خبر فوری
شناسه خبر: 57163

نقشه قرمز انقراض در پهنه زیستی ایران

بررسی گونه‌های در معرض خطر انقراض ایران؛ هشداری جدی درباره نابودی زیستگاه‌ها، پیامدهای بحران و راهکارهای احیای تنوع زیستی.

نقشه قرمز انقراض در پهنه زیستی ایران

ایران با برخورداری از اقلیم‌های چهارگانه و اکوسیستم‌های کم‌نظیر، همواره یکی از غنی‌ترین پهنه‌های زیستی غرب آسیا به شمار می‌رفته است؛ سرزمینی که تنوع کم‌نظیری از پستانداران، پرندگان، خزندگان و دوزیستان را در فلات خود پناه داده است.

با این حال، گزارش‌های سال‌های اخیر سازمان‌های محیط‌زیستی و فهرست سرخ اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) نشان می‌دهد این سرمایه بی‌بدیل طبیعی با سرعتی نگران‌کننده به سمت نابودی گام برمی‌دارد.

توسعه نامتوازن، خشکسالی‌های فزاینده ناشی از تغییر اقلیم و سوءمدیریت سرزمینی، عرصه را بر بقای شاخص‌ترین گونه‌های بومی تنگ کرده است.

 

نگین‌های در آستانه خاموشی حیات‌وحش

در صدر فهرست گونه‌های بحرانی، یوزپلنگ آسیایی قرار دارد؛ زیرگونه‌ای منحصربه‌فرد که روزگاری در گستره وسیعی از شبه‌قاره هند تا خاورمیانه می‌زیست، اما امروز زیستگاه طبیعی آن تنها به لکه‌های جداافتاده‌ای از کویر مرکزی ایران محدود شده است.

آمارها نشان می‌دهد جمعیت باقی‌مانده یوزپلنگ آسیایی در طبیعت شاید به زحمت به چند ده فرد برسد.

در کنار یوزپلنگ، پلنگ ایرانی نیز به عنوان بزرگ‌ترین زیرگونه پلنگ در جهان، با وجود پراکندگی وسیع‌تر، به دلیل تجزیه زیستگاه‌ها و شکار طعمه‌هایش با افت شدید جمعیت مواجه است.

اما بحران تنوع زیستی ایران به گوشت‌خواران بزرگ محدود نمی‌شود. گورخر ایرانی در مناطق بیابانی، فوک خزری به عنوان تنها پستاندار دریای مازندران، خرس سیاه آسیایی در کوهستان‌های جنوب شرق، و گونه‌های پرنده‌ای همچون درنای سیبری و میش‌مرغ در دشت‌های آذربایجان، همگی در دسته‌های مختلف تهدید و بحران جای گرفته‌اند.

حتی دوزیستان بومی و کم‌نظیری مانند سمندر لرستانی نیز به واسطه تجارت غیرقانونی و تخریب سرشاخه‌های زاگرس در معرض خطری جدی قرار دارند.

 

موتورهای محرک بحران انقراض

بررسی علل فروپاشی جمعیت حیات‌وحش در ایران، بر سه عامل اصلی دست می‌گذارد:

۱. تخریب و تکه‌تکه‌شدن زیستگاه‌ها: جاده‌کشی‌های غیرکارشناسی، احداث خطوط ریلی و گسترش اراضی کشاورزی، راه‌های ارتباطی طبیعی میان جمعیت‌های مختلف را قطع کرده است. تصادفات جاده‌ای به تنهایی بخش قابل‌توجهی از تلفات گوشتخوارانی مانند یوز و پلنگ را رقم می‌زند.

۲. بحران منابع آب و چرای مفرط دام: خشکی تالاب‌ها، حفر بی‌رویه چاه‌ها و افت سفره‌های آب زیرزمینی سبب کاهش طعمه‌های گیاه‌خوار و فرسایش شدید پوشش گیاهی شده است. حضور دام مازاد در مراتع طبیعی و حفاظت‌شده، رقابت بر سر منابع ناچیز را به زیان گونه‌های وحشی تشدید می‌کند.

۳. شکار غیرمجاز و تجارت غیرقانونی: سلاح‌های بدون مجوز و طمع برای تجارت زنده‌گیری یا پوست و اعضای بدن جانوران، تعادل شکننده باقی‌مانده را برهم زده است.

 

نقشه راه نجات قبل از نقطه بی‌بازگشت

جلوگیری از حذف دائمی این گونه‌ها، نیازمند تغییر ریل اساسی از رویکردهای واکنشی به برنامه‌های علمی و پایدار است.

ایجاد کریدورهای امن مهاجرتی میان مناطق حفاظت‌شده، هوشمندسازی پایش زیستگاه‌ها با دوربین‌های تله‌ای و پهپاد، و ایمن‌سازی فوری محورهای مواصلاتی پرخطر نظیر محور عباس‌آباد در سمنان، از اقدامات عاجل به شمار می‌رود.

در گام بعدی، گره زدن حفاظت با منافع جوامع بومی اهمیت دارد. تا زمانی که معیشت دامداران و روستاییان حاشیه پارک‌های ملی با بقای حیات‌وحش در تضاد دیده شود، تلاش‌های حفاظتی کم‌اثر خواهند ماند.

جبران خسارات ناشی از حمله گوشتخواران به دام‌ها، توسعه اکوتوریسم کنترل‌شده و آموزش عمومی، ارکانی هستند که می‌توانند ساکنان بومی را از تهدید به حامیان اصلی حیات‌وحش بدل کنند.

زمان برای نجات نمادهای تنوع زیستی ایران به سرعت در حال اتمام است و هر روز تأخیر، هزینه‌ای جبران‌ناپذیر بر پیکر طبیعت کشور وارد می‌سازد.

 

 

 

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای