خبر فوری
شناسه خبر: 56416

«صدسال به این سال‌ها» پس از ۱۹ سال اکران شد؛ نوشدارویی دیرهنگام

«صدسال به این سال‌ها» پس از ۱۹ سال توقیف اکران شد؛ نگاهی به فیلم سامان مقدم، بازیگران آن و تأثیر دیرهنگام اثری درباره تاریخ معاصر ایران.

«صدسال به این سال‌ها» پس از ۱۹ سال اکران شد؛ نوشدارویی دیرهنگام

نوزده سال برای یک فیلم سینمایی فقط یک تأخیر طولانی نیست؛ گاهی به معنای از دست رفتن بخش مهمی از زمان اثرگذاری یک فیلم است. «صدسال به این سال‌ها» ساخته سامان مقدم، پس از نزدیک به دو دهه توقیف، سرانجام از هشتم مرداد ۱۴۰۵ به صورت آنلاین در دسترس مخاطبان قرار گرفته است؛ فیلمی که در سال ۱۳۸۶ ساخته شد و پس از نمایش محدود در جشنواره فیلم فجر، برای سال‌ها از چرخه اکران کنار ماند.

اکنون تماشاگران می‌توانند فیلمی ۱۰۶ دقیقه‌ای را ببینند که قرار بود روایتگر بخشی از تاریخ معاصر ایران از زاویه زندگی یک خانواده باشد؛ اما گذر ۱۹ ساله زمان، خود به بخشی از معنای فیلم تبدیل شده است.

شاید مهم‌ترین پرسش امروز این نباشد که «صدسال به این سال‌ها» فیلم خوبی است یا نه؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا فیلمی که در سال ۱۳۸۶ ساخته شده، می‌تواند در سال ۱۴۰۵ همان تأثیر و معنایی را داشته باشد که سازندگانش در زمان تولید انتظار داشتند؟

 

«صدسال به این سال‌ها» درباره چیست؟

داستان فیلم حول زندگی زنی به نام ایران با بازی فاطمه معتمدآریا شکل می‌گیرد؛ زنی که زندگی شخصی او در امتداد سه دهه از تاریخ معاصر ایران روایت می‌شود.

ایران در کنار رفیع، با بازی رضا کیانیان، زندگی خود را آغاز می‌کند؛ اما اتفاقات بزرگ اجتماعی و سیاسی به‌تدریج وارد زندگی این خانواده می‌شوند.

انقلاب، جنگ، فقدان، فعالیت‌های سیاسی، زندان و تحولات اجتماعی هرکدام بخشی از زندگی شخصیت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

انتخاب نام «ایران» برای شخصیت اصلی نیز کاملاً آگاهانه به نظر می‌رسد. فیلم تلاش دارد سرگذشت یک زن را به تصویری نمادین از سرگذشت یک سرزمین تبدیل کند؛ زنی که در طول سال‌ها تغییر می‌کند، آسیب می‌بیند، عزیزانش را از دست می‌دهد و با تحولات اجتماعی و سیاسی زمانه پیش می‌رود.

 

تاریخ از پنجره خانه وارد می‌شود

یکی از جاه‌طلبانه‌ترین ویژگی‌های صدسال به این سال‌ها تلاش برای ترکیب یک داستان خانوادگی با تاریخ معاصر ایران است.

فیلم می‌خواهد همزمان یک ملودرام خانوادگی، یک روایت تاریخی و یک اثر اجتماعی درباره مفهوم وطن باشد. این جاه‌طلبی در بخش‌هایی جواب می‌دهد، اما در قسمت‌هایی نیز به نقطه ضعف فیلم تبدیل می‌شود.

پرش‌های زمانی متعدد باعث شده برخی شخصیت‌ها فرصت کافی برای شکل‌گیری و تحول پیدا نکنند. اتفاقات مهم تاریخی یکی پس از دیگری وارد داستان می‌شوند؛ اما همیشه ارتباط عاطفی میان این رویدادها و زندگی شخصیت‌ها به اندازه کافی عمیق نیست.

جنگ، مرگ، زندان، فعالیت دانشجویی و کشمکش‌های سیاسی با سرعت زیادی از مقابل چشم تماشاگر عبور می‌کنند.

در نتیجه، گاهی احساس می‌شود تاریخ به جای آنکه از دل زندگی شخصیت‌ها بیرون بیاید، برای تکمیل روایت تاریخی فیلم وارد داستان شده است.

 

فیلمی که می‌خواهد سه دهه را در ۱۰۶ دقیقه روایت کند

یکی از دشواری‌های اصلی فیلم همین است: چگونه می‌توان سه دهه از تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران را در یک فیلم ۱۰۶ دقیقه‌ای روایت کرد، بدون اینکه شخصیت‌ها قربانی سرعت روایت شوند؟

صدسال به این سال‌ها در برخی لحظات از این نظر آسیب می‌بیند. شخصیت‌ها پیر می‌شوند، اتفاقات تغییر می‌کنند و تاریخ جلو می‌رود، اما مخاطب همیشه فرصت کافی برای همراه شدن با این تغییرات را پیدا نمی‌کند.

با این حال، همین گذر سریع زمان امروز معنای تازه‌ای پیدا کرده است؛ زیرا خود فیلم نیز حالا قربانی گذر زمان شده است.

 

فاطمه معتمدآریا؛ ستون اصلی فیلم

اگر قرار باشد یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلم را انتخاب کنیم، بدون تردید باید به بازی فاطمه معتمدآریا اشاره کرد.

او شخصیت ایران را بیش از آنکه با دیالوگ‌های طولانی توضیح دهد، با نگاه، سکوت، رفتار و اندوه فروخورده به تماشاگر منتقل می‌کند.

در بخش‌هایی که فیلمنامه بیش از اندازه توضیح می‌دهد، بازی معتمدآریا همچنان اجازه می‌دهد شخصیت اصلی وجه انسانی خود را حفظ کند.

رضا کیانیان نیز در نیمه نخست فیلم حضوری پرانرژی و جذاب دارد و شخصیت رفیع یکی از زنده‌ترین بخش‌های فیلم است.

پرویز پرستویی نیز حضوری کنترل‌شده دارد، هرچند شخصیت امین در ادامه داستان دیر شکل می‌گیرد و در بخش پایانی بیش از آنکه یک شخصیت دراماتیک باشد، به سخنگوی ایده‌های فیلم نزدیک می‌شود.

 

«صدسال به این سال‌ها»؛ آلبومی از چهره‌های جوان سینمای ایران

یکی از جذابیت‌های غیرمنتظره فیلم برای تماشاگر امروز، حضور بازیگرانی است که در زمان ساخت فیلم هنوز در ابتدای مسیر حرفه‌ای خود بودند.

چهره‌هایی مانند علی شادمان در دوران کودکی، امیرحسین آرمان، بهاره افشاری، نگار جواهریان و علی قربان‌زاده فیلم را به نوعی آلبوم تصویری از سینمای دهه ۸۰ تبدیل کرده‌اند.

تماشای این چهره‌ها پس از گذشت ۱۹ سال، معنای تازه‌ای به فیلم می‌دهد.

نسلی که آن روزها جوان بود، امروز دو دهه از زندگی حرفه‌ای خود را پشت سر گذاشته است و مخاطبی که قرار بود فیلم را در زمان ساخت ببیند نیز دیگر همان آدم سال ۱۳۸۶ نیست.

به همین دلیل، توقیف طولانی فیلم فقط زمان اکران را عقب نینداخته؛ بخشی از تجربه طبیعی تماشای آن را نیز تغییر داده است.

 

محمود کلاری و تصویری که هنوز تازه مانده است

فیلمبرداری محمود کلاری یکی دیگر از نقاط قوت اثر است.

حرکت نرم دوربین، ترکیب‌بندی قاب‌ها و استفاده از فضاهای مختلف، به‌خصوص در بخش‌های ابتدایی، به فیلم هویت بصری قابل توجهی داده است.

در بخش‌هایی که داستان از نظر فیلمنامه دچار پراکندگی می‌شود، تصویر همچنان می‌تواند توجه مخاطب را حفظ کند.

موسیقی کارن همایون‌فر نیز در ایجاد فضای سوگ‌زده و احساسی فیلم نقش دارد و به انسجام فضای دراماتیک اثر کمک می‌کند.

 

چرا اکران «صدسال به این سال‌ها» بعد از ۱۹ سال مهم است؟

تأخیر ۱۹ ساله در نمایش یک فیلم، مسئله‌ای فراتر از سرنوشت یک اثر سینمایی است.

