همخانه شدن با صاحبخانه؛ نشانه تازه از فقر مسکن در تهران
پدیده «خانههای اشتراکی در تهران» در حال گسترش است؛ مستأجران و حتی برخی مالکان به دلیل فشار هزینهها ناچارند در یک خانه زندگی کنند.
بازار اجاره مسکن در تهران به مرحلهای رسیده که برخی مستأجران دیگر حتی توان اجاره یک واحد مستقل را هم ندارند. حالا پدیدهای تازه در فایلهای بنگاههای املاک دیده میشود: زندگی مشترک مستأجر و صاحبخانه در یک آپارتمان؛ الگویی که بسیاری آن را نشانه آشکار تشدید فقر مسکن در ایران میدانند.
ظهور خانههای اشتراکی در بازار مسکن تهران
در ماههای اخیر آگهیهای جدیدی در بازار اجاره مسکن تهران دیده میشود که از خانههای اشتراکی خبر میدهد؛ خانههایی که در آن مالک و مستأجر در یک آپارتمان زندگی میکنند.
این مدل اجاره حتی در آپارتمانهای کوچک ۴۰ یا ۵۰ متری نیز دیده میشود.
در بسیاری از این آگهیها، مالکان برای پذیرش همخانه شرایط متعدد و گاهی عجیب تعیین میکنند؛ از محدودیت رفتوآمد گرفته تا نوع شغل، وضعیت تأهل و حتی عادات شخصی.
برای نمونه، مالک یک آپارتمان ۶۵ متری در محدوده میدان منیریه برای مستأجر خود شروطی مانند نداشتن حیوان خانگی، عدم استعمال دخانیات و رفتوآمد محدود تعیین کرده و در ازای ۱۰۰ میلیون تومان ودیعه، ماهانه پنج میلیون تومان اجاره درخواست کرده است.
شرطهای عجیب برای همخانه شدن
برخی آگهیهای خانههای اشتراکی در تهران فراتر از شرایط معمول اجاره هستند.
برای مثال، مردی ۴۰ ساله که یک آپارتمان ۵۰ متری در خیابان آذربایجان تهران دارد، اعلام کرده به دنبال همخانهای است که توانایی آشپزی داشته باشد. او گفته در صورت انجام این کار، اجاره ماهانه را از ۱۲ میلیون به ۷ میلیون تومان کاهش میدهد.
در آگهی دیگری، صاحبخانهای که دانشجوی ۲۳ ساله است، شرط کرده مستأجر باید بهشدت به نظافت حساس باشد؛ زیرا به گفته او، خود دچار وسواس است.
پدیده خانههای اشتراکی حتی به خانوارها نیز رسیده است. در یکی از آگهیها، یک زوج در شهرک غرب تهران اعلام کردهاند حاضرند طبقه دوم خانه دوبلکس خود را با زوج دیگری به اشتراک بگذارند؛ اتاقی ۲۰ متری با حمام و سرویس مستقل اما آشپزخانه مشترک، با اجاره ماهانه ۱۵ میلیون تومان و ۳۰۰ میلیون تومان ودیعه.
آیا خانههای اشتراکی یک سبک زندگی است؟
برخی فعالان بازار مسکن معتقدند خانههای اشتراکی تنها ناشی از بحران نیست و در بسیاری از کشورهای توسعهیافته نیز دیده میشود.
داود بیگینژاد، نایبرئیس اتحادیه مشاوران املاک، میگوید این مدل زندگی نوعی سبک زندگی شهری است که در بسیاری از کشورها وجود دارد. به گفته او، در ایران نیز تا دهههای گذشته مواردی از زندگی مشترک مالک و مستأجر در یک خانه وجود داشت، اما با گسترش آپارتماننشینی این پدیده کمرنگ شد و اکنون دوباره در حال بازگشت است.
صاحبخانههای فقیر؛ واقعیت تلخ بازار مسکن
با این حال بسیاری از مالکان و مستأجران معتقدند خانههای اشتراکی در تهران بیشتر نتیجه اجبار اقتصادی است تا یک انتخاب سبک زندگی.
برخی مالکان میگویند آپارتمان خود را با وامهای سنگین خریداری کردهاند و برای پرداخت اقساط ناچارند بخشی از خانه را اجاره دهند. به همین دلیل از اصطلاح «صاحبخانههای فقیر» برای توصیف این گروه استفاده میشود.
در مقابل، مستأجران نیز تأکید میکنند که توان پرداخت اجاره یک خانه مستقل را ندارند و ناچار به چنین گزینههایی روی آوردهاند. بسیاری از آنها نگران هستند که زندگی در یک خانه با صاحبخانه، تنشهای سنتی میان مالک و مستأجر را تشدید کند.
فقر مسکن؛ بحران پنهان جوانان
عطا آیتاللهی، کارشناس مسکن، معتقد است رواج خانههای اشتراکی نشانهای از فقر گسترده مسکن در ایران است.
به گفته او، سالهاست بخش بزرگی از جوانان بالای ۱۸ سال به دلیل ناتوانی در تأمین هزینه مسکن با خانواده خود زندگی میکنند و به همین دلیل تقاضای واقعی مسکن پنهان مانده است. با افزایش خانوارهای تکنفره، این تقاضای پنهان اکنون در قالب خانههای اشتراکی نمایان شده است.
فاصله طولانی تا خانهدار شدن در ایران
بیتالله ستاریان، دیگر کارشناس مسکن، نیز تأکید میکند فاصله میان ایران و کشورهای توسعهیافته در حوزه مسکن بسیار زیاد است.
به گفته او، در بسیاری از کشورهای پیشرفته افراد در مدت دو تا پنج سال قادر به خانهدار شدن هستند، اما در ایران این فرایند ممکن است چند دهه طول بکشد.
او همچنین میگوید در کشورهای توسعهیافته اگر هم خانههای اشتراکی وجود داشته باشد، معمولاً برای مدت کوتاه و بیشتر میان مهاجران تازهوارد است؛ در حالی که در ایران جوانان ممکن است سالها نتوانند به مسکن مستقل دست پیدا کنند.
تهران؛ پایتخت مستأجران
طبق آمار مرکز آمار ایران، تهران بیشترین سهم مستأجرنشینی در کشور را دارد و حدود ۵۱ درصد خانوارهای این استان اجارهنشین هستند.
با این حال هزینههای بالای اجاره باعث شده بسیاری از خانوارهای کمدرآمد از محلههای شهری تهران حذف شوند. در شرایط فعلی حتی با حدود ۵۰۰ میلیون تومان پسانداز نیز اجاره یک آپارتمان در تهران معمولاً به ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان در ماه میرسد؛ رقمی که با حداقل حقوق کارگری تناسب چندانی ندارد.
تورم اجاره کمتر از تورم عمومی؛ اما چرا؟
گزارشهای رسمی نشان میدهد نرخ تورم اجاره مسکن از تورم عمومی عقب مانده است.
اما فعالان بازار مسکن میگویند دلیل این موضوع کاهش قدرت پرداخت مستأجران است، نه بهبود شرایط بازار.
بر اساس دادههای مرکز آمار ایران:
- تورم نقطهبهنقطه اجاره مسکن در فروردین ۱۴۰۵ حدود ۳۱.۱ درصد بوده است.
- در همین زمان تورم عمومی به ۷۳.۵ درصد رسیده است.
به بیان دیگر، مستأجران توان پرداخت اجارههای متناسب با تورم عمومی را ندارند.
یکسوم جمعیت کشور در بافتهای فرسوده
آمار وزارت راه و شهرسازی نشان میدهد حدود یکسوم جمعیت ایران در بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری زندگی میکنند؛ مناطقی که بسیاری از کارشناسان آن را نشانهای از فقر خشن مسکن میدانند.
در همین حال، گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نیز نشان میدهد که در سال ۱۴۰۲ نرخ فقر در میان خانوارهای مستأجر به حدود ۴۰ درصد رسیده است؛ رقمی که بخش بزرگی از آن ناشی از هزینههای سنگین مسکن است./ پیام ما