خبر فوری
شناسه خبر: 53623

روایت عملیات دلتا فورس آمریکا بر خانهٔ مرحوم ملا محمد عمر مجاهد

روایتی از یورش دلتا فورس آمریکا به خانهٔ ملا عمر در آغاز جنگ افغانستان؛ عملیاتی که با مقاومت، تلفات و عقب‌نشینی نیروهای ویژه ناکام شد

روایت عملیات دلتا فورس آمریکا بر خانهٔ مرحوم ملا محمد عمر مجاهد

اخبار سبز کشاورزی؛این یادداشت روایتی است از یکی از نخستین عملیات‌های نیروهای ویژهٔ آمریکا (دلتا فورس) در آغاز جنگ افغانستان؛ عملیاتی که بنا بر منابع مختلف، به هدف دستگیری یا ترور ملا محمد عمر در حاشیهٔ شهر قندهار انجام شد.

 

دیروز، هنگامی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در برابر جنرالان بلندپایه و وزیرانش پشت تریبون ایستاد تا ماجرای بازداشت نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، را بازگو کند، سخن را با ستایش از «دلتا فورس» آغاز کرد؛ نیرویی که او آن را زبده‌ترین، برق‌آساترین و کارآمدترین یگان رزمی جهان خواند؛ نیرویی که ـ به روایت او ـ در عملیاتی خیره‌کننده، مادورو و همسرش را زنده و بی‌هیچ آسیبی به دام انداخت.

اما تاریخِ نزدیک، حافظه‌ای لجوج دارد. همین یگان، در نخستین روزهای یورش آمریکا به افغانستان، کوشید با عملیاتی هم‌سنخ، مرحوم ملا صاحب را در قندهار یا به شهادت برساند یا زنده اسیر کند. اینکه آن «بهترین نیروی آموزش‌دیدهٔ جهان» در خاک افغانستان با چه سرنوشتی روبه‌رو شد، پاسخ را باید در لابه‌لای اوراق کتاب «ثالث عمر» جست. نویسنده در صفحهٔ ۲۶۸ چنین می‌نگارد:

با آغاز یورش، آمریکایی‌ها نه‌تنها خانه و شخص ملا صاحب را هدف گرفتند، بلکه نخستین عملیات ویژهٔ خود را نیز به‌واسطهٔ نیروهای خاص بر خانه و دفتر او اجرا کردند. در ۲۸ میزان (۲۰ اکتبر)، ارتش آمریکا با هدف ترور یا دستگیری زندهٔ ملا صاحب، بر ساختمانی در حاشیهٔ شهر قندهار یورش برد؛ ساختمانی که هم منزل او بود و هم مقر امارت. بنا بر منابع آمریکایی، این عملیات به دست یگان‌های ویژهٔ دلتا فورس و کوماندوها انجام شد.

در گام نخست، نزدیک به صد کوماندوی آمریکایی در فرودگاهی متروک در ریگستان، حدود شصت مایل جنوب‌غرب قندهار، فرود آمدند تا در صورت نیاز، نیروی پشتیبان عملیات باشند. هم‌زمان، در همان شب، گروه دوم دلتا فورس و کوماندوها ـ بیش از صد نفر ـ در نزدیکی خانهٔ ملا صاحب پیاده شدند. بالگردها گرداگرد خانه نشستند و پیش از هر چیز، بارانی از گلوله بر اطراف بارید تا هر تهدید احتمالی در نطفه خفه شود.

نگهبانان مجاهدِ خانه در آغاز واکنشی نشان ندادند؛ آنان می‌دانستند که خانه تخلیه شده و مهاجمان، حتی اگر وارد شوند، چیزی به چنگ نخواهند آورد. اما اندکی بعد، زمانی که مجاهدان کمکی از شهر قندهار به صحنه رسیدند، ناگهان آتش بر آمریکایی‌ها فرو ریخت.

سیمور هرش، روزنامه‌نگار تحقیقی نامدار، در گزارشی مستند به نقل از کوماندوهای آمریکایی می‌نویسد:

«وقتی در حال عقب‌نشینی بودیم، طالبان قیامت بر سرمان فرود آوردند. شبخون زدند، با سلاح‌های سبک و راکت‌اندازهای آرپی‌جی حمله کردند. نارنجک‌ها را چنان می‌انداختند که گویی پایانی ندارند. یگان ویژه ناچار به عقب‌نشینی و جنگ تدافعی شد؛ زیرا طالبان دست بالا را داشتند. دلتا فورس تلفات دید، شماری زخمی شدند، نیروها به گروه‌های کوچک تقسیم گشتند تا راه گریز برای دیگران باز شود. در همان حال، بالگردهای جنگی بی‌امان خانهٔ ملا محمد عمر مجاهد را به رگبار بستند. اما دلتا فورس، کوماندوها و نیروهای پشتیبان، همگی آشفته و هراسان گریختند. در این گریز، چرخ‌های یک بالگرد چینوک به دامنهٔ تپه خورد و شکست. ما برای این عملیات آمادگی فراوان داشتیم؛ می‌پنداشتیم با ورودمان جادو خواهیم کرد، اما با نخستین حملهٔ طالبان فهمیدیم که جادوگر نیستیم.»

این اعتراف، سندی است روشن. آمریکایی‌ها در نخستین یورش، همهٔ محاسبات احتیاطی را به کار بستند و کارکشته‌ترین نیروهای ویژهٔ خود ـ دلتا فورس ـ را به میدان فرستادند؛ اما در عرصهٔ واقعیت، دستاوردی نداشتند و با دستانی خالی بازگشتند. پس از آن، طالبان تایرهای شکستهٔ بالگرد آمریکایی و یک قبضه سلاح برجامانده از نیروهای ویژه را در برابر رسانه‌ها به نمایش گذاشتند؛ یادگاری‌هایی خاموش از شتاب‌زدگی و هراسِ فراری که خود گواه ماجرا بود.

این روایت، نه افسانه است و نه خطابه؛ گزارشی است از جایی که غرور تکنولوژیک، در برابر ارادهٔ میدان، فرو ریخت.

 

 قاری عبدالستار سعید

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای