ریزش ۴۰ درصدی صادرات زعفران ایران؛ هشدار جدی در آستانه روز ملی طلای سرخ
افت ۴۰ درصدی صادرات زعفران ایران در آستانه روز ملی؛ بررسی موانع لجستیک، چالش تعهد ارزی و ضرورت راهاندازی هاب صادراتی منطقهای.
در آستانه پنجم آبان، روز ملی زعفران، آمارهای رسمی از انقباض نگرانکننده تجارت خارجی این محصول راهبردی حکایت دارد؛ وضعیتی که زنگ خطر را برای زنجیره ارزش طلای سرخ به صدا درآورده است.
بر اساس تازهترین گزارشهای آماری، صادرات زعفران ایران در نیمه نخست سال جاری افتی ۴۰ درصدی را تجربه کرده و حجم خروجی این محصول از ۱۰۰ تن در ۶ ماهه سال گذشته به حدود ۶۰ تن در سال جاری سقوط کرده است.
همزمانی این افت با فرارسیدن روز ملی نشان میدهد که نامگذاری تقویمی بهتنهایی نمیتواند چتر حمایتی مطمئنی برای حفاظت از منافع ملی در بازارهای صادراتی باشد و چالشهای ساختاری در حال تضعیف جایگاه استراتژیک این محصول ارزآور هستند.
تله سهگانه لجستیک، تبادلات مالی و سیاست ارزی
محمدرضا اردیخانی، رئیس هیأتمدیره صندوق توسعه صادرات زعفران در گفتوگو با خبرگزاری مهر، در تشریح علل شکلگیری این وضعیت افت، ریشه چالشها را در سه محور مشخص خلاصه میکند: بحران ترانزیت هوایی، انسداد روابط بانکی و دشواریهای ناشی از ضوابط ارزی.
به گفته وی از آنجا که حدود ۹۰ درصد محمولهها بهصورت هوایی جابهجا میشوند، افزایش هزینههای پروازی و گرانی سوخت در کنار انحصار ترانزیت در مسیرهای وابسته به تنها یک کشور واسط، زمان تحویل بار را ۱۰ تا ۱۲ روز به تأخیر انداخته است.
این اختلال گسترده در زنجیره لجستیک، زمانی پیامدهای ویرانگر خود را نمایان میسازد که با نوسانات بازار و طولانی شدن فرایند تسویه مالی همراه شود.
فاصله زمانی ثبت قرارداد تا دریافت محصول در مقصد، به دلیل تغییرات نرخ ارز، تراز مالی صادرکننده را به هم میریزد و حاشیه سود فعالان را میبلعد.
در کنار این موضوع، مقررات مربوط به رفع تعهد ارزی و کارمزدهای سرسامآور کانالهای واسطه بانکی برای انتقال وجوه، انگیزه را در بخش رسمی کاهش داده و صادرات رسمی را زمینگیر کرده است.
بنبست برندسازی تجاری و تداوم عرضه خام
زخم کهنه فروش فلهای همچنان مهمترین پاشنه آشیل زنجیره ارزش به شمار میرود.
به اذعان رئیس هیأتمدیره صندوق توسعه صادرات زعفران، باوجود تلاشهای پراکنده برای توسعه بستهبندی، مقاومت فروشگاههای زنجیرهای بزرگ خارجی در پذیرش شناسنامه تولیدی ایران به دلیل فشارهای تجاری بینالمللی، سهم بستهبندیهای نهایی را بهشدت محدود نگه داشته است.
نتیجه مستقیم این رویکرد، واگذاری ارزشافزوده فرآوری، بستهبندی و بازاریابی نهایی به واسطههای بینالمللی در امارات و اسپانیا بوده است.
خامفروشی مداوم نهتنها سود نهایی را از اقتصاد ملی و کشاورزان سختکوش دریغ میکند، بلکه پیوند مستقیم بازار با زنجیره تولید داخل را قطع میسازد.
زمانی که زعفران ایرانی بدون نام و نشان معتبر در بازارهای جهانی توزیع شود، نوسانات ژئوپلیتیک و تحریمها بهسرعت میتوانند کانالهای فروش را به صفر نزدیک کنند؛ اتفاقی که اکنون در آمار ۶ ماهه ابتدایی سال بازتاب یافته است.
ضرورت تسریع در ایجاد هاب منطقهای
برونرفت از این انسداد، نیازمند اتخاذ تصمیمی واقعبینانه در حوزه بازرگانی منطقهای است.
طبق پیشنهاد اردیخانی، راهاندازی «هاب صادراتی» در یک کشور منطقهای میتواند گره کور حملونقل هوایی، ریسک تأخیر بار و تنگناهای تبادلات مالی را باز کند و دسترسی تجار به بازارهای جهانی را مجدداً تضمین نماید.
چنین مرکزی همچنین میتواند فرصت مناسبی برای انتقال عملیات بستهبندی، استانداردسازی پیشرفته و توزیع بدون واسطه تحت برندهای مشترک فراهم کند.
در نهایت این که حفظ عنوان بزرگترین تولیدکننده طلای سرخ جهان، دیگر بهتنهایی برای پیشتازی تجاری کافی نیست. اگر سیاستگذار با اصلاح رویکرد رفع تعهد ارزی و تسهیل تبادلات حملونقلی از توان بخش خصوصی بهره نگیرد، افت ۴۰ درصدی صادرات میتواند در فصول آتی به واگذاری همیشگی سهم بازار به رقبا منجر شود.