ورشکستگی آبی ایران؛ از اصلاح الگوی کشت تا مهار مصرف شهری
کاهش شدید ذخایر آب و تداوم خشکسالی، ایران را در آستانه ورشکستگی آبی قرار داده و اصلاح مدیریت مصرف و الگوی کشت را به ضرورتی ملی تبدیل کرده است
کاهش بیسابقه ذخایر سدهای تهران، افت شدید منابع آب زیرزمینی و تداوم خشکسالیهای پیاپی، زنگ خطر «ورشکستگی آبی» را برای ایران به صدا درآورده است؛ بحرانی که به گفته نمایندگان مجلس و کارشناسان، عبور از آن تنها با اصلاح حکمرانی آب، مدیریت مصرف و تغییر الگوی توسعه کشاورزی و صنعتی ممکن خواهد بود.
اخبار سبز کشاورزی به نقل از ایرنا؛ بحران آب در ایران دیگر یک هشدار آیندهنگرانه نیست، بلکه به واقعیتی ملموس تبدیل شده است. آمارهای رسمی از افت ۲۱۴ میلیون مترمکعبی ذخایر سدهای تهران نسبت به سال گذشته و کسری ۳۴۵ میلیون مترمکعبی نسبت به میانگین بلندمدت حکایت دارد؛ ارقامی که نشان میدهد حتی کلانشهرها نیز در برابر کمآبی مصون نیستند. در چنین شرایطی، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی نهتنها امنیت آبی کشور را تهدید کرده، بلکه پدیده خطرناک فرونشست زمین را در بسیاری از دشتها تشدید کرده است.
در این میان، نادرقلی ابراهیمی عضو کمیسیون کشاورزی مجلس، راهحل عبور از بحران را در «اصلاح مدیریت مصرف» میداند. به باور او، بارندگیهای مقطعی هرچند امیدوارکننده است، اما نمیتواند جایگزین برنامهریزی بلندمدت شود. به همین دلیل، برنامه هفتم توسعه بر کاهش فشار بر منابع آب شیرین و استفاده هدفمند از پسابها تأکید دارد؛ بهطوریکه طبق این برنامه، صنایع باید سالانه یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون مترمکعب از آبهای برگشتی و پساب استفاده کنند تا آب سالم برای شرب و تغذیه آبخوانها حفظ شود.
بخش کشاورزی، بهعنوان بزرگترین مصرفکننده آب، در کانون این اصلاحات قرار دارد. هوشمندسازی و نصب کنتور برای تمام چاههای کشاورزی، توسعه آبیاریهای نوین و زیرسطحی و جلوگیری از کشت محصولات آببر در مناطق کمآب، از جمله اقداماتی است که میتواند اتلاف آب را بهطور جدی کاهش دهد. همچنین حرکت به سمت تولید گلخانهای – که در برنامه هفتم تولید حدود ۱۰ میلیون تن محصول را هدفگذاری کرده – پاسخی به محدودیت منابع و تغییر اقلیم محسوب میشود.
در حوزه صنعت و توسعه سرزمینی نیز، بازنگری جدی ضروری است. ایجاد صنایع جدید در مناطق مرکزی و کمآب، بدون در نظر گرفتن ظرفیت آبی، بهمعنای انتقال بحران به نسلهای آینده خواهد بود. از سوی دیگر، در شهرها نیز چالش فقط مصرف خانوارها نیست؛ فرسودگی شبکههای توزیع باعث میشود ۲۵ تا ۳۰ درصد آب شهری پیش از رسیدن به مصرفکننده هدر برود. این اتلاف پنهان، عملاً به اندازه مصرف میلیونها نفر آب را نابود میکند.
در نهایت، مدیریت مصرف آب شرب، کاهش سرانه مصرف از بیش از ۲۰۰ لیتر به حدود ۱۰۰ تا ۱۳۰ لیتر، تفکیک آب شرب از آب بهداشتی و استفاده از آب باران برای فضای سبز و شستوشو، حلقههای مکمل یک راهبرد ملی است. آنچه از مجموع این سیاستها برمیآید، یک پیام روشن است: عبور از بحران آب تنها با مشارکت همزمان دولت، مجلس، بخش خصوصی و مردم امکانپذیر است؛ در غیر این صورت، ورشکستگی آبی به بحرانی غیرقابل بازگشت تبدیل خواهد شد.