وقتی غفلت، میدان تخریب را باز میکند
میراث تاریخی ایران در روزهای بحران؛ فروپاشی آرام هویت ملی
افزایش حفاریهای غیرمجاز، تخریب بناهای تاریخی و بیتوجهی نهادهای مسئول؛ کنشگران از فروپاشی میراث تاریخی ایران در روزهای بحران میگویند.
در روزهایی که نگاهها به بحرانهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی دوخته شده، میراث تاریخی ایران بیصدا و بیپناه در حال فرو ریختن است؛ از حفاریهای غیرمجاز گرفته تا تخریب بناهای ارزشمند، آنچه امروز در سایه بحرانها نابود میشود، تنها آجر و خاک نیست، بلکه هویت تاریخی یک ملت است.
میراث تاریخی در بحران
اخبار سبز کشاورزی؛ در روزهای اخیر، گزارشهای متعددی از افزایش حفاریهای غیرمجاز، تخریب عامدانه آثار تاریخی و رهاشدگی محوطههای باستانی از نقاط مختلف کشور به دست ما رسیده است. کنشگران میراثفرهنگی در استانهای مختلف هشدار میدهند که در شرایط ملتهب ایران، سودجویان و تخریبگران بیش از هر زمان دیگری فعال شدهاند.

بهگفته این فعالان، در روزهایی که توجه مدیران و نهادهای مسئول به مسائل فوریتر معطوف شده، میراث فرهنگی ایران به یکی از بیدفاعترین حوزهها تبدیل شده است؛ حوزهای که سالهاست با کمبود بودجه، ضعف مدیریت و سیاستزدگی دستوپنجه نرم میکند و حالا در بحران، بیش از همیشه آسیبپذیر شده است.
در بحران، شمشیر تخریبگران تیزتر میشود
مهدی تمیزی، کنشگر باسابقه میراثفرهنگی در اصفهان، معتقد است وضعیت امروز میراث تاریخی نتیجه سالها بیتوجهی است؛ او میگوید تخریبگران میراث همیشه فعالاند، اما در دوران بحران، فرصت بیشتری برای عمل پیدا میکنند؛ چراکه نظارتها کاهش مییابد و سکوت مدیران، میدان را برای تخریب باز میگذارد.
تمیزی با انتقاد از عملکرد وزارت میراثفرهنگی تأکید میکند که این نهاد، در بسیاری از موارد آخرین مجموعهای است که به تخریب آثار واکنش نشان میدهد؛ درحالیکه وظیفه اصلیاش پاسداری از میراث تاریخی است. بهباور او، خالی شدن بدنه این وزارتخانه از «تعهد و تخصص»، یکی از ریشههای اصلی بحران امروز است.

تعهد و تخصص؛ حلقههای گمشده حفاظت از میراث تاریخی
بهگفته این کنشگر، در گذشته افرادی بودند که بدون عنوان و مقام رسمی، با جانودل از آثار تاریخی دفاع میکردند؛ افرادی مانند زندهیاد عباس بهشتیان که برای حفظ آثار اصفهان، هزینه شخصی، تهدید و حتی ضربوشتم را به جان میخریدند.
تمیزی با طرح این پرسش که «امروز چند نفر شبیه عباس بهشتیان داریم؟» میگوید مرمت بناهایی بینظیر مانند گنبد مسجد شیخ لطفالله نباید به مناقصههای کمهزینه سپرده شود: «مرمت شاهکارهای جهانی، تخصص و تعهد جهانی میخواهد، نه کمترین قیمت پیشنهادی.»
سیاستزدگی فرهنگ؛ میراثفرهنگی بدون برنامه بحران
امیر ترقینژاد، کنشگر میراثفرهنگی یزد، ریشه بحران را در سیاستزدگی ساختاری این حوزه میداند. بهگفته او، سالهاست که متولیان میراثفرهنگی بدون برنامه مدون، این حوزه را اداره میکنند و حتی برای شرایط بحرانی نیز هیچ دستورالعمل مشخصی وجود ندارد.
او تأکید میکند آثار ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو، طبق کنوانسیونهای بینالمللی نیازمند حفاظت ویژه در بحران هستند؛ اما در عمل، نهتنها برنامهای وجود ندارد، بلکه حتی آگاهی عمومی نسبت به ارزش این آثار نیز ایجاد نشده است.
تعطیلی بناها؛ وقتی نبود انسان، تخریب را تسریع میکند
حسین زندی، کنشگر میراثفرهنگی همدان، یکی از خطرناکترین پیامدهای شرایط فعلی را تعطیلی بناها و مراکز تاریخی میداند. او میگوید حضور انسان، مهمترین عامل حفاظت از آثار تاریخی است و با تعطیلی بناها، نظارت طبیعی از بین میرود.
او به تخریب خانه تاریخی «میرزایی پارسا» در همدان اشاره میکند؛ بنایی که بر اثر طوفان آسیب دیده، اما نه مالک و نه اداره میراثفرهنگی اقدامی برای نجات آن انجام ندادهاند. بهگفته زندی، پاسخ مسئولان اغلب این است: «همهچیز تعطیل است.»
فروپاشی مشارکت مردمی؛ جای خالی انجمنهای میراثفرهنگی
سمیه مراقی، برنده جایزه جهانی ایکوموس، با انتقاد از تضعیف انجمنهای میراثفرهنگی میگوید: در دهه گذشته، سیاستها بهگونهای پیش رفته که انجمنهای مردمی عملاً از چرخه حفاظت حذف شدهاند؛ درحالیکه بدون مشارکت مردم، حفاظت از این حجم از آثار تاریخی ممکن نیست.
بهگفته او، کمتر از ۱۰ سال پیش بیش از ۸۰۰ انجمن فعال میراثفرهنگی در کشور وجود داشت، اما امروز نام کمتر از ۳۰ انجمن فعال بهسختی قابل شناسایی است.
حفاری غیرمجاز؛ بحران پنهان اما فراگیر
سیاوش آریا، کنشگر میراثفرهنگی فارس، با اشاره به افزایش چشمگیر حفاریهای غیرمجاز میگوید: در گذشته، مردم محلی حتی بدون آگاهی علمی، از محوطههای تاریخی محافظت میکردند؛ اما امروز، همان میراث بهدست نسلهای بعدی تخریب میشود.
او ریشه این مسئله را فقر فرهنگی و ضعف آموزش هویتی میداند و تأکید میکند مشکلات اقتصادی هرگز نمیتواند توجیهی برای نابودی هویت تاریخی یک ملت باشد.
خانههای تاریخی؛ نخستین قربانیان بحران اقتصادی
رسول مجیدی، کنشگر میراثفرهنگی گلپایگان، میگوید خانهها و بناهای تاریخی امروز در خط مقدم تخریب قرار دارند. هزینههای سنگین مرمت، رکود گردشگری و نبود سرمایهگذار باعث شده بسیاری از این بناها به حال خود رها شوند.
او هشدار میدهد اگر این روند ادامه یابد، در سال آینده با سونامی تعطیلی بناهای تاریخی و اقامتگاههای بومگردی مواجه خواهیم شد؛ اتفاقی که به نابودی تدریجی بافتهای تاریخی میانجامد.
بحران میراث، بحران هویت
رضا سلیماننوری، عضو شورای راهبردی میراثفرهنگی خراسان رضوی، معتقد است مسئله اصلی، شناختهنشدن جایگاه میراثفرهنگی در نظام حکمرانی است.
او میگوید حفاظت از میراث بدون آگاهی عمومی و مشارکت اجتماعی ممکن نیست و تخریب آثار تاریخی، نشانهای از گسست هویتی عمیق در جامعه است.
میراثی که در سکوت فرو میریزد
آثار تاریخی ایران امروز نهتنها زیر فشار بحرانهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی قرار دارند، بلکه قربانی بیتوجهی، سیاستزدگی و ضعف مدیریت ساختاری شدهاند. کنشگران میراثفرهنگی، با وجود تمام محدودیتها، تلاش میکنند از این سرمایههای ملی محافظت کنند، اما بدون حمایت نهادی، حضور متخصصان و مشارکت واقعی مردم، این تلاشها کافی نخواهد بود.
میراث تاریخی، حافظه جمعی ایران است؛ اگر امروز از آن حفاظت نکنیم، فردا چیزی برای روایت هویت این سرزمین باقی نخواهد ماند./ پیام ما