خبر فوری
شناسه خبر: 57562

پشت‌پرده بی‌آبی پایتخت؛ شهرداری‌ها چطور تشنگی می‌فروشند؟

در نشست «شهر و آب» فاش شد: چگونه تکیه شهرداری‌ها بر تراکم‌فروشی، بحران آب تهران و کلان‌شهرها را به بن‌بست کامل کشانده است؟ ابعاد تکان‌دهنده یک خطا.

پشت‌پرده بی‌آبی پایتخت؛ شهرداری‌ها چطور تشنگی می‌فروشند؟

سال‌هاست با افت ذخایر سدها، انگشت اتهام مسئولان مستقیماً به سمت شهروندان نشانه می‌رود: «کمتر مصرف کنید، کولرها را خاموش کنید و شیر آب را ببندید.» آمارهای رسمی هم نشان می‌دهند مردم سرانه مصرف خود را به شکل محسوسی کاهش داده‌اند؛ اما ذخایر سدها و سفره‌های زیرزمینی هر سال وضعیتی شکننده‌تر پیدا می‌کنند. پنجمین نشست «شهر و آب» با بررسی دقیق پیوند میان درآمد شهرداری‌ها و تشدید بحران آب، به پرسشی کلیدی پاسخ داد: وقتی شهروندان سهم خود را در مدیریت مصرف پرداخته‌اند، چرا بی‌آبی گریبان شهرها را رها نمی‌کند؟

پاسخ کارشناسان یک جمله تکان‌دهنده است: مدیریت شهری برای تأمین مخارج روزمره خود جمعیت جدید جذب می‌کند و هر پروانه ساختمانی، در عمل یک «تعهد مجازی برای تأمین آب» است؛ معادله‌ای خطرناک که در آن کلان‌شهرها تراکم می‌فروشند تا تشنگی بخرند.

 

بحران آب و فروش تراکم؛ درآمد شهرداری چگونه سدها را خالی می‌کند؟

عباس آخوندی، وزیر اسبق راه و شهرسازی، با بازخوانی یک پرونده مطبوعاتی مربوط به سال ۱۳۵۵ در روزنامه اطلاعات، ریشه این نگاه یک‌طرفه را نشان می‌دهد. از پنج دهه پیش، الگوی حاکم بر مدیریت منابع آب تهران بر افزایش تعرفه و فشار روی رفتار مصرف‌کننده متمرکز بوده است. اما آمارها یک حقیقت تلخ را آشکار می‌کنند: سرانه مصرف آب تهران که در مقاطعی حدود ۲۵۰ لیتر در شبانه‌روز بود، حالا به حدود ۱۸۰ لیتر رسیده است؛ با این حال، تهران هنوز تشنه است و سال‌به‌سال افت فشار بیشتری را تجربه می‌کند.

علت این گره کجاست؟ در تمام سال‌هایی که مردم خانه به خانه صرفه‌جویی می‌کردند، شهرداری مجوزهای تازه صادر کرده، طبقات اضافه فروخته و بافت جمعیتی را فراتر از سقف اکولوژیک شهر برده است. وقتی درآمد پایدار شهری وجود ندارد و بودجه اداره کلان‌شهر به صدور پروانه ساختمانی گره می‌خورد، هر طبقه جدید در ظاهر رونق ساخت‌وساز است، اما در باطن، مکنده‌ای تازه برای منابع آب زیرزمینی به شمار می‌آید.

 

هر پروانه ساختمانی یک حقابه نامرئی است

در ساختار فعلی نظام مهندسی و مدیریت شهری، ابتدا برج‌ها و مجتمع‌های مسکونی بالا می‌روند، سپس دستگاه‌های خدمات‌رسان مانند وزارت نیرو ناچار می‌شوند به هر قیمتی شده—از حفر چاه‌های عمیق‌تر گرفته تا طرح‌های هزینه‌بر انتقال آب از حوضه‌های مجاور—آب مورد نیاز ساکنان را فراهم کنند.

آخوندی این فرایند را وارونه‌سازی عقلانیت توسعه می‌داند و معتقد است معادله باید معکوس شود:

  1. ابتدا سقف آبخوان‌ها و توان اکولوژیک مشخص شود.
  2. سپس سقف بارگذاری جمعیتی و صدور مجوزها تعیین گردد.

این وضعیت تنها به تهران محدود نیست. مشهد و اصفهان نیز سال‌هاست مرزهای جمعیتی پیش‌بینی‌شده در طرح‌های جامع را پشت سر گذاشته‌اند و امروز با پیامدهایی چون فرونشست زمین و زنگ خطر تخلیه سکونتگاه‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند. حتی ساخت حدود ۲۴۰ هزار مسکن در شهرهای اقماری پایتخت—که جمعیتی نزدیک به یک میلیون نفر را در خود جای می‌دهد—بدون تعیین تکلیف منابع تأمین آب شرب، بحران را تا چندین برابر تشدید خواهد کرد.

 

هشدار درباره برج‌سازی در حریم مترو: خطر در کمین پروژه‌های TOD

یکی از هشدارهای مهم مطرح‌شده در این نشست، انحراف در اجرای الگوی توسعه مبتنی بر حمل‌ونقل همگانی (TOD) در تهران است. در تجارب موفق جهانی مانند سئول، شبکه ریلی پرسرعت ابزاری برای تمرکززدایی و هدایت جمعیت به فاصله‌های دورتر از پایتخت است.

اما در تهران، زمزمه‌های افزایش تراکم و مجوز برج‌سازی در پیرامون ایستگاه‌های مترو شنیده می‌شود. چنین رویکردی به این معناست که دقیقاً در همان شهری که برای تأمین آب شهروندان فعلی خود مستأصل است، جمعیت متراکم‌تری بارگذاری شود؛ آن هم بدون پاسخ به این پرسش حیاتی که آب این برج‌های جدید از کدام ذخیره دست‌نخورده تأمین خواهد شد؟

 

محمد بهشتی: مشکل کمبود آب نیست؛ حساسیت تاریخی‌مان را از دست داده‌ایم

محمد بهشتی، پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی، بحران را از زاویه نگاه تمدنی بررسی کرد. او با تفکیک میان «کمبود آب» و «تشنگی» یادآور شد که فلات ایران در طول تاریخ همواره کم‌آب بوده، اما پیشینیان ما یاد گرفته بودند سازوکار زیست خود را با محدودیت‌های سرزمین تنظیم کنند:

  • معماری خشتی و بادگیرها در شهرهایی چون یزد.
  • شبکه دقیق و مشارکتی قنات‌ها.
  • استقرار حوض در مرکز حیاط به عنوان تنظیم‌کننده رطوبت و نه محلی برای هدررفت.

بهشتی معتقد است جامعه امروز «حساسیت به تشنگی» را از دست داده است؛ به این معنا که تا چند دهه قبل هیچ آبی برای تولید محصول یا کالایی که ارزشش کمتر از خودِ آب باشد هدر نمی‌رفت، اما امروز تصور تکنوکراتیک اشتباهی حاکم شده که می‌گوید: «هرجا ساختمانی ساخته شد، با حفر چاه عمیق‌تر یا سد تازه، آب آن تأمین می‌شود.» همین نگاه، پرسش خردمندانه «چگونه با آب موجود زندگی کنیم؟» را به سیاست بی‌فرجام «آب بیشتر را از کجا بیاوریم؟» تبدیل کرده است.

 

مهندسی بدون بازده؛ چرا سدسازی‌ها درد بی‌آبی را درمان نکرد؟

حبیب جباری، جامعه‌شناس اقتصاد و توسعه، نوک پیکان نقد را به سمت نظام آمارمحور برنامه‌ریزی کشور برد. او توضیح داد که دهه‌هاست شاخص موفقیت مدیران فقط حجم بتن‌ریزی، کیلومترهای خط لوله و تعداد سدهای افتتاح‌شده بوده است، بدون اینکه پیامد بلندمدت این مداخلات بر سفره‌های زیرزمینی سنجیده شود: «اگر ریشه بحران فقط در خشکسالی و کمبود بارش خلاصه می‌شد، پس چرا پس از دهه‌ها سدسازی مداوم و صدها خط انتقال لوله، بحران آب نه‌تنها فروکش نکرده بلکه عمیق‌تر شده است؟»

نمونه روشن این نگاه، فاجعه دریاچه ارومیه است؛ جایی که سیاست‌گذار روزی نگران پیشروی آب بود و با سدسازی‌های متعدد روی حوضه آبریز، امروز خشکیدگی و بحران طوفان‌های نمک را برای کل منطقه رقم زده است.

 

خروج از بن‌بست؛ راهکار چیست؟

برای جلوگیری از بحران‌های امنیتی و زیستی آینده، کارشناسان حاضر در نشست به چند راهکار فوری و ساختاری اشاره کردند:

  • تغییر بنیادین در بودجه‌ریزی شهرداری‌ها: قطع کامل وابستگی مدیریت شهری به درآمد ناشی از فروش تراکم و جایگزینی آن با مالیات‌های محلی پایدار.
  • بازنگری در استانداردهای ساختمانی: الزام تفکیک آب خاکستری از شرب و بازچرخانی آب باران برای فضاهای سبز و مصارف غیرشرب (همانند تجارب رایج در کشورهای اروپایی).
  • توقف کامل بارگذاری جمعیتی جدید: تعیین فوری سقف زیست‌محیطی برای شهرهایی چون تهران، مشهد و اصفهان و منوط شدن هرگونه صدور پروانه به استعلام ظرفیت واقعی منابع آبی./ پیام ما

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای