کارکرد بیبدیل شوراها برای رأیدهندگان
بررسی نقش و کارکرد شوراهای اسلامی شهر و روستا در افزایش نظارت مردمی، پاسخگویی شهرداریها و شفافیت در مدیریت شهری و روستایی.
شوراهای اسلامی شهر و روستا، بهویژه برای شهرهای کوچک و روستاها، میتوانند کارکردهای بسیار مهم و مؤثری داشته باشند. هنگامی که قرار بود این شوراها در نخستین دوره تشکیل شوند، برخی افراد به انتقاد از این نهاد و کارکرد آن پرداختند و آن را نهادی موازی توصیف میکردند که بار هزینهای برای شهروندان خواهد داشت. آنان میپرسیدند در برابر این بار هزینهای، چه کارکردی برای آن قابل تصور است که تراز هزینه ـ فایده این نهاد را مثبت کند؟
روشن است که این پرسش انکاری از آن رو مطرح میشد که نهاد شورا در شهر یا روستا مورد تخریب قرار گیرد و به کنار گذاشتن و عدم تشکیل آن توصیه شود. از این رو، مطرحکنندگان چنین پرسشی برای نهاد شورا در شهر یا روستا کارکردی معرفی نمیکردند.
در مقابل، برخی مدافعان که کارکردها و منافعی را برای تشکیل این نهاد برمیشمردند، با استدلالهایی مواجه میشدند که نشان میداد بود یا نبود این نهاد چندان تأثیری نخواهد داشت و نهادهایی مانند استانداری و سایر دستگاههای اجرایی میتوانند همین مأموریتها و وظایف را انجام دهند و از پدید آمدن یک نهاد جدید و موازی جلوگیری کنند.
با این حال و بر اساس قانون اساسی، تشکیل شوراها گریزناپذیر بود و دولت سیدمحمد خاتمی این قانون را اجرا و شوراها را تشکیل داد. رئیسجمهور وقت استدلال میکرد که رئیسجمهور مسئول اجرای قانون اساسی در همه ابعاد است و این اصل بر زمینمانده قانون اساسی باید آنگونه که شایسته است عملی شود.
اما وقتی شوراها تشکیل شدند، همگان دیدند که ایجاد این نهاد چندان هم بیفایده نبوده است و کارکردهایی برای آن در نظر گرفته شده که توسط نهادهای دیگر قابل انجام نیست، یا اگر هم انجام شود، کیفیت نهایی آن به خوبی اجرای آن توسط شوراها نخواهد بود.
از جمله این کارکردها، نظارت مردمی و مستقیم بر عملکرد شهرداران و دهیاران و بازتاب دادن نتایج این نظارت به شهروندان ساکن شهرها و روستاها بود. در شهرهای بزرگ بهویژه، شهرداران تا حد زیادی فعالِ مایشاء بودند و کمتر به شهروندان پاسخ میدادند. در واقع شوراها به نهادی تبدیل شدند که شهرداریها را در برابر شهروندان پاسخگو کردند.
پیش از تشکیل این نهاد، بسیاری از شهرداران نیازی نمیدیدند که در برابر شهروندان پاسخگو باشند. آنان در برابر پرسشهای مهمی مانند اینکه پول پرداختی شهروندان ـ که از حوزههایی همچون عوارض شهری، مالیات شهری، فروش تراکم ساختمانی و مانند آن برای شهرداری حاصل میشود ـ صرف چه هزینههایی میگردد و چگونه مصرف میشود، معمولاً پاسخهایی کلی، مبهم و غیرقابل راستیآزمایی ارائه میدادند. همچنین گاهی دولت از پرداخت سهم هزینههای شهری که در بودجه سالانه بر عهدهاش گذاشته شده بود امتناع میکرد، یا از آن بدتر، دست در صندوق مالی شهرهای بزرگ و ثروتمند میبرد و برای پرداخت برخی از تعهدات مالی خود از منابع این صندوقها استفاده میکرد.
با تشکیل شوراهای شهر و روستا و فراگیر شدن پوشش عملیاتی آن در سراسر شهرها و روستاها، امور شهری و روستایی رنگ و بویی مردمی پیدا کرد. اعضای شوراها به جای آنکه صرفاً به دولت تعهد خدمتی داشته باشند ـ که این امر میتوانست به محافظهکاری رفتاری بینجامد ـ خود را در برابر رأیدهندگان و مردم متعهد میدانستند. به همین دلیل، برخی واقعیتها که تا آن روز ممکن بود بنا بر مصلحتها یا سلیقههایی به مردم گفته نشود، با مردم در میان گذاشته شد و شهروندان بهطور شفاف دریافتند که قرار است شهر یا روستایشان چگونه و بر اساس چه منطقی اداره شود و منابع آن چگونه هزینه گردد.