کنسرت به شرط حذف زنان؛ پشتپرده لغو اجرای گروه لیان در اهواز
پافشاری بر حذف نوازندگان زن بار دیگر کنسرت لیان در اهواز را به تعطیلی کشاند؛ ماجرای تعهدنامهای عجیب و مناقشهای بیپایان در سیاستگذاری فرهنگی.
لغو کنسرت موسیقی در شهرستانها قصه تازهای نیست، اما ماجرای اخیر گروه موسیقی «لیان» در اهواز، بار دیگر پرونده کهنه و حلنشدهای را روی میز مدیران فرهنگی باز کرد: حضور نوازندگان زن در کنسرت.
اینبار اما برخلاف تصمیمهای شفاهی و پشتپرده سالهای گذشته، پای یک سند رسمی و درخواست مکتوب در میان است؛ کاغذی که در آن از برگزارکننده خواسته شده بود صحنه را با شرط «غیبت زنان نوازنده» تحویل بگیرد. شرطی که در نهایت با واکنش تند سرپرست گروه و توقف کامل اجرا همراه شد تا نشان دهد تشتت تصمیمگیری در حوزه موسیقی استانی، کماکان حول یک محور ثابت میچرخد.
سند لغو اجرا؛ امضای تعهد برای حذف نوازندگان زن
طبق برنامهریزیهای انجامشده، قرار بود گروه بوشهری لیان از ۱۱ تا ۱۴ مهر در اهواز به صحنه برود؛ اجرایی که بلیتفروشی آن هم مخاطبان زیادی را منتظر نگه داشته بود. با این حال، محسن شریفیان، پژوهشگر موسیقی، آهنگساز و سرپرست گروه لیان، با انتشار تصویری از یک فرم تعهدنامه از لغو این برنامه خبر داد.
محتوای برگه منتشرشده صریح و مشخص بود: از تهیهکننده خواسته شده بود تعهد دهد هیچ زن نوازندهای در ترکیب گروه روی استیج نرود. شریفیان با رد این درخواست اعلام کرد بدون اعضای رسمی و نوازندگان زن گروهش به صحنه نخواهد رفت. واکنشی که اجرای اهواز را پیش از نواخته شدن اولین ضرب ساز، به بنبست کشاند.
قانون واحد یا ملوکالطوایفی فرهنگی؟ سکوت معنادار مسئولان
نکته مبهم این رویداد، استناد اداری و حقوقی نامهای است که به لغو اجرا منجر شد. تا لحظه تنظیم این گزارش، نه دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موضعی شفاف درباره این سند منتشر کرده و نه ادارهکل ارشاد استان خوزستان پاسخ روشنی به رسانهها داده است.
تنها واکنش مستقیم، اظهارنظر نیکنام حسینیپور، مدیرکل وقت روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود که تأکید کرد:
«قانون باید برای همه و در تمامی استانها یکسان اجرا شود و جایی برای رفتارهای سلیقهای وجود ندارد.»
با این حال، فاصله میان این اظهارات تا آنچه عملاً در استانها رقم میخورد، تکرار همان پرسش بنیادین جامعه موسیقی است: اگر حضور نوازندگان زن در کنسرت دارای مجوز رسمی از نظر قانون و شرع بلامانع است، چرا هنوز در برخی شهرستانها استعلامها و شروط محلی جایگزین بخشنامههای سراسری میشوند؟
گاهشمار حذف؛ مروری بر پروندههای مشابه در یک دهه اخیر
آنچه در اهواز رخ داد، یک اتفاق ناگهانی و موردی نیست؛ بلکه زنجیرهای از تصمیمهای جزیرهای در استانهای مختلف است که دستکم طی پانزده سال اخیر، اجرای زنده بسیاری از چهرههای سرشناس موسیقی ایران را به تعطیلی کشانده یا با سانسور لحظه آخری روبهرو کرده است:
- سال ۱۳۸۸ (تبریز): لغو کنسرت همایون شجریان در آستانه اجرا به دلایل نامشخص و حواشی ترکیب گروه.
- اوایل دهه ۹۰ (دزفول و مشهد): اجرای گروه «سپید و سیاه» با خوانندگی وحید تاج در خوزستان با مشکل مشابه مواجه شد. در سال ۱۳۹۳ کنسرت حسین علیزاده به دلیل ممانعت از حضور نوازنده زن تعلیق شد و در همان مقطع، در اجرای سالار عقیلی در مشهد، نوازنده زن دف مجبور به ترک صحنه پیش از شروع برنامه شد.
- سال ۱۳۹۵ (اصفهان): در اجرای گروه شهرام ناظری، مانع از حضور نوازندگان زن روی استیج شدند.
- سال ۱۴۰۲ (اصفهان): حواشی پیرامون حضور نوازندگان زن، کنسرت علیرضا قربانی را پس از کشوقوسهای حقوقی و اداری فراوان به تعویق انداخت و به مناقشهای دامنهدار تبدیل شد.
- سال ۱۴۰۳ و امسال (اهواز): کنسرت لیان سال گذشته نیز در صدور مجوز نهایی دچار اشکال شد و حالا بار دیگر با شرط کتبی «حذف نوازندگان زن»، ماجرا به نقطه صفر برگشته است.
سرنوشت وعدهها؛ چرا آییننامه شفاف اجرا نشد؟
تکرار این سناریوها فقط اعتراض اهالی هنر را به همراه نداشته، بلکه در دورههای مختلف صدای مسئولان ارشد را هم درآورده است. در سال ۱۳۹۶، سیدعباس صالحی، وزیر ارشاد وقت، صراحتاً اعلام کرد که حضور زنان نوازنده روی صحنه هیچ منع شرعی و قانونی ندارد و تأکید کرد باید آییننامه و دستورالعملی یکپارچه برای همه استانها تدوین شود تا هیچ شهری نتواند بر اساس تفسیرهای شخصی عمل کند.
امروز و پس از گذشت سالها از آن وعدهها، سند منتشرشده توسط گروه لیان در اهواز نشان میدهد که هنوز بخشنامههای سراسری پشت دروازه سلیقههای منطقهای متوقف میشوند. بلاتکلیفی هنرمندان زن در موسیقی کشور دیگر به بحث فنی یا مجوزی ساده محدود نیست؛ مسئلهای است بر سر اعتبار مجوزهایی که تهران صادر میکند اما در مقصد، اعتبارشان به رسمیت شناخته نمیشود.