تل ضحاک فسا در معرض نابودی؛ شخم زمین، برداشت خاک و حفاری غیرمجاز در محوطه تاریخی
تل ضحاک فسا، یکی از کهنترین محوطههای تاریخی ایران، با تهدید شخم زمین، برداشت خاک، حفاری غیرمجاز و ساختوساز روبهروست و نیازمند نجات فوری است.
تل ضحاک فسا، یکی از کهنترین و مهمترین محوطههای تاریخی ایران، این روزها با مجموعهای از تهدیدهای جدی روبهرو است؛ از شخم زمینهای کشاورزی تا برداشت خاک، ساختوسازهای غیرقانونی و حفاریهای مشکوک. هشدارها نشان میدهد اگر برای نجات این محوطه باستانی اقدام فوری انجام نشود، یکی از مهمترین نشانههای هویت تاریخی فسا بهتدریج از نقشه میراث فرهنگی کشور حذف خواهد شد.
تل ضحاک فسا؛ محوطهای باستانی با ریشه در تاریخ و اسطوره
یک کنشگر میراثفرهنگی هشدار داده است که تل ضحاک فسا در حال «آب رفتن» است؛ تعبیری که بهخوبی وضعیت نگرانکننده این تپه باستانی را توصیف میکند. این محوطه تاریخی در شهرستان فسا، استان فارس، فقط یک تپه باستانی نیست؛ بلکه بخشی از حافظه تاریخی، فرهنگی و اسطورهای منطقه به شمار میرود.
تل ضحاک در روایتهای محلی، با افسانهها و باورهای بومی درآمیخته و در مطالعات تاریخی و باستانشناسی نیز جایگاه ویژهای دارد. همین پیوند میان تاریخ، اسطوره و زندگی مردم، اهمیت این محوطه را دوچندان کرده است.
چرا تل ضحاک فسا اهمیت تاریخی دارد؟
بر اساس شواهد و یافتههای باستانشناختی، پیشینه تل ضحاک فسا به هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد بازمیگردد. این محوطه در دوره ایلام میانه نیز اهمیت داشته و گفته میشود زیگوراتی در آن برپا بوده است؛ موضوعی که نشان میدهد این مکان در دورههای مختلف تاریخی، جایگاهی مهم در جنوب ایران داشته است.
اهمیت تل ضحاک فسا به همینجا ختم نمیشود. بررسیهای تاریخی نشان میدهد این محوطه در دوره هخامنشی نیز به یکی از مراکز مهم و راهبردی پارسیان تبدیل شده بود. برخی شواهد حتی این مکان را همان شهر کهن فسا در روزگار هخامنشیان میدانند؛ موضوعی که ارزش این محوطه را از سطح یک تپه باستانی فراتر میبرد.
این محوطه در دورههای بعدی نیز تا اوایل دوران اسلامی به حیات خود ادامه داده و دارای بارو و خندق بوده است. اما با شکلگیری شهر کنونی فسا در فاصلهای چند کیلومتری، نقش این شهر کهن بهتدریج کمرنگ شد و در گذر زمان به فراموشی سپرده شد.
زمینهای کشاورزی تا پای تپه رسیدهاند
یکی از مهمترین تهدیدهایی که امروز تل ضحاک فسا را در معرض آسیب قرار داده، گسترش زمینهای کشاورزی در عرصه و حریم این محوطه تاریخی است. به گفته فعالان میراث فرهنگی، زمینهای کشاورزی اکنون تا نزدیکی تپه پیش رفتهاند و در برخی نقاط، شخمزنی عملاً به لبههای این محوطه رسیده است.
خطر فقط به مجاورت زمینهای کشاورزی محدود نیست. گزارشها حاکی از آن است که برخی زمینداران، خاک محوطه تاریخی را برداشت کرده و به زمینهای خود افزودهاند. این روند بهمعنای کوچک شدن تدریجی تپه و از بین رفتن لایههای ارزشمند باستانشناسی است؛ لایههایی که هر کدام میتوانند حامل بخشی از تاریخ چند هزار ساله این سرزمین باشند.
برداشت خاک، تهدیدی خاموش برای محوطه تاریخی
در ظاهر، برداشت خاک شاید اقدامی کماهمیت به نظر برسد، اما برای یک محوطه باستانی مانند تل ضحاک فسا، همین فرسایش تدریجی میتواند فاجعهبار باشد. هر بخش از خاک این محوطه، در واقع بخشی از حافظه تاریخی آن است و جابهجایی یا تخریب آن، اطلاعاتی را از میان میبرد که دیگر قابل بازسازی نیست.
فعالان میراث فرهنگی میگویند بسیاری از تپههای پیرامونی این مجموعه در دهههای گذشته به همین شیوه نابود شدهاند و اکنون از برخی از آنها فقط پشتههایی کوچک بر جای مانده است. این یعنی خطر برای تل اصلی نه فرضی، بلکه کاملاً واقعی و ادامهدار است.
