خبر فوری
شناسه خبر: 57870

پستونک ۶۰ میلیونی؛ نمایش عریان شکاف طبقاتی در اینستاگرام

تب داغ پستونک طلا و کش‌موی ۵۰ میلیونی در شبکه‌های اجتماعی؛ جامعه‌شناسان درباره مصرف نمایشی و هویت نوکیسه‌ها در برابر فشار معیشتی چه می‌گویند؟

پستونک ۶۰ میلیونی؛ نمایش عریان شکاف طبقاتی در اینستاگرام

در روزهایی که تأمین هزینه‌های درمان و نیازهای روزمره برای اقشار حقوق‌بگیر به یک چالش فرسایشی تبدیل شده، ویترین‌های شمال شهر و صفحات پربازدید اینستاگرام پرده از پدیده‌ای تازه برمی‌دارند: پستانک‌های طلا با برچسب قیمت‌های نجومی، از ۸ تا ۷۰ میلیون تومان. کالایی صرفاً مصرفی و بهداشتی که حالا کارکرد زیستی‌اش را از دست داده و به تابلوِ نمایشی برای سنجش منزلت خانوادگی و تمایز اجتماعی تبدیل شده است.

این گزارش میدانی و تحلیلی، ریشه‌های اقتصادی، روانی و جامعه‌شناختی رونق اکسسوری‌های تجملی نوزادان را در بستر شکاف روزافزون طبقاتی بررسی می‌کند.

از بسته‌بندی سیسمونی تا ویترین جواهرفروشی: نرخ‌گذاری عجیب ابزارهای کودکانه

تصاویر پستانک‌های تزئین‌شده با روکش یا زنجیر طلا دیگر مختص گالری‌های خارجی نیست. فروشگاه‌های لوکس سیسمونی و برخی کارگاه‌های طلاسازی، این وسایل را با حک نام کودک و بر اساس وزن طلای به‌کاررفته سفارش می‌گیرند. در کنار پستانک، اکسسوری‌های دیگری چون کش‌موهای ۴۰ تا ۵۵ میلیون تومانی و شانه‌های دست‌ساز طلاکوب نیز به سبد خریدهای اشرافی اضافه شده است.

فروشندگان این صفحات با تکیه بر احساس نیاز به دیده‌شدن، محصولاتی را عرضه می‌کنند که هیچ برتری بهداشتی یا کیفی ندارند؛ بلکه فلز سنگین طلا حتی برای دهان و لثه نوزاد نامناسب است. با این حال، کامنت‌های پرشمار درخواست قیمت و سفارش، از شکل‌گیری تقاضایی واقعی و سودآور حکایت دارد.

منطق خریداران: سرمایه‌گذاری اقتصادی یا ابزار رقابت خانوادگی؟

گفت‌وگو با سفارش‌دهندگان این محصولات دو استدلال مکرر را پیش چشم می‌گذارد: «حفظ ارزش پول» و «رعایت شأن در مراسمات».

یکی از مشتریان این بازار که برای مراسم نام‌گذاری نوزاد بستگانش به دنبال تهیه یک پستونک طلا است، هدف خود را پنهان نمی‌کند: «وقتی در دورهمی‌هایی شرکت می‌کنیم که همه سطح مالی مشخصی دارند، هدیه معمولی مایه تمسخر می‌شود. طلا دست‌کم ارزش مالی‌اش را حفظ می‌کند و یک جور سرمایه‌گذاری برای آینده بچه است، اما مهم‌تر از آن این است که سلیقه و توان ما را به چشم دیگران بیاورد.»

خریدار دیگری در واکنش به انتقادها، خرید کش‌موی ۵۰ میلیونی برای همسرش را تصمیمی کاملاً شخصی دانسته و می‌گوید دارایی خود را صرف کالایی ماندگار کرده است؛ رویکردی که نشان می‌دهد خریداران تلاش می‌کنند یک تصمیم مصرفی افراطی را زیر نقاب محاسبات مالی منطقی توجیه کنند.

واکنش شهروندان: تقابل فقر در داروخانه و تفاخر در ویترین

فاصله میان این دو تصویر اجتماعی تنها چند ایستگاه مترو است: مادری که جلوی پیشخوان داروخانه برای نسخه گرانی که نیمی از حقوق ماهانه‌اش را می‌بلعد حساب‌وکتاب می‌کند، و در سوی دیگر، خانواده‌ای که معادل چند ماه حقوق پایه را برای یک وسیله ساکت‌کردن نوزاد می‌پردازد.

مردی میانسال در یکی از ایستگاه‌های خطوط جنوبی مترو تهران در واکنش به این قیمت‌ها می‌گوید: «۶۰ میلیون تومان یعنی کل پیش‌پرداخت رهن یک خانه نم‌کشیده یا هزینه چند عمل درمانی. دیدن این چیزها بیش از آنکه حسرت بیاورد، فاصله و بی‌خبری کسانی را نشان می‌دهد که انگار در جغرافیای دیگری زندگی می‌کنند.»

ریشه‌های جامعه‌شناختی پدیده: غلبه نوکیسه‌گری بر سرمایه نمادین

دکتر محمد اسماعیلی، جامعه‌شناس، رونق این بازار را نمونه‌ای کلاسیک از «مصرف نمایشی» (Conspicuous Consumption) ارزیابی می‌کند. او در این زمینه توضیح می‌دهد: «جامعه ما از مرحله تمایزگذاری با سرمایه‌های فرهنگی—نظیر کتاب‌خوانی، هنر یا مدارج علمی—فاصله گرفته و وارد فاز مصرف لجام‌گسیخته شده است. این ابزارهای غیرمتعارف، انتخاب طبقه نوکیسه‌ای است که دستاورد ریشه‌داری برای اثبات هویت خود ندارد و سریع‌ترین راه را در کالایی‌سازی بدن نوزاد و به نمایش گذاشتن توان مالی می‌بیند.»

به گفته اسماعیلی، این پدیده شباهت فراوانی به بستنی‌های روکش طلا دارد که چند سال پیش خبرساز شد؛ ابزارهایی که کارکرد کاربردی ندارند، اما برای ارسال این پیام صریح به اطرافیان طراحی شده‌اند: «ما با شما متفاوتیـم.»

تحلیل روان‌شناختی: وقتی اکسسوری لوکس جایگزین امنیت درونی می‌شود

از منظر رفتارشناسی و روان‌شناسی تحلیلی، مصرف‌کننده‌ای که برای یک پستونک طلا یا کش‌موی ده‌ها میلیونی پول پرداخت می‌کند، غالباً در حال پر کردن نوعی احساس عدم امنیت روانی است.

  • تبدیل نوزاد به تابلو تبلیغاتی: کودک پیش از درک محیط پیرامون، ناخواسته به وسیله‌ای برای تأییدطلبی والدین تبدیل می‌شود.
  • توهم کسب احترام: گمان این که اشیای گران‌قیمت می‌توانند احترامی واقعی تولید کنند، در حالی که در ناخودآگاه مخاطبان تنها به خشم طبقاتی یا تمسخر پنهان دامن می‌زند.
  • شکاف در همدلی عمومی: ترویج عمومی این اقلام در شبکه‌های اجتماعی پیوند اخلاقی جامعه را تضعیف کرده و گفت‌وگوی اجتماعی میان گروه‌های درآمدی را غیرممکن می‌سازد.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای