار کار میشوند. این نکته نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، بسیاری از کودکان کار بیسرپرست نیستند؛ بلکه قربانی فقر خانوادگی هستند.
کودکان کار؛ قربانی فقر یا ضعف سیاستهای حمایتی؟
اگرچه نمیتوان نقش مشکلات اقتصادی را نادیده گرفت، اما تقلیل مسأله کودکان کار به فقر نیز سادهسازی یک بحران چندوجهی است.
کارشناسان حوزه رفاه اجتماعی معتقدند زمانی که نظام حمایت اجتماعی نتواند از خانوادههای کمدرآمد پشتیبانی مؤثر کند، کودک نخستین قربانی خواهد بود. نبود حمایتهای پایدار، پوشش ناکافی بیمههای اجتماعی، ضعف مهارتآموزی والدین و محدود بودن فرصتهای اشتغال، خانواده را به سمت استفاده از درآمد کودک سوق میدهد.
از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از کودکان کار در اقتصاد غیررسمی فعالیت میکنند؛ اقتصادی که نظارت مؤثری بر آن وجود ندارد و قوانین حمایت از کودک در بسیاری از موارد بهدرستی اجرا نمیشود.
آموزش؛ راهکار ضروری اما ناکافی
در خبر ایرنا، معاون سازمان بهزیستی، آموزش را مهمترین راهبرد ساماندهی کودکان کار معرفی کرده و با اشاره به تجربه کشورهایی مانند هند و برزیل، بر اهمیت آموزش سواد، مهارتهای زندگی و مهارتهای فنی و حرفهای تأکید کرده است.
بیتردید، آموزش یکی از مؤثرترین ابزارهای کاهش چرخه فقر بیننسلی است، اما آموزش زمانی نتیجهبخش خواهد بود که کودک مجبور نباشد میان مدرسه و تأمین نان خانواده، یکی را انتخاب کند.
واقعیت این است که خانوادهای که توان پرداخت هزینههای ابتدایی زندگی را ندارد، حتی اگر آموزش رایگان هم در دسترس باشد، ممکن است همچنان کودک را به بازار کار بفرستد.
بنابراین آموزش باید در کنار حمایت اقتصادی، خدمات اجتماعی و توانمندسازی خانواده قرار گیرد.
آیا مراکز حمایتی کافی هستند؟
بر اساس گزارش ایرنا، بیش از ۷۰ مرکز در کشور به کودکان کار و خیابان خدمات ارائه میکنند و بخش عمده این خدمات نیز توسط مراکز غیردولتی انجام میشود.
وجود این مراکز اقدامی ارزشمند است، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا ظرفیت آنها متناسب با ابعاد واقعی این آسیب اجتماعی است؟
تمرکز بیشتر خدمات در شهرهای بزرگ، محدودیت منابع مالی، کمبود نیروی متخصص و نبود بانک اطلاعاتی جامع از کودکان کار، از جمله چالشهایی است که اثربخشی این مراکز را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، ارائه خدمات زمانی موفق خواهد بود که پس از شناسایی کودک، وضعیت اقتصادی خانواده نیز مورد حمایت قرار گیرد؛ در غیر این صورت احتمال بازگشت کودک به خیابان بسیار بالا خواهد بود.
اجرای قانون؛ حلقه مفقوده حمایت از کودکان
در خبر ایرنا به ماده ۶ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان نیز اشاره شده است؛ قانونی که سازمان بهزیستی را موظف به شناسایی، حمایت و توانمندسازی کودکان در معرض آسیب میکند و همکاری سایر دستگاهها را نیز الزامی میداند.
با وجود این ظرفیت قانونی، همچنان پرسش مهم این است که چرا آمار کودکان کار کاهش محسوسی نداشته است؟!
واقعیت آن است که اجرای قوانین مرتبط با کودکان، نیازمند هماهنگی مستمر میان بهزیستی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، آموزشوپرورش، شهرداریها، دستگاه قضایی، نیروی انتظامی و سازمانهای مردمنهاد است. هرگونه خلأ در این زنجیره، فرصت بازتولید این آسیب را فراهم میکند.
مبارزه با کودکان کار یا مبارزه با فقر؟
یکی از مهمترین اشتباهات در سیاستگذاری، تمرکز صرف بر جمعآوری کودکان از سطح خیابان است.
تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که حذف کودک از خیابان بدون اصلاح وضعیت خانواده، تنها به بازگشت دوباره او به چرخه کار منجر میشود.
راهکار مؤثر، مبارزه با عوامل تولیدکننده کودکان کار است؛ عواملی مانند فقر، ترک تحصیل، اعتیاد والدین، بیکاری، مهاجرتهای آسیبزا، حاشیهنشینی و نبود حمایتهای اجتماعی پایدار.
راهکارهای مؤثر برای کاهش کودکان کار
برای کاهش این آسیب اجتماعی، مجموعهای از اقدامات همزمان ضروری است:
- تقویت حمایتهای معیشتی از خانوادههای کمبرخوردار.
- افزایش پوشش بیمههای اجتماعی و حمایت از اشتغال والدین.
- جلوگیری از ترک تحصیل از طریق حمایتهای مالی و آموزشی.
- برخورد قانونی با بهرهکشی اقتصادی از کودکان.
- توسعه مراکز محلهمحور خدمات اجتماعی در مناطق پرخطر.
- ایجاد بانک اطلاعاتی یکپارچه میان دستگاههای مسئول.
- گسترش همکاری با سازمانهای مردمنهاد و خیریههای تخصصی.
- فرهنگسازی عمومی برای کاهش استفاده از کار کودک و حمایت از حقوق کودکان.
کاهش کودکان کار؛ مسیری که از حمایت خانواده آغاز میشود
این موضوع که تهران بیشترین تعداد کودکان کار کشور را دارد، تنها یک شاخص آماری نیست؛ بلکه بازتابی از شکافهای اقتصادی، نابرابریهای اجتماعی و چالشهای نظام حمایت اجتماعی است.
همانگونه که در گزارش منتشرشده از سوی ایرنا تأکید شده است، آموزش و ارائه خدمات حمایتی از مهمترین راهبردهای سازمان بهزیستی برای ساماندهی کودکان کار است.
با این حال، تجربه نشان میدهد که حل پایدار این مسأله بدون کاهش فقر، توانمندسازی خانوادهها، اجرای مؤثر قوانین و هماهنگی واقعی میان دستگاههای مسئول امکانپذیر نخواهد بود.
کودکان نباید برای تأمین معاش خانواده، از حق کودکی، آموزش و آینده خود چشم بپوشند. آینده هر جامعهای از کلاسهای درس ساخته میشود، نه از چهارراهها و کارگاههای غیررسمی.
تنها با نگاهی جامع، پیشگیرانه و مبتنی بر توانمندسازی میتوان امید داشت که آمار کودکان کار، بهویژه در تهران، در سالهای آینده روندی کاهشی پیدا کند.