صنایعدستی زیر آوار جنگ و قطع اینترنت
جنگ، رکود و قطع اینترنت بازار صنایعدستی ایران را به مرز بحران رسانده است؛ گزارشی از حذف هنر از سبد خانوار و تهدید معیشت هنرمندان.
بازار صنایعدستی ایران که سالها یکی از ستونهای اقتصاد محلی و معیشت هزاران خانواده بود، حالا با همزمانی جنگ، رکود اقتصادی و قطع اینترنت به نقطه هشدار رسیده است؛ جایی که هنر، پیش از هر چیز دیگری، از سبد خرید خانوار حذف میشود و چرخه تولید در سکوت فرو میریزد.
حذف صنایعدستی از سبد خرید خانوار
در ماههای اخیر، کاهش قدرت خرید خانوارها باعث شده صنایعدستی بهعنوان کالایی فرهنگی و غیرضروری، نخستین گزینهای باشد که کنار گذاشته میشود. در شرایط تورم و نااطمینانی اقتصادی، اولویت مردم تأمین خوراک، اجاره و هزینههای ضروری است؛ نه خرید محصولات هنری.
یک فروشنده صنایعدستی در اصفهان میگوید: «قبلاً مردم برای هدیه یا تزیین خانه خرید میکردند، اما حالا بیشترشان فقط نگاه میکنند. میگویند اول باید هزینههای ضروری را بدهیم.»
افزایش قیمت مواد اولیه مانند نخ، چوب، فلز و رنگ نیز هزینه تولید صنایعدستی را بالا برده و قیمت نهایی را از توان بسیاری از مشتریان خارج کرده است. این دو عامل—کاهش تقاضا و افزایش هزینه—بازار را در وضعیت رکودی کمسابقه قرار دادهاند.
قطع اینترنت و سقوط فروش آنلاین صنایعدستی
در سالهای اخیر، بسیاری از فعالان صنایعدستی ایران با تکیه بر شبکههای اجتماعی و فروش آنلاین توانسته بودند بازارهای تازهای ایجاد کنند. اما قطع اینترنت، این مسیر حیاتی را مسدود کرده است.
یک هنرمند زیورآلات دستساز در کرمان میگوید: «تمام فروش من از طریق اینستاگرام بود. مشتری از شهرهای مختلف داشتم. با قطع اینترنت، ارتباطم با همه قطع شد.»
برای بسیاری از کسبوکارهای خرد صنایعدستی، فضای مجازی فقط ابزار تبلیغ نبود، بلکه زیرساخت اصلی فروش محسوب میشد. این بستر امکان حذف واسطهها، ارتباط مستقیم با مشتری و حتی صادرات خرد را فراهم کرده بود. اکنون با محدودیتهای اینترنت، این اکوسیستم نوپا عملاً فروپاشیده است.
زنان؛ قربانیان پنهان بحران صنایعدستی
بخش بزرگی از تولید صنایعدستی در ایران بر عهده زنان، بهویژه در مناطق محروم است. این فعالیتها اغلب منبع درآمد مکمل یا حتی اصلی خانوار محسوب میشوند. رکود بازار، بیش از همه این گروه را تحتتأثیر قرار داده است.
در یکی از روستاهای سیستان و بلوچستان، زنی سوزندوز میگوید: «چند ماه است سفارشی نداریم. حتی خرید نخ هم سخت شده.»
در شهربابک نیز بافندگان گلیم با انبوهی از محصولات فروشنرفته مواجهاند. کاهش درآمد زنان، فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه پیامدهای اجتماعی مانند افزایش فقر، وابستگی اقتصادی و مهاجرت را نیز به دنبال دارد. تضعیف صنایعدستی در این مناطق، به معنای تضعیف بخشی از هویت فرهنگی جوامع محلی است.
نوروز بیرونق؛ گردشگری از نفس افتاد
نوروز همواره فصل طلایی فروش صنایعدستی بود. گردشگران داخلی و خارجی سهم قابلتوجهی در رونق این بازار داشتند. اما امسال، به دلیل شرایط جنگی و افت سفرها، بازار نوروزی نیز رونق نداشت.
در شفیعآباد شهداد، یکی از فروشندگان میگوید: «نوروز همیشه بهترین زمان فروش بود. امسال نه گردشگر آمد و نه حتی مسافران عبوری.»
در یزد نیز تولیدکنندگان ترمه از فروشنرفتن محصولات نوروزی و خواب سرمایه خبر میدهند. کاهش گردشگری، برنامهریزی سالانه بسیاری از فعالان صنایعدستی را مختل کرده و فشار مالی آنها را دوچندان ساخته است.
فرسودگی روانی هنرمندان در سایه جنگ
بحران تنها اقتصادی نیست. جنگ و فضای نااطمینانی، روح و روان هنرمندان را نیز تحت فشار قرار داده است. فعالیت در حوزه صنایعدستی نیازمند تمرکز، خلاقیت و آرامش ذهنی است؛ مؤلفههایی که در شرایط بحرانی کمتر یافت میشود.
یک سفالگر در لالجین همدان میگوید: «کار هنری حال خوب میخواهد. این روزها حال خوب کم پیدا میشود.»
فرسودگی روانی میتواند به کاهش کیفیت و کمیت تولید منجر شود و حتی برخی هنرمندان را به خروج از این حوزه وادار کند.
صنایعدستی در چرخه بحرانهای همزمان
آنچه امروز بازار صنایعدستی ایران را تهدید میکند، نتیجه همافزایی چند بحران است:
- رکود اقتصادی و کاهش قدرت خرید
- افزایش هزینههای تولید
- قطع اینترنت و محدودیت فروش آنلاین
- کاهش گردشگری
- فشارهای روانی ناشی از شرایط جنگی
این عوامل در کنار هم، صنایعدستی را در موقعیتی شکننده قرار دادهاند؛ موقعیتی که اگر با سیاستهای حمایتی مؤثر همراه نشود، میتواند به از دست رفتن بخشی از ظرفیت فرهنگی و اقتصادی کشور بینجامد.
کارشناسان پیشنهاد میکنند ایجاد بازارهای جایگزین، حمایت مالی هدفمند، تسهیل دسترسی پایدار به اینترنت و توسعه گردشگری داخلی میتواند بخشی از فشار موجود بر صنایعدستی را کاهش دهد.
صنایعدستی ایران امروز در یکی از دشوارترین دورههای خود قرار دارد. حذف هنر از سبد خرید خانوار، قطع مسیرهای فروش آنلاین و افت گردشگری، معیشت هزاران هنرمند—بهویژه زنان در مناطق محروم—را تهدید میکند. اگر حمایت هدفمند و برنامهریزی هوشمندانه در دستور کار قرار نگیرد، این بحران میتواند به تضعیف جدی یکی از مهمترین بخشهای فرهنگی و اقتصادی کشور منجر شود.
صنایعدستی فقط یک کالا نیست؛ روایت زنده فرهنگ و زندگی مردمی است که حتی در سختترین شرایط، خلق کردن را متوقف نکردهاند.