خبر فوری
شناسه خبر: 55633

اکوسیستم امنیت غذایی؛ زنجیره‌ای که با یک شوک فرو می‌پاشد

اکوسیستم امنیت غذایی فقط تولید غذا نیست؛ شبکه‌ای حیاتی از فناوری، اقتصاد، کشاورزی و مدیریت است که آینده سفره مردم را تعیین می‌کند.

اکوسیستم امنیت غذایی؛ زنجیره‌ای که با یک شوک فرو می‌پاشد

در جهانی که تغییرات اقلیمی، جنگ‌ها، بحران‌های اقتصادی و فناوری‌های نوین هم‌زمان آینده غذا را تحت‌تأثیر قرار داده‌اند، «اکوسیستم امنیت غذایی» دیگر فقط یک مفهوم دانشگاهی نیست؛ بلکه مسئله‌ای حیاتی برای بقا، تاب‌آوری جوامع و پایداری سفره مردم است.

اگر این اکوسیستم درست طراحی و مدیریت نشود، یک اختلال کوچک در تولید، حمل‌ونقل یا توزیع می‌تواند به بحرانی بزرگ در دسترسی مردم به غذای سالم و کافی تبدیل شود.

 

اکوسیستم چیست و چرا به امنیت غذایی رسیده است؟

اکوسیستم به اجزای جاندار، یعنی بخش‌های بیولوژیکی، و اجزای بی‌جان، یعنی بخش‌های فیزیکی، حاضر در یک محیط خاص و رابطه، تعامل یا تقابل میان آن‌ها اشاره دارد. اصل این واژه، مفهومی برای تفکیک یک منطقه مستقل از مناطق همجوار در زیستگاه‌های طبیعی بوده است؛ اما مدتی است که به حوزه‌های فناوری، کسب‌وکار، کشاورزی و دیگر عرصه‌ها نیز راه یافته است.

وقتی از اکوسیستم امنیت غذایی صحبت می‌کنیم، در واقع به چیزی فراتر از «غذا داشتن» اشاره داریم. منظور، شبکه‌ای درهم‌تنیده از عوامل مختلف مانند انسان، فناوری، اقتصاد و عوامل طبیعی است که در تعامل با یکدیگر این اطمینان را ایجاد می‌کنند که همه اعضای جامعه هدف، در شرایط مختلف و در تمام نقاط، به غذای کافی، سالم و مغذی دسترسی فیزیکی و اقتصادی داشته باشند.

 

پایه‌های اصلی اکوسیستم امنیت غذایی

یک اکوسیستم امن برای دستیابی به امنیت غذایی بر پایه‌های دسترسی فیزیکی، توان اقتصادی، سلامت و ارزش غذایی، یعنی مغذی بودن غذا، و پایداری استوار است.

در این چارچوب باید به چند پرسش اساسی پاسخ داد:

آیا در سیستم تأمین، یعنی تولید و تجارت منطقه، غذا به مقدار و تنوع لازم و کافی وجود دارد؟

آیا همه اقشار و طبقات جامعه توانایی فیزیکی و اقتصادی تهیه غذا را دارند؟

آیا سیستم توزیع مناسب در محدوده وجود دارد؟

آیا مواد غذایی در دسترس، مغذی و سالم هستند یا فقط برای پر کردن سفره‌ها تهیه می‌شوند؟

آیا کل سیستم، اعم از تولید، تجارت، زنجیره تأمین، زنجیره توزیع و سلامت‌سنجی، پایداری لازم را در برابر شوک‌های ناگهانی مانند خشکسالی، جنگ یا هر اتفاق پیش‌بینی‌نشده دیگر دارد؟

آیا این سیستم می‌تواند خود را در برابر تهدیدات بیرونی و داخلی حفظ و بازسازی کند؟

چنانچه پاسخ هر یک از این پرسش‌ها منفی باشد، اکوسیستم امنیت غذایی پایداری شکل نخواهد گرفت و با نخستین تهدید جدی، سیستم از هم خواهد پاشید.

 

پایداری اکوسیستم امنیت غذایی چگونه شکل می‌گیرد؟

آنچه یک اکوسیستم را پایدار می‌کند، تعادل داخلی میان اجزای سازنده آن، توانایی سازگاری با تهدیدات بیرونی و توانایی بازسازی خود است. در یک اکوسیستم، سیستم‌ها، سازمان‌ها، ماشین‌آلات و تجهیزات، فناوری‌های نرم داده‌پردازی و پردازش اطلاعات، گروه‌ها، تیم‌ها و افراد زیادی در حال فعالیت هستند.

ورود یک عامل خارجی، مانند ورود شکارچی به جنگل در کارتون «فصل شکار»، ابتدا همه را وحشت‌زده می‌کند؛ اما اکوسیستم هوشمند، آگاه به تغییرات محیطی و دارای برنامه، می‌داند چگونه با مشکلات مقابله کند. همان‌گونه که اکوسیستم جنگل در فصل شکار توانست از خود محافظت کند، اکوسیستم امنیت غذایی نیز باید بتواند در برابر شوک‌ها، تهدیدها و بحران‌ها تاب‌آور باشد.

 

زنجیره به‌هم‌پیوسته امنیت غذایی و مسئله تعادل

یک اکوسیستم امنیت غذایی، زنجیره‌ای به‌هم‌پیوسته است که اجزای آن را به یکدیگر پیوند می‌دهد. یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مؤثر در پایداری این زنجیره، بالانس بودن و تعادل میان همه اجزای سازنده است.

برای مثال، اگر برنج در شمال کشور به اندازه یک‌هزار تن تولید شود، اما ظرفیت حمل‌ونقل منطقه فقط هشتصد تن باشد، و ده درصد از محصول نیز در حین حمل‌ونقل و انبارداری ضایع شود، در ادامه اگر سیستم توزیع در مبدأ مناسب نباشد و توان توزیع به‌موقع و در تمام سطح منطقه را نداشته باشد، ده درصد دیگر محصول نیز در فرآیند توزیع از بین می‌رود.

در نتیجه، حدود سی درصد از محصول از بین رفته و حدود پنجاه درصد از جامعه هدف، عملاً هیچ محصولی دریافت نمی‌کنند. بنابراین، بالانسینگ در طول زنجیره و میان اجزای اکوسیستم امنیت غذایی، مسئله‌ای قابل توجه است که تا حد زیادی از چشم برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران پوشیده مانده است.

 

اجزای اصلی اکوسیستم امنیت غذایی

برای درک بهتر اکوسیستم امنیت غذایی، باید به اجزای سازنده آن اشاره کرد. نخستین بخش، بخش تأمین است که شامل تجار و واردکنندگان، تولیدکنندگان محصولات گیاهی، کشاورزان، تولیدکنندگان پروتئین، نهاده‌ها، ماشین‌آلات، متخصصان، کارشناسان فنی و برنامه‌ریزی می‌شود.

بخش فناوری، جمع‌آوری و پردازش اطلاعات در عصر حاضر نیز نقشی حیاتی دارد. فناوری‌های نوین مانند بلاکچین، اینترنت چیزها، هوش مصنوعی و سنجش از دور، با دقت بالا میزان و نوع محصول تولیدی را تعیین می‌کنند و از میزان ضایعات و تلفات انرژی به‌شدت می‌کاهند.

زنجیره تأمین و زنجیره توزیع، یکی از مهم‌ترین بخش‌های اکوسیستم امنیت غذایی را تشکیل می‌دهند. وضعیت وسایل حمل‌ونقل و راه‌ها، بنادر، خطوط ریلی، اسکله‌ها و باراندازها، ظرفیت انبارها، سیستم‌های انبارداری و سردخانه‌ها، روش‌های بسته‌بندی و حمل، ساختارهای مدیریت، عمده‌فروشی و خرده‌فروشی، تعیین می‌کنند که غذای لازم، کافی، سالم، متنوع و مغذی در تمام منطقه در دسترس همه هست یا نه.

هر یک از این بخش‌ها دارای زیربخش‌های متعددی هستند و هرکدام از آن‌ها نیازمند توجه، سیاست‌گذاری و مدیریتی مدرن، بر پایه اطلاعات و فناوری‌های متنوع هستند.

 

نقش اکوسیستم نوآوری و اکوسیستم کسب‌وکار در امنیت غذایی

برای بهره‌وری بهتر اکوسیستم امنیت غذایی، لازم است به دو موضوع مهم توجه ویژه شود؛ موضوعاتی که در زمان خود می‌توان به‌صورت مبسوط به هر یک پرداخت.

اکوسیستم نوآوری را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: شبکه‌ای از سازمان‌های به‌هم‌پیوسته که پیرامون یک نقطه کانونی شکل گرفته و ترکیبی از تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان و بخش‌های جانبی دیگر است و بر توسعه ارزش‌های جدید از طریق نوآوری تأکید دارد.

اکوسیستم کسب‌وکار نیز به‌صورت شبکه‌ای از اجزا توصیف می‌شود که با یکدیگر در تعامل هستند و در حین تعامل، ارتباطی پیچیده نیز دارند؛ به‌گونه‌ای که سلامت هر یک از اجزا بر سلامت کل اکوسیستم و عملکرد آن تأثیر می‌گذارد.

در کنار این موضوعات، باید توجه داشت که ما در حال حاضر با تغییر در پارادایم‌ها مواجه هستیم؛ تغییری که به‌کلی ارتباط و نوع عملکرد اکوسیستم‌ها را متحول می‌کند. بی‌توجهی به این تحول می‌تواند عواقب غیرقابل جبرانی به دنبال داشته باشد.

 

پارادایم چیست و چرا در امنیت غذایی اهمیت دارد؟

الگوواره یا پارادایم، سرمشق، الگوی مسلط و چارچوب فکری و فرهنگی است که مجموعه‌ای از الگوها و نظریه‌ها را برای یک گروه یا یک جامعه شکل می‌دهد. هر گروه یا جامعه، «واقعیات» پیرامون خود را در چارچوب الگوواره‌ای که به آن عادت کرده، تحلیل و توصیف می‌کند.

پارادایم، یک چارچوب فلسفی و نظری از یک رشته یا مکتب علمی در کنار نظریه‌ها، قوانین، کلیات و تجربیات به‌دست‌آمده و قاعده‌مندشده است.

بر اساس ایده توماس کوهن، پارادایم آن چیزی است که اعضای یک جامعه علمی با هم و هرکدام به‌تنهایی در آن سهیم هستند. این مفهوم، مجموعه‌ای از مفروضات، مفاهیم، ارزش‌ها و تجربیات را دربر می‌گیرد که روشی برای مشاهده واقعیت جامعه‌ای که در آن سهیم هستند، به‌ویژه در رشته‌های روشنفکرانه، ارائه می‌کند.

بر اساس ایده کوهن، پارادایم اصطلاحی فراگیر است که همه پذیرفته‌های کارگزاران یک رشته علمی را دربر می‌گیرد و چارچوبی فراهم می‌سازد که دانشمندان برای حل مسائل علمی در آن محدوده استدلال کنند.

کوهن معتقد است پارادایم یک علم تا مدت‌های طولانی تغییر نمی‌کند و دانشمندان در چارچوب مفهومی آن سرگرم کار خود هستند؛ اما دیر یا زود بحرانی پیش می‌آید که پارادایم را درمی‌شکند و دگرگونی علمی به وجود می‌آورد. پس از مدتی، پارادایم جدیدی شکل می‌گیرد و دوره‌ای تازه از علم آغاز می‌شود؛ دوره‌ای که دگرگونی در جهان‌بینی علمی را به همراه دارد.

کوهن نظریه جاری را پارادایم نمی‌نامد، بلکه جهان‌بینی موجود را که آن نظریه در قالب آن شکل گرفته و همه کاربردهایی که از آن حاصل شده است، پارادایم می‌نامد.

پدیده‌ای که در حوزه‌های علمی، فناوری، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و دیگر عرصه‌ها، مفروضات اساسی را به چالش می‌کشد و از چارچوب قبلی خارج می‌کند، علم دگرشی یا انقلابی، یا همان تغییر الگوواره و پارادایم شیفت است.

تغییر در پارادایم، به‌آرامی توسط گروه اندکی پیشنهاد می‌شود و معمولاً در ابتدا از سوی اکثریت فعالان حوزه رد می‌شود؛ اما وقتی تعداد مخالفان افزایش می‌یابد، پارادایم جدید جایگاه خود را تثبیت می‌کند.

