خاموشی تولیپرس
۶۰ سال خاطره با شوما و دریا؛ تولیپرس چگونه به بنبست رسید؟
تعطیلی تولیپرس، پایان یک برند خاطرهساز و زنگ خطری برای اقتصاد ایران است؛ روایتی از سیاستگذاری غلط و مرگ تدریجی تولید.
خاموش شدن چراغ «تولیپرس» فقط پایان کار یک کارخانه نیست؛ این خبر، روایت تلخ فروپاشی حافظه جمعی چند نسل و هشداری جدی درباره سرنوشت برندهای ایرانی در اقتصادی ناپایدار است.
پایان یک برند خاطرهساز
اخبار سبز کشاورزی؛ خبر تعطیلی کارخانه تولیپرس، یکی از قدیمیترین برندهای صنعت شوینده ایران، موجی از اندوه و پرسش را در افکار عمومی ایجاد کرد. برندی که نامش با محصولاتی مانند شوما، دریا، تک و جام گره خورده بود و دههها در سبد مصرفی خانوادههای ایرانی حضور داشت، حالا به محاق تعلیق رفته است.
برای بسیاری، تولیپرس فقط یک نام تجاری نبود؛ بخشی از زندگی روزمره و خاطرات مشترک چند نسل بود.

تولد و اوجگیری تولیپرس؛ از «کاروان دریا» تا برند ملی
ریشههای تولیپرس به سال ۱۳۴۳ بازمیگردد؛ زمانی که شرکت «تولیددارو» متعلق به خانواده کارآفرین خسروشاهی، با راهاندازی «واحد دترجنت» وارد صنعت شوینده شد. نخستین محصول این واحد، پودر لباسشویی دریا با نام «کاروان دریا» بود.
با افزایش تقاضا، این واحد به شرکتی مستقل با نام تولیپرس تبدیل شد و با ظرفیت سالانه ۷۵ هزار تن انواع شوینده، در سال ۱۳۵۲ به شهر صنعتی البرز قزوین منتقل شد. تولید محصولاتی مانند پودر ماشین لباسشویی شوما، مایع ظرفشویی جام و آبشار، نرمکننده هاله و سفیدکننده زدا، تولیپرس را به یکی از برندهای شاخص صنعت شوینده کشور تبدیل کرد.
مصادره، نقطه عطفی که مسیر برند را تغییر داد
پس از انقلاب اسلامی و در جریان مصادره اموال برخی فعالان اقتصادی، تولیپرس نیز مانند دیگر بنگاههای متعلق به خانواده خسروشاهی مصادره شد. از همین نقطه، مسیر این برند قدیمی وارد دورهای پرچالش شد؛ دورهای که بسیاری از اقتصاددانان آن را آغاز فرسایش تدریجی برندهای خصوصی در ایران میدانند.

در اقتصادهای رقابتی، خروج بنگاهها میتواند نتیجه ناکارآمدی، تغییر فناوری یا تغییر سلیقه مصرفکننده باشد؛ اما بررسی سرنوشت تولیپرس و برندهای مشابه نشان میدهد که در ایران، عوامل ساختاری و سیاستی نقش پررنگتری داشتهاند.
بیثباتی مقررات، قیمتگذاری دستوری، محدودیتهای ارزی، دشواری تأمین مالی، نااطمینانی مزمن و تضعیف حقوق مالکیت خصوصی، فضایی ایجاد کرده که حتی برندهای باسابقه نیز توان بقا را از دست میدهند.
تولیپرس تنها نبود؛ فهرست برندهای خاموش
پیش از تولیپرس، نامهای آشنای دیگری نیز در رسانهها «درگذشت» خود را اعلام کردهاند: ارج، آزمایش، کفش ملی، پارسالکتریک و داروگر.
برخی مرگ این برندها را نتیجه طبیعی بازار میدانند، اما بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که مصادره، تحریم، سرکوب قیمتها و سیاستهای ناپایدار، مخرج مشترک افول اغلب این بنگاههاست.
سیاستگذاری غلط؛ ضربهای سنگینتر از تحریم
اقتصاددانان معتقدند سرکوب نرخ ارز و قیمتها، که پیش از انقلاب آغاز شد و پس از آن شدت گرفت، در کنار تحریمها و انزوای اقتصادی، ضربهای کاری به تولید وارد کرده است.
دولتها، در حالی که خود عامل تورماند، با شعار مقابله با گرانی به قیمتگذاری دستوری روی میآورند؛ سیاستی که نتیجهاش زیان بنگاه، کاهش انگیزه سرمایهگذاری و در نهایت افت تولید است.
تصویر امروز تولید در ایران
امروز بنگاههای ایرانی زیر فشار همزمان تحریم، رکود، نااطمینانی و فضای غیررقابتی نفس میکشند. حاشیه سود تولید کاهش یافته و در مقابل، سوداگری و واسطهگری جذابتر شده است.
کارخانهها تعطیل میشوند، کارگاههای سنتی جان میکنند، باغها خشک میشوند و کسبوکارهایی که با زحمت نسلها ساخته شدهاند، یکییکی خاموش میشوند.
فراتر از یک کارخانه؛ مسئله سیاستگذاری است
خاموش شدن تولیپرس، فقط مرگ یک برند نیست؛ نمادی است از هزینههای سنگین سیاستگذاری نادرست. اگر چشمانداز سیاسی و اقتصادی باثبات و قابل پیشبینی باشد، هیچ کارآفرینی مایل نیست کسبوکارش را به خاک بسپارد.
واقعیت این است که با سیاستگذاری درست میتوان شرایطی ساخت که نفع افراد در انجام کار درست باشد؛ نه وضعیتی که حتی فعالان سالم اقتصادی برای بقا ناچار به خطا شوند./ سازندگی