فیلم در سال ۱۳۸۶ درباره جامعه‌ای ساخته شده که با جامعه سال ۱۴۰۵ تفاوت‌های زیادی دارد. طبیعی است که حساسیت‌های اجتماعی تغییر کرده باشند، نسل جدیدی از مخاطبان وارد سینما شده باشند و بسیاری از موضوعاتی که زمانی تازه یا جسورانه تلقی می‌شدند، امروز بخشی از حافظه جمعی جامعه باشند.

از این منظر، صدسال به این سال‌ها امروز بیش از آنکه فقط یک فیلم داستانی باشد، یک سند از سینمای ایران در اواسط دهه ۸۰ نیز محسوب می‌شود.

تماشای آن برای مخاطب امروز می‌تواند فرصتی برای مقایسه دو دوره باشد: دوره‌ای که فیلم ساخته شد و دوره‌ای که سرانجام امکان دیده شدن پیدا کرد.

 

آیا «صدسال به این سال‌ها» ارزش تماشا دارد؟

اگر انتظار یک شاهکار پنهان‌شده سینمای ایران را داشته باشیم، احتمالاً فیلم چنین انتظاری را برآورده نمی‌کند.

صدسال به این سال‌ها فیلمی بلندپرواز، اجتماعی و بازیگرمحور است که نقاط قوت قابل توجهی در بازیگری، فیلمبرداری و فضای تاریخی خود دارد، اما از ضعف‌های فیلمنامه و تعدد خطوط روایی نیز رنج می‌برد.

فیلم گاهی بیش از اندازه توضیح می‌دهد و به جای اینکه اجازه دهد مخاطب خودش معنای اتفاقات را کشف کند، پیام خود را مستقیماً بیان می‌کند.

با این حال، ارزش امروز فیلم فقط به کیفیت سینمایی آن محدود نمی‌شود.

این اثر تصویری از یک دوره تاریخی، اجتماعی و فرهنگی ایران است که نزدیک به دو دهه از مخاطب دور مانده بود.

 

نوشداروی دیرهنگام؛ فیلمی که بالاخره به مقصد رسید

شاید بهترین توصیف برای اکران امروز صدسال به این سال‌ها همان «نوشداروی دیرهنگام» باشد.

فیلم سرانجام از قفسه توقیف بیرون آمده و به مخاطب رسیده است؛ اما نوزده سال زمان قابل بازگشت نیست.

اگر این فیلم در سال ۱۳۸۶ اکران می‌شد، احتمالاً می‌توانست بحث‌های متفاوتی درباره تاریخ معاصر، جامعه، وطن و تصویر زن در سینمای ایران ایجاد کند.

امروز اما بخشی از آن گفت‌وگو دیگر به همان شکل سابق امکان‌پذیر نیست.

فیلمی که قرار بود روایتگر گذر زمان باشد، حالا خودش قربانی گذر زمان شده است.

«صدسال به این سال‌ها» سرانجام اکران شد؛ اما شاید مهم‌ترین پرسش پس از تماشای آن این باشد که چند فیلم دیگر ممکن است هنوز پشت درهای بسته مانده باشند و وقتی نوبت رسیدنشان به مخاطب فرا برسد، دیگر زمان مناسبشان گذشته باشد؟

 

جمع‌بندی

اکران آنلاین صدسال به این سال‌ها پس از ۱۹ سال، اتفاقی قابل توجه در سینمای ایران است؛ نه لزوماً به این دلیل که با یک شاهکار کشف‌نشده روبه‌رو هستیم، بلکه به این دلیل که فیلم فرصتی پیدا کرده تا پس از نزدیک به دو دهه با مخاطب خود مواجه شود.

امروز جذابیت فیلم در چند لایه شکل می‌گیرد: روایت تاریخ معاصر ایران، بازی فاطمه معتمدآریا و رضا کیانیان، حضور چهره‌های جوان سینمای دهه ۸۰، فیلمبرداری محمود کلاری و مهم‌تر از همه، داستان عجیب توقیف ۱۹ ساله آن.

این فیلم شاید دیگر نتواند همان اثری را بگذارد که در سال ۱۳۸۶ می‌توانست؛ اما همین فاصله ۱۹ ساله، تماشای آن را به تجربه‌ای متفاوت تبدیل کرده است.

گاهی یک فیلم دیر اکران می‌شود؛ اما خودِ دیر رسیدن، به بخشی از داستان فیلم تبدیل می‌شود.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای