خبر فوری
شناسه خبر: 54346

آب؛ سیاستِ بدونِ سیاست؛ کالبدشکافی گذار از بحران در تجربه‌های موفق جهانی

در جغرافیای سیاسی امروز، «آب» دیگر یک موضوع زیست‌محیطی صرف نیست؛ بلکه به شاهرگ اصلی امنیت ملی و ثبات اجتماعی بدل شده است.

آب؛ سیاستِ بدونِ سیاست؛ کالبدشکافی گذار از بحران در تجربه‌های موفق جهانی

در جغرافیای سیاسی امروز، «آب» دیگر یک موضوع زیست‌محیطی صرف نیست؛ بلکه به شاهرگ اصلی امنیت ملی و ثبات اجتماعی بدل شده است. در حالی که بسیاری از کشورهای خاورمیانه، درگیر تنش‌های فرساینده آبی هستند، برخی ملت‌ها با اتخاذ رویکرد «سیاستِ بدون سیاست» توانسته‌اند از لبه پرتگاه خشکسالی عبور کنند.

این رویکرد به معنای خارج کردن مدیریت آب از دایره رقابت‌های حزبی و منافع کوتاه‌مدت انتخاباتی و سپردن آن به بدنه نخبگانی و تکنوکرات است. اما چگونه می‌توان از آب، سیاستی ساخت که تحت تاثیر تلاطم‌های سیاسی قرار نگیرد؟

 

پارادایم «سیاستِ بدون سیاست»؛ وقتی علم جایگزین شعار می‌شود

بزرگترین ضربه به منابع آبی، نگاه عوام‌گرایانه به این منبع حیاتی است. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، تخصیص آب یا سدسازی‌ها نه بر اساس آمایش سرزمین، بلکه برای جلب رضایت موقت رأی‌دهندگان یا منافع گروه‌های خاص انجام می‌شود. «سیاستِ بدون سیاست» یعنی ایجاد یک نهاد فراقوه‌ای و مستقل که مدیریت آب را بر اساس داده‌های دقیق هیدرولوژیک و نگاه ۵۰ ساله به آینده پیش می‌برد. در این مدل، تغییر دولت‌ها باعث تغییر در استراتژی‌های کلان آبی نمی‌شود؛ چرا که بقای سرزمین، وجه‌المصالحه جریانات سیاسی قرار نمی‌گیرد.

 

سنگاپور؛ کیمیاگری در جزیره‌ای بدون منبع

سنگاپور شاید بهترین الگوی جهانی برای مدیریت آب در شرایط بحرانی باشد. این کشور که زمانی برای تامین آب کاملاً به مالزی وابسته بود، با نگاهی استراتژیک و فراتر از دیپلماسی‌های لرزان، استقلال آبی خود را رقم زد. سنگاپور از چهار منبع استفاده کرد: جمع‌آوری آب باران، واردات، بازچرخانی فاضلاب (NEWater) و شیرین‌سازی آب دریا. موفقیت سنگاپور مدیون این بود که موضوع آب را به یک «رسالت ملی» تبدیل کرد. آن‌ها با استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته و تصفیه چندباره آب فاضلاب تا حد شرب، نشان دادند که مدیریت صحیح می‌تواند بر کمبود منابع غلبه کند. در سنگاپور، سیاست در خدمت تکنولوژی قرار گرفت تا امنیت آبی تضمین شود.

 

استرالیا؛ بازار آب و مدیریت در اوج خشکسالی

استرالیا در جریان «خشکسالی هزاره»، با یکی از سخت‌ترین بحران‌های تاریخ خود روبرو شد. راهکار آن‌ها حقوقی و ساختاری بود: «تفکیک حق آب از مالکیت زمین». با ایجاد بازار آب، این منبع ارزشمند به سمتی حرکت کرد که بیشترین ارزش افزوده اقتصادی را داشت. دولت استرالیا ثابت کرد که با اصلاح قوانین و ایجاد شفافیت، می‌توان حتی در اوج خشکسالی، اقتصاد کشاورزی را زنده نگه داشت. آن‌ها مدیریت حوضه‌های آبریز را از کنترل ایالت‌های محلی خارج کرده و به یک نهاد مستقل ملی سپردند تا از رقابت‌های منطقه‌ای پیشگیری کنند.

 

آموزه‌هایی برای ایران؛ ضرورت بازگشت به عقلانیت هیدرولیکی

کشورهایی که از بحران آب عبور کرده‌اند، در سه اصل مشترک بوده‌اند:

۱. حکمرانی واحد: پایان دادن به مدیریت چندپاره و بخشی‌نگری.

۲. دیپلماسی دانش‌محور: استفاده از آخرین دستاوردهای علمی در تصفیه و انتقال.

۳. مشارکت مردمی: شفافیت در مورد وضعیت منابع و همراه کردن جامعه با تغییرات ساختاری.

در ایران نیز عبور از بحران آب، نیازمند آن است که «مسأله آب» از یک موضوع امنیتی یا ابزاری برای سیاست داخلی، به یک موضوع «حیات ملی» ارتقا یابد. ما نیازمند سندی هستیم که هیچ دولتی نتواند بندهای آن را به بهانه توسعه‌های ناپایدار صنعتی یا کشاورزی تغییر دهد.

 

سخن نهایی

بحران آب، بحران کمبودِ مولکول‌های اکسیژن و هیدروژن نیست؛ بلکه بحران «حکمرانی» است. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهند که آب می‌تواند هم مایه نزاع باشد و هم محور وحدت. گذار به وضعیت «سیاستِ بدون سیاست» یعنی پذیرش این واقعیت که طبیعت با هیچ جریان سیاسی شوخی ندارد.

کشورهایی پیروز این نبرد هستند که توانسته‌اند میان «نیازهای امروز» و «حق‌های فردا» تعادلی پایدار ایجاد کنند. زمان آن رسیده است که مدیریت آب را از راهروهای سیاست‌زده، خارج کرده و به آزمایشگاه‌های علم و میزهای تخصصی آمایش سرزمین بازگردانیم.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای