مقیاسبندی اقدامات اقلیمی در کشاورزی با زمینه آغاز میشود
کشاورزی راهحلهای اقلیمی دارد، اما مقیاسبندی آنها به شرایط بستگی دارد
کشاورزی راهحلهای اقلیمی دارد، اما مقیاسبندی آنها به شرایط بستگی دارد. در این مطلب، دکتر لورا کرامر در مورد سهم CGIAR در هجدهمین گفتگوی پژوهشی UNFCCC در SB64 در بن تأمل میکند و بررسی میکند که چگونه شواهد، امور مالی، سیاست، سیستمهای MRV و واقعیتهای محلی میتوانند به کشورها کمک کنند تا مشخص کنند چه چیزی، کجا، برای چه کسی و تحت چه شرایطی مؤثر است.
کشاورزی در حال حاضر گزینههای اقلیمی دارد. در زمینه محصولات زراعی، دامی و غذاهای آبزی، ما روشهای زیادی را میشناسیم که میتوانند به کشاورزان کمک کنند تا با تغییرات اقلیمی سازگار شوند، انتشار گازهای گلخانهای را کاهش دهند یا هر دو را انجام دهند. وظیفه جاهطلبانهتر، زمینهسازی است - دانستن اینکه چه چیزی در کجا، برای چه کسی و تحت چه شرایطی مؤثر است.
اگرچه ساده به نظر میرسد، اما در واقع چیزی جز این است
یک روش میتواند در یک مکان امیدوارکننده به نظر برسد و در جای دیگر شکست بخورد. کاهش انتشار گازهای گلخانهای ممکن است هزینههای جدیدی را برای کشاورزان به همراه داشته باشد. صرفهجویی در مصرف آب ممکن است منجر به بدهبستانهایی شود که هنوز باید اندازهگیری شوند. و حتی زمانی که علم درست باشد، اگر خدمات مالی، بازارها، سیاستها یا مشاورهای وجود نداشته باشد، پذیرش محلی میتواند متوقف شود.
بنابراین، اقدامات اقلیمی در کشاورزی نمیتواند در سطح روشهای میدانی فردی متوقف شود. باید به سیستمهایی برسد که تعیین میکنند آیا این روشها میتوانند گسترش یابند یا خیر. این تغییری است که CGIAR سعی در حمایت از آن دارد.
به عنوان یک شبکه جهانی نوآوری کشاورزی که در سیستمهای غذایی، زمین و آب در کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط کار میکند، ما نه تنها میپرسیم که کشاورزان چه کاری را میتوانند متفاوت انجام دهند، بلکه میپرسیم که چگونه دولتها، محققان، ارائه دهندگان خدمات مالی و جوامع میتوانند تغییر بخشی را ممکن سازند.
شکافهای شواهد هنوز زیاد است
کشورها به روشهای بهتری برای تعیین کمیت چگونگی نقش اقدامات کشاورزی در سازگاری و کاهش [تغییرات اقلیمی] نیاز دارند. آنها باید بدهبستانها و مزایای ترکیبی را در سیستمهای مختلف تولید کشاورزی درک کنند. آنها به دادههای انتشار گازهای گلخانهای با صراحت مکانی بیشتری نیاز دارند، زیرا ارقام انتشار گازهای گلخانهای ملی برای هدف قرار دادن اقدامات کافی نیست. اگر هدف کاهش انتشار گازهای گلخانهای غیر از CO₂ از کشاورزی باشد، کشورها باید بدانند که نقاط حساس کجا هستند و چه کاری میتوان واقعاً در آنجا انجام داد.
اندازهگیری، گزارشدهی و تأیید (MRV) یکی از بخشهای کمجلوهتر اقدامات اقلیمی است، اما همچنان ضروری است. بسیاری از کشورهای آفریقایی با مشکل واقعی در حرکت به سمت گزارشدهی سطح ۲ در کشاورزی مواجه هستند زیرا عوامل انتشار محلی، به ویژه برای دام، در دسترس نیستند. بدون این عوامل، درک اثرات اقدامات اقلیمی از آنچه باید باشد، دقیقتر باقی میماند. کار ما در اوگاندا روی MRV دام، نمونهای از این است که این حمایت در عمل چگونه میتواند باشد.
همین اصل در مورد کشاورزی نیز صدق میکند
در کامبوج، سیستمهای تلفیقی برنج و میگو که توسط WorldFish پشتیبانی میشوند، در مقایسه با کشت برنج به تنهایی، 11 تا 14 برابر سود بیشتری برای کشاورزان به ارمغان آوردهاند، در حالی که از منابع آب و زمین به طور کارآمدتری استفاده کرده و نیاز به مواد شیمیایی را کاهش میدهند. این نوع نتیجهای است که بحث پذیرش را تغییر میدهد. کشاورزان به شیوههایی نیاز دارند که به آنها در مدیریت ریسک آب و هوا کمک کند، اما آنها همچنین به این شیوهها برای توجیه اقتصادی نیاز دارند. اگر اقدامات اقلیمی درآمد را بهبود بخشد، شانس موفقیت بیشتری فراتر از طرحهای آزمایشی دارد.
در سیستمهای دامداری، متان یک نگرانی اصلی است. اما مسیر فقط مربوط به اصلاحات فنی جدید مانند استفاده از افزودنیهای خوراک در مناطق با درآمد بالا نیست.
برای مناطق با درآمد پایین، بهبود سلامت حیوانات میتواند شدت انتشار گازهای گلخانهای را کاهش دهد و در عین حال از امنیت غذایی حمایت کند. بهداشت بهتر میتواند ورم پستان غیربالینی را کاهش دهد. مرگ و میر کمتر گوساله میتواند بهرهوری گله را بهبود بخشد و بهبود تغذیه حیوانات میتواند به کشاورزان کمک کند تا شیر و گوشت بیشتری با انتشار کمتر در هر واحد تولید کنند.
ما همچنین به خود خوراک دام نگاه میکنیم. با غربالگری ژنوتیپهای علوفه، محققان ما گزینههای پربازده با ترکیبات ضد متانوژن را شناسایی میکنند که میتوانند به کاهش متان از حیوانات کمک کنند.
در هند، کار بر روی برنج با بذر مستقیم به دستاوردهای احتمالی در صرفهجویی در مصرف آب و کاهش متان اشاره دارد.
اما این مداخلات، بدهبستانهایی دارند و این بدهبستانها باید قبل از اینکه هر عملی به عنوان یک پاسخ جهانی تلقی شود، درک شوند.
منظور ما از حرکت از «چه چیزی مؤثر است» به «چه چیزی در کجا و برای چه کسی مؤثر است» همین است.
اقدامات اقلیمی کشاورزی وارد مرحله جدیدی شده است که در آن شناسایی شیوههای امیدوارکننده دیگر کافی نیست. کشورها باید بدانند که این شیوهها در کجا مؤثر هستند، چه شرایطی آنها را قابل اجرا میکند و چگونه میتوان آنها را از طریق سیاست، امور مالی، دادهها و اجرا گسترش داد.
فراگیری حتی از همیشه مهمتر است، زیرا کشورها همچنین به دیدگاه روشنی در مورد چگونگی حمایت از گروههای مختلف کشاورزان برای اتخاذ واقعی این شیوهها نیاز دارند. زنان و جوامع حاشیهنشین اغلب در سیستمهای غذایی نقش محوری دارند، اما همیشه دسترسی برابر به زمین، اعتبار، اطلاعات یا تصمیمگیری ندارند.
این محدودیتها تعیین میکنند که آیا اقدامات اقلیمی مؤثر است یا خیر. CGIAR در حال تلاش برای رفع این محدودیتها با شرکای ملی و محلی خود است. سرمایهگذاری در این کار بسیار مهم است و در مقایسه با هزینه عدم اقدام، تنها بخش کوچکی از آن باقی میماند.