میراثی که در حال محو شدن است؛ حیات وحش ایران در دوراهی انقراض و احیا
فراتر از یک تقویم؛ نجوای بقا در فلات ایران
سیزدهم اسفندماه (مصادف با سوم مارس)، تنها یک برگه از تقویم برای دوستداران طبیعت نیست؛ این روز پژواک یک تعهد جهانی است
سیزدهم اسفندماه (مصادف با سوم مارس)، تنها یک برگه از تقویم برای دوستداران طبیعت نیست؛ این روز پژواک یک تعهد جهانی است که بیش از نیم قرن پیش برای نجات زیباترین و در عین حال بیپناهترین ساکنان زمین بسته شد. در حالی که جهان سالگرد امضای کنوانسیون «سایتس» را جشن میگیرد، حیات وحش ایران در شرایطی حساس و سرنوشتساز به سر میبرد. از یوزپلنگ آسیایی که آخرین نفسهایش را در دشتهای مرکزی ایران میکشد تا پلنگ مغرور زاگرس، همگی چشمانتظار تغییری فراتر از شعارهای سالانه هستند. امروز فرصتی است تا بپرسیم سهم ما در حفظ این میراث طبیعی، فراتر از امضای عهدنامههای بینالمللی چیست؟
سایتس ۱۹۷۳؛ میثاقی برای پایان غارت طبیعت
تاریخچه این روز به سال ۱۹۷۳ بازمیگردد؛ زمانی که نمایندگان ۸۰ کشور جهان در واشنگتن، گرد هم آمدند تا معاهدهای حیاتی به نام «سایتس» (CITES) یا همان کنوانسیون تجارت بینالمللی گونههای جانوری و گیاهی وحشی در معرض خطر انقراض را امضا کنند. هدف روشن بود: تضمین این که تجارت بینالمللی حیات وحش، بقای آنها را تهدید نکند. این کنوانسیون اکنون از بیش از ۳۸ هزار گونه حمایت میکند و سنگ بنای حقوقی حفاظت از تنوع زیستی در جهان محسوب میشود. ایران نیز به عنوان یکی از اعضای قدیمی این پیمان، متعهد شده است تا با قاچاق حیات وحش و تخریب زیستگاهها مقابله کند، اما واقعیت میدانی نشان میدهد که مسیر سختی در پیش است.
ایران؛ ویترینی از تنوع زیستی در محاصره بحران
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، پل ارتباطی زیستی بین سه قاره است. وجود جنگلهای هیرکانی، کوهستانهای مرتفع زاگرس و البرز و کویرهای پهناور، تنوعی خیرهکننده به حیات وحش ما بخشیده است؛ اما همین تنوع، امروز با تهدیدات چندجانبهای روبهروست. تخریب زیستگاهها به دلیل جادهسازیهای غیرکارشناسی، چرای بیش از حد دام، شکار غیرمجاز و از همه مهمتر بحران خشکسالی، عرصه را بر گونههای بومی تنگ کرده است. وقتی از انقراض صحبت میکنیم، تنها بحث از دست دادن یک حیوان نیست؛ بلکه گسستن زنجیرهای است که سلامت خاک، آب و در نهایت امنیت غذایی انسانها به آن وابسته است.
نقشه راه آینده: چه باید کرد؟
برای نجات حیات وحش ایران از بنبست فعلی، نیازمند تغییر پارادایم از «حفاظت سنتی» به «مدیریت هوشمند و مشارکتی» هستیم. در ادامه به چند گام حیاتی اشاره میشود:
۱. توانمندسازی جوامع محلی: بزرگترین محیطبانان، مردمی هستند که در حاشیه زیستگاهها زندگی میکنند. تا زمانی که معیشت مردم محلی با حفاظت از حیات وحش گره نخورد و آنها حضور حیوانات را یک تهدید برای دام یا مزارع خود ببینند، حفاظت دولتی شکست خواهد خورد. گردشگری پایدار و اکوتوریسم مسئولانه میتواند جایگزین شکار شود.
۲. ایجاد کریدورهای حیات: تکهتکه شدن زیستگاهها توسط جادهها، حیات وحش را در جزایری کوچک زندانی کرده است که منجر به همخونی ژنتیکی و افزایش تلفات جادهای میشود. ساخت زیرگذرها و روگذرهای سبز در نقاط داغ حادثهخیز (مانند جاده میاندشت به عباسآباد برای یوزپلنگ) یک ضرورت فوری است.
۳. بهرهگیری از تکنولوژیهای نوین: استفاده از پهپادهای پایش، دوربینهای تلهای پیشرفته و هوش مصنوعی برای شناسایی الگوهای رفتاری و مقابله با شکارچیان میتواند کمبود نیروی انسانی در پاسگاههای محیطبانی را جبران کند.
۴. دیپلماسی محیط زیست: بسیاری از گونههای ما مانند پرندگان مهاجر یا پلنگها، میانمرزی هستند. تقویت همکاری با کشورهای همسایه برای ایجاد مناطق حفاظتشده مشترک، کلید حفظ این گونههاست.
فرجام سخن: مسئولیتی برای تمام فصول
روز جهانی حیات وحش، یادآور این حقیقت است که ما مالک طبیعت نیستیم، بلکه امانتدار آن برای نسلهای بعدی هستیم. انقراض، واژهای ابدی است؛ وقتی گونهای از دست برود، هیچ ثروت و تکنولوژیای قادر به بازگرداندن آن نخواهد بود. ایرانِ بدون یوزپلنگ، بدون خرس قهوهای و بدون هوبره، ایرانی است که بخشی از هویت و شکوه خود را از دست داده است.
بیاییم از این پس، با احترام به حریم طبیعت و حمایت از تشکلهای مستقل زیستمحیطی، اجازه ندهیم سیزدهم اسفندماه، تنها یادآور خاطراتی از گونههای از دست رفته باشد. حفظ حیات وحش، نه یک کار لوکس و فانتزی، بلکه تلاشی برای بقای خودِ ماست.