سیاستورزی جنگی
تحلیل اهمیت انتخابات اسرائیل، راهبرد «جنگ بهمثابه سیاستورزی» نتانیاهو پس از حمله الخلیل و آینده قدرت راستگرایان را بخوانید.
انتخابات اسرائیل همیشه برای خاورمیانهنشینها اهمیت داشته است؛ نه از آن رو که سیاست خارجی و راهبردهای اجرایی آن تفاوت زیادی میان احزاب راستگرا و چپگرای اسرائیلی دارد، بلکه به این دلیل که تندرویها و خشونت جریان راستگرا و در رأس آن بنیامین نتانیاهو چنان شدید بوده که این بار انتخابات در سرزمینهای اشغالی بیش از گذشته برای ساکنان خاورمیانه اهمیت یافته است. شهروندان غیراسرائیلی و در کانون آنان فلسطینیها امیدوارند با کنار رفتن راستگرایان و نخستوزیرشان، ماجراجوییها در دولت و ارتش اسرائیل فروکش کند.
راهبرد جنگ بیپایان یا افروختن جنگی به جنگ دیگر، که نتانیاهو برای ماندن در قدرت به آن توسل جسته، باید کنار گذاشته شود؛ هرچند او اکنون فرصت یافته پس از عملیات فلسطینیها در الخلیل، این راهبرد را بار دیگر احیا کند. چند روز پیش دو فلسطینی به یک ایست بازرسی در الخلیل حمله کردند و با استفاده از سلاح گرم دو سرباز اسرائیلی را کشتند و سه سرباز دیگر را زخمی کردند. خود آنان نیز در این درگیری کشته شدند و در آستانه انتخابات پارلمانی اسرائیل شوک بزرگی به شهروندان این کشور وارد شد.
هرچند هیچیک از گروههای فلسطینی مسئولیت اجرای این عملیات را بر عهده نگرفته و وابستگی مجریان آن به یکی از گروههای جهادی بهطور رسمی احراز و اعلام نشده، اما گروههای جهادی این عملیات را عملیاتی موفق خوانده و تبریک گفتهاند و از تداوم چنین عملیاتهایی استقبال کردهاند. در مقابل، راستگرایان اسرائیلی بهتندی علیه این عملیات موضع گرفته و خواستار گسترش و افزایش خشونت علیه فلسطینیها شدهاند. این در حالی است که گروههای نسبتاً میانهروی اسرائیل با تداوم چرخه خشونت در سرزمینهای اشغالی مخالفت کرده و میگویند بازتولید خشونت هرگز دستیابی به صلح را ممکن نمیکند.
در پی این حمله، لفاظیهای نخستوزیر اسرائیل درباره ضرورت بهکارگیری مشت آهنین برای سرکوب فلسطینیها از سر گرفته شد. نتانیاهو تهدید کرد همه منازل فلسطینیها در شهر الخلیل (الخلیل/حبرون) را نابود و ویران خواهد کرد و شدیدترین حملات علیه فلسطینیها از سال ۱۹۶۷ تاکنون را انجام خواهد داد. این تهدیدها در واقع همان سیاست و راهبرد معمول نتانیاهو، یعنی «جنگ بهمثابه سیاستورزی» است. پس از حملات هفتم اکتبر و آغاز جنگ علیه گروههای فلسطینی، نتانیاهو جنگ را در کانون سیاستورزی خود قرار داد و با توسل به حربه منازعه، نهفقط برگزاری انتخابات پارلمانی را بارها به تعویق انداخت، بلکه خود را قهرمان اسرائیل معرفی کرد. تکنیک قهرمانسازی با توسل به جنگ راهبردی است که بیبی برای تداوم ماندن در قدرت و ادامه نخستوزیریاش از آن بهره برده است. در همین زمینه، وقتی ترامپ با ارائه طرح ۲۰ مادهای به جنگ در غزه پایان داد، نتانیاهو ابتدا جنگ را بهتنهایی با ایران آغاز کرد و در مرحله بعد، ایالات متحده را به شروع جنگ مشترک اسرائیل و آمریکا علیه ایران تشویق نمود. بر این پایه، نتانیاهو جنگها را به ابزاری برای ماندن در قدرت و افزایش محبوبیت خود میان شهروندان سرزمینهای اشغالی و سایر اسرائیلیها تبدیل کرده است.
پایان جنگ در غزه و کاهش سطح منازعه نظامی با ایران، امکان توسل به راهبرد «جنگ بهمثابه سیاستورزی» را تا حد زیادی برای نتانیاهو و همکارانش ناممکن ساخت. چون جنگ فعالی وجود نداشت، ماجراجویی و گسترش آن برای صهیونیستها ممکن نبود. اکنون اما آنچه در الخلیل رخ داده، بار دیگر امکان ماجراجویی و توسل به جنگ برای تأثیرگذاری بر فضای سیاسی اسرائیل را برای بیبی فراهم آورده و او قصد دارد از این موقعیت به بهترین شکل برای ماندن در قدرت بهره بگیرد. حال اگر به تعویق انداختن انتخابات ممکن نباشد، نخستوزیر راستگرای اسرائیل میخواهد با بزرگنمایی خطر فلسطینیها و ایران، رایدهندگان اسرائیلی را از خطرهای موهوم بترساند و به حمایت از خود فراخواند.
نتانیاهو امیدوار است خشونتی که در الخلیل به خرج میدهد، از سقوط دولتش در پی ناکامی در انتخابات جلوگیری کند؛ اما نظرسنجیها نشان میدهد نه حمایت ترامپ از نتانیاهو و نه بازگشت به جنگ، هیچیک سودی برای او به همراه نداشته و نخواهد داشت. آخرین نظرسنجی که شنبهشب در سرزمینهای اشغالی انجام شد ــ و پس از آن تا روز رأیگیری نظرسنجی دیگری صورت نمیگیرد ــ نشان میدهد لیکود حداکثر ۱۸ تا ۲۰ کرسی به دست میآورد. احزاب راستگرا نیز حداکثر ۵۰ کرسی کنست را کسب میکنند. حزبی که به آیزنکوت تعلق دارد ۲۰ تا ۲۲ کرسی و احزاب مخالف نخستوزیر فعلی نیز ۵۲ کرسی یا بیشتر در پارلمان به دست خواهند آورد. این ترکیب اگرچه بهروشنی نشان میدهد هیچیک از دو گروه ارشد در انتخابات اسرائیل به ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت نمیرسند، اما وضع مخالفان نتانیاهو بهتر از راستگرایان است.
در عین حال اکنون این احتمال مطرح شده که در انتخابات سهشنبه ترکیب کرسیهای کنست به گونهای باشد که هیچیک از دو اردوگاه نتوانند در شش هفته پس از انتخابات دولت را تشکیل دهند. در این صورت برگزاری مجدد انتخابات ضرورت مییابد و نخستوزیری نتانیاهو نیز تداوم مییابد. برخی ناظران میگویند اتفاقاً اگر ترکیب کنست برای تشکیل کابینه جدید اسرائیل مناسب نباشد و انتخابات مجدد الزامی شود، احتمال توسل نتانیاهو به ماجراجوییهای خشونتآمیز بیشتر میشود. در واقع نتانیاهو تصور میکند رایدهندگانی که سهشنبه یا در انتخابات بعدی به پای صندوقهای رأی میروند، اعمال خشونت علیه فلسطینیها را بیشتر میپسندند و به همین دلیل میتواند بار دیگر از ابزار جنگ برای نمایش قدرت و جلب آراِ راستگرایان بهرهبرداری کند.
به همین دلیل فلسطینیها معتقدند وضعیت موجود ممکن است به افزایش خشونتها در سرزمینهای اشغالی بینجامد، اما این اوضاع احتمالاً به جنگ با ایران منجر نخواهد شد؛ چراکه رایدهندگان اسرائیلی چندان با سودمندبودن جنگ با ایران برای اسرائیل موافق نیستند و نظامیان اسرائیلی نیز علاقهای به درگیر شدن در جنگی خونین و خسارتبار که اقتصادشان را آسیبپذیرتر کند ندارند. موضعگیری ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، نشان میدهد در این مقطع ارتش این کشور (IDF) ترجیح میدهد سکوت کند و منتظر ابتکار عمل واشنگتن بماند. از این بابت، کشیده شدن انتخابات اسرائیل به دور دوم، رویداد قابل اعتنایی برای ایران نخواهد بود.