تغییر پارادایم در حقیقت یک فرآیند روان‌شناختی است که با تغییر تدریجی الگوها، در نهایت به تغییر در روش اجرای پروژه‌ها می‌انجامد. پارادایم، یک چارچوب سازمان‌بخش عام در نظریه و پژوهش است که دربرگیرنده مفروضات بنیادی، مسائل اصلی، مدل‌های کیفیت بررسی و روش‌های دستیابی به پاسخ‌هاست.

 

تغییرات آهسته در طبیعت و تغییرات سریع در جوامع انسانی

در یک اکوسیستم طبیعی، تغییرات طی چندین قرن و به‌آهستگی صورت می‌گیرد؛ در نتیجه اکوسیستم زمان کافی برای سازگار کردن خود و حفظ پایداری و انسجامش را دارد. تغییر اکوسیستم، یک انتخاب طبیعی اجزای جاندار در فرآیند بقا و تکامل است.

زمانی که اکوسیستم مبدأ، به دلیل تغییر درون‌سیستمی یا به‌وسیله عاملی برون‌سیستمی، شرایط ادامه حیات را برای اجزای جاندار ناممکن می‌کند، و روش‌های دیگر مانند احتمال بازگشت شرایط یا سازگاری برای آن جزء جاندار امکان‌پذیر نیست یا با هزینه زیادی ممکن می‌شود، تغییر در اکوسیستم اجتناب‌ناپذیر است. اما مسئله اصلی زمان است: آیا زمان کافی برای اعمال تغییرات وجود دارد؟

 

انسان، مدنیت و ناتوانی برخی جوامع در سازگاری

عمر انسان خردمند حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزار سال تخمین زده شده است. مدنیت حدود ده‌هزار سال قبل آغاز شده و تاریخ علوم نیز از این هم کمتر و در حدود چهارصد سال پیش آغاز شده است.

در این مدت، تغییرات زیادی در نحوه تفکر و عمل انسان رخ داده است. بسیاری از جوامع، به دلیل ناتوانی در سازگاری با این تغییرات، یا از میان رفته‌اند یا به‌شدت تحلیل رفته‌اند.

اکوسیستمی که نتواند خود را با تغییر در پارادایم‌ها مطابقت دهد، محکوم به حذف از دایره تعاملات بشری خواهد بود. آنچه می‌تواند اکوسیستمی مانند اکوسیستم امنیت غذایی را در دایره تعاملات جامعه حفظ کرده و رشد دهد، پشتیبانی آن از طریق قوانین حقوقی، برنامه‌های مدیریتی و استانداردهای کنترلی، با درک پارادایم‌های عصر است.

در اکوسیستم امنیت غذایی، وجود دولت‌ها، شبکه‌ها، سازمان‌های استاندارد و سیستم‌های پایش سلامت که به‌وسیله قوانین حاکمیتی و بر مبنای تغییرات حوزه‌ها به‌روز می‌شوند، ضروری و شرط لازم است.

اکوسیستم امنیت غذایی با این هدف ایجاد می‌شود که در نهایت غذای لازم و کافی را به سفره‌های ذی‌نفعان و مصرف‌کنندگان نهایی برساند. صنایع تبدیلی، رستوران‌ها و خانواده‌ها در انتهای زنجیره و به‌عنوان مهم‌ترین حلقه قرار گرفته‌اند؛ حلقه‌ای که پایداری اکوسیستم ارتباط مستقیم با حیات آن‌ها دارد.

 

شوک‌های ناگهانی چگونه امنیت غذایی را تهدید می‌کنند؟

همان‌گونه که در طبیعت مشاهده می‌شود، اکوسیستم‌ها در برابر تغییرات ناگهانی و جهشی به‌شدت حساس و آسیب‌پذیر هستند و ممکن است از هم بپاشند. یک لکه نفتی می‌تواند یک اکوسیستم دریایی را در هم بشکند. تغییرات در اکوسیستم امنیت غذایی نیز می‌تواند برای بشریت مصیبت‌بار باشد.

در اتیوپی، هزاران انسان از کوچک و بزرگ از گرسنگی هلاک شدند. در چین، میلیون‌ها نفر در اثر فقر غذایی جان باختند. هزاران اروپایی در اثر تأثیرات جنگ بر زنجیره تأمین مواد غذایی از بین رفتند. یک بارندگی بی‌موقع می‌تواند کشت‌وکار کشاورزان هندی را از بین ببرد. حتی سیل‌های دلتای مصر موجب از هم‌پاشیدگی یک تمدن شدند.

تغییرات اقلیمی، تغییرات ژئوپلیتیک، افزایش بی‌رویه جمعیت، تغییرات زیست‌محیطی، بروز بیماری‌های همه‌گیر و تغییر در منابع طبیعی، نقش حیاتی در عملکرد اکوسیستم امنیت غذایی دارند.

امنیت غذایی فقط تأمین غذا نیست؛ بلکه یک چالش سیستمی، سازمانی و مدیریتی است. اگر هماهنگی میان اجزای سیستم وجود نداشته باشد، کل سیستم از هم خواهد پاشید.

 

فناوری‌های نوین؛ نقطه اتکای آینده امنیت غذایی

به نظر می‌رسد آنچه طی قرن‌ها کشاورزی و تولید محصولات غذایی را پشتیبانی و متحول کرده و با شرایط انسان‌های هر عصر سازگار ساخته، توجه ویژه به فناوری‌های همان عصر بوده است.

امروزه با افزایش جمعیت جهان و فشار مضاعف بر سیستم‌های تأمین غذا، توجه به فناوری‌های نوین و کشاورزی هوشمند می‌تواند تاب‌آوری سیستم‌های تأمین غذا را افزایش دهد.

مسئله امروز صنعت غذا فقط تولید بیشتر نیست. تولید بیشتر، اگر با هوشمندی، صرفه‌جویی در هزینه‌ها و استفاده از روش‌های نوین همراه نباشد، در درازمدت صدمات غیرقابل جبرانی به محیط زیست وارد می‌کند و امنیت غذایی در نسل‌های بعد را عملاً از میان خواهد برد. در چنین شرایطی، تأمین غذا می‌تواند به رقابتی خونین‌تر از هر جنگی تبدیل شود.

کشاورزی بر پایه هوش مصنوعی و اینترنت چیزها، سیستم‌های سنجش از دور، روش‌های جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات عظیم یا بیگ‌دیتا، سیستم‌های آبیاری، سم‌پاشی، کودپاشی و حرص نقطه‌ای، و همچنین بلاکچین برای شفافیت، تضمین درستی اطلاعات، امکان پیگیری زمانی و تأیید صحت اطلاعات محصول، می‌تواند به پایداری، تاب‌آوری و تأثیرگذاری اکوسیستم امنیت غذایی منجر شود.

 

آفت اصلی اکوسیستم امنیت غذایی؛ مدیریت بخشی و نگاه جزیره‌ای

در نهایت باید گفت که آفت اکوسیستم امنیت غذایی، نگاه بخشی و مدیریت قطعه‌ای است. مدیران برنامه‌ریز تأمین غذا باید به این باور برسند که تنها از کنار هم قرار دادن درست هر قطعه از یک پازل است که شکل نهایی درست می‌شود.

اصرار بر توجه به یک قسمت، با هدف ارائه گزارش‌های مقطعی از موفقیت‌ها، نتیجه‌ای جز ازهم‌گسیختگی امنیت غذایی نخواهد داشت.

امنیت غذایی یک اکوسیستم است؛ باید به اجزای زنده و غیرزنده آن توجه کافی و وافی شود. در غیر این صورت، راه به سرمنزل مقصود نخواهیم برد.

 

جمع‌بندی

اکوسیستم امنیت غذایی، مفهومی فراتر از تولید و توزیع غذاست. این اکوسیستم، شبکه‌ای پیچیده از انسان، فناوری، اقتصاد، طبیعت، سیاست‌گذاری، مدیریت، زنجیره تأمین، زنجیره توزیع و نظام سلامت‌سنجی است. هرگونه اختلال در یکی از این اجزا می‌تواند پایداری کل سیستم را تهدید کند.

در عصر تغییرات اقلیمی، بحران‌های ژئوپلیتیک، رشد جمعیت و تحول فناوری، نگاه سنتی به امنیت غذایی دیگر پاسخ‌گو نیست. آینده امنیت غذایی در گرو نگاه اکوسیستمی، استفاده هوشمندانه از فناوری‌های نوین، مدیریت داده‌محور و هماهنگی میان همه اجزای زنجیره است.

 

نویسنده: شهرام سلطانی، پژوهشگر فناوری‌های نوین

ایمیل: Contentshs@gmail.com

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای