دیگر کسی نامه نمینویسد؛ پایان یک سنت انسانی در عصر دیجیتال
با تعطیلی پست سنتی در دانمارک، پرسش مهمی مطرح شده: آیا واقعاً دیگر کسی نامه نمینویسد؟ گزارشی تحلیلی از پایان یک سنت انسانی.
تصمیم تازه دانمارک برای تعطیلی عملی سیستم سنتی پست، زنگ پایان رسمیِ دورهای را به صدا درآورده که قرنها زبان عشق، سیاست، ادبیات و انسانیت بود؛ دورانی که در آن، نامه معنا داشت و امروز این پرسش را پیش میکشد: آیا واقعاً دیگر کسی نامه نمینویسد؟
نامه؛ ستون پنهان تاریخ، ادبیات و شخصیت انسان
اخبار سبز کشاورزی؛ نامه در تاریخ و ادبیات، نقشی فراتر از ابزار ارتباطی داشته است. از نامههای عاشقانه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان، تا نامههای احمد شاملو به آیدا؛ از نامههای نهرو به دخترش، تا نامه تاریخی مصطفی رحیمی به آیتالله خمینی.
نامههای گرامشی، کافکا، توماس مان، چارلی چاپلین، هانا آرنت و دیگران، نهتنها سندهای شخصی، که بخشی از حافظه فرهنگی جهاناند. حتی آثاری چون «کسی به سرهنگ نامه نمینویسد»، «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» یا نامه ایزابل آلنده به دخترش، خود به کتابهایی ماندگار بدل شدهاند.
وقتی شعر هم نامه میشود
در ادبیات فارسی، نامه نهفقط ابزار که «بیان» بوده است. حافظ آرزوی خود را در قالب نامه میریزد و سعدی غزل را نامهوار به سوی دوست میفرستد: «هر غزلم نامهایست صورت حالی در او…»
سایه، نامه را به اشاره نگاه تقلیل میدهد و اسکار وایلد میگوید: نامههای خوب، مثل دوستهای خوباند.
و حالا، انگار باید بپرسیم: دیگر کسی نامه نمینویسد؟
دانمارک؛ جایی که پایان نامهنگاری رسمیت یافت
دانمارک، کشوری با بیش از ۴۰۰ سال سابقه در شبکه توزیع نامه، بهتازگی تصمیمی تاریخی گرفته است؛ تصمیمی که اگر جهانی شود، میتواند مهر پایانی بر دوران نامهنگاری بزند.
این کشور اعلام کرده که به یک «ابرقدرت دیجیتال» تبدیل شده و دیگر مکاتبات سنتی توجیه اقتصادی ندارد. حجم نامههای پستی در دانمارک بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته و شرکت پست این کشور، ۱۵۰۰ نفر از آخرین کارکنان خود را اخراج کرده است. فروش آخرین تمبرهای پستی نیز در ۱۸ دسامبر پایان یافت.
صندوق پستی دیجیتال؛ جایگزین قلم و کاغذ
دولت دانمارک همه شهروندان را ملزم کرده صندوق پستی دیجیتال داشته باشند تا مکاتبات اداری و شخصی بدون کاغذ انجام شود. شرکتها نیز ارسال نامه سنتی را چنان گران کردهاند که عملاً شهروندان به سمت فضای دیجیتال رانده شوند.
به بیان ساده، دیجیتالیشدن جامعه و صرفهنداشتن اقتصاد پست سنتی، دلایل رسمی این تصمیماند.
آیا این شتر به ایران هم میرسد؟
با تأخیر یا بدون تأخیر، احتمالاً بله. در ایران که نامهنگاری سنتی همواره محدودتر از بسیاری کشورها بوده، پیامرسانها، ایمیلها، واتساپ و تیمز، بیش از پیش جای نامه را گرفتهاند؛ همانطور که کتاب دیجیتال نیز آرامآرام عرصه را بر کتاب کاغذی تنگ کرده است.
در چنین شرایطی، این گزاره بیش از همیشه واقعی به نظر میرسد: دیگر کسی نامه نمینویسد.
سود محیطزیستی یا زیان فرهنگی؟
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا حذف نامهنگاری سنتی، گامی مثبت برای محیطزیست و حفظ جنگلهاست؟
یا ما در حال از دست دادن بخشی از مدنیت، عشق و ارتباط ملموس انسانی هستیم؛ ارتباطی که بو داشت، وزن داشت، تأخیر داشت و انتظار؟
آیا نامه بهزودی فقط در ادبیات و اسناد تاریخی زنده میماند، یا به حیاتی محدود اما معنادار ادامه خواهد داد؟
وقتی نسل بعد، ترانهها را نمیفهمد
آیا دو یا سه نسل بعد، کسی مفهوم ترانههایی چون
«نامههایم را بده» (گوگوش)،
«تو میگی نامه نوشتی، نرسیده» (مهستی)،
«نامهرسان، نامه من دیر شد»
یا «نامهای برای تو» با صدای شجریان را درک خواهد کرد؟
شاید آن روز، این سؤال دوباره تکرار شود؛
اما اینبار نه بهعنوان تحلیل، بلکه بهعنوان یک حسرت:
زمانی بود که کسی نامه مینوشت…