ردپای حفاری غیرمجاز و گنجیابی در تل ضحاک
یکی دیگر از تهدیدهای جدی علیه تل ضحاک فسا، حفاریهای غیرمجاز و حضور سوداگران اشیای تاریخی است. گزارشها از مشاهده نشانههای گنجیابی در این محوطه حکایت دارد؛ اقدامی که بارها در محوطههای تاریخی کشور، خسارتهای جبرانناپذیری بر جا گذاشته است.
حفاری غیرمجاز فقط به برداشت اشیای احتمالی محدود نمیشود. این اقدام، لایههای باستانشناختی را بههم میریزد، توالی تاریخی محوطه را نابود میکند و دادههایی را از بین میبرد که برای پژوهشگران، حتی از خود اشیای کشفشده ارزشمندتر است.
موتورسواران، ساختوساز و چرای دام؛ تهدیدهای چندگانه
تهدیدهای تل ضحاک فسا فقط به کشاورزی و حفاری محدود نمیشود. عبور روزانه موتورسواران از روی این تپه تاریخی، آن را عملاً به مسیری برای رفتوآمد و حتی نوعی پیست غیررسمی تبدیل کرده است. این موضوع نیز میتواند به فشردگی خاک، آسیب به ساختار محوطه و تخریب تدریجی آن منجر شود.
در کنار این مسئله، ساختوسازهای غیرقانونی در حریم محوطه نیز از دیگر خطرات مهمی است که در سالهای اخیر شکل گرفته است. اینگونه مداخلات، نهتنها منظر تاریخی محوطه را مخدوش میکنند، بلکه امکان حفاظت علمی و دقیق از آن را نیز کاهش میدهند.
چرای گوسفندان در عرصه و حریم محوطه هم خطر دیگری است که کمتر به آن توجه میشود. افزایش کودهای جانوری و رشد جانورانی مانند موشها، میتواند لایههای باستانشناسی را سوراخ و درهم کند و به ساختارهای نهفته در زیر خاک آسیب برساند.
تل ضحاک از چه یافتههای ارزشمندی خبر میدهد؟
اهمیت تل ضحاک فسا فقط در قدمت آن نیست؛ بلکه یافتههای باستانشناسی بهدستآمده از این محوطه، ارزش علمی آن را نیز اثبات میکنند. از کشف سفالهای پیش از تاریخ تا آثار دوره اسلامی، از قطعات سفال لعابدار ساسانی تا پایهستونهای سنگی هخامنشی، همگی نشان میدهند که این مکان در دورههای مختلف، نقشی برجسته داشته است.
در این محوطه و پیرامون آن، پایهستونهایی از سنگ سیاه کشف شده که با نمونههای تخت جمشید و پاسارگاد قابل مقایسهاند. همچنین نیمتنهای کوچک از سنگ مرمر از دوره ایونیک در این محل به دست آمده که از نمونههای کمنظیر کشفشده در ایران به شمار میرود و آن را بازنمایی آفرودیت دانستهاند.
وجود بنایی از سنگ، گچ و آجرهای بزرگ متعلق به دوره ساسانی که تا دوره اسلامی نیز پابرجا بوده، یکی دیگر از نشانههای اهمیت این محوطه است. با این حال، در دوره قاجار بخشی از آجرهای این بنا از تپه خارج و در ساختوسازها استفاده شد؛ اتفاقی که نشان میدهد تخریب این محوطه، سابقهای طولانی دارد.
از ۲۵ متر ارتفاع تا کمتر از ۱۵ متر
یکی از تکاندهندهترین بخشهای ماجرا، کاهش ابعاد تل ضحاک فسا در گذر زمان است. بر پایه گزارشهای تاریخی، این تپه در دوره قاجار حدود ۲۵ متر ارتفاع و مساحتی در حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ متر داشته است. اما امروز، بر اثر فرسایش، برداشت خاک و مداخلات انسانی، ارتفاع آن به کمتر از ۱۵ متر رسیده است.
این کاهش ابعاد فقط یک تغییر ظاهری نیست؛ بلکه نشانهای روشن از نابودی تدریجی یک محوطه ارزشمند تاریخی است. اگر این روند ادامه پیدا کند، بخشی از اطلاعات تاریخی و باستانشناختی این محوطه برای همیشه از دست خواهد رفت.
ثبت ملی شده، اما هنوز در خطر است
تل ضحاک فسا در ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ با شماره ۱۵ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده و از نخستین یادمانهای تاریخی کشور است که به ثبت ملی رسیدهاند. همین ثبت زودهنگام نشان میدهد که اهمیت این محوطه از دههها پیش برای پژوهشگران و نهادهای مسئول روشن بوده است.
با این حال، ثبت ملی بهتنهایی نتوانسته مانع تخریب تدریجی این محوطه شود. تجربه امروز تل ضحاک فسا بار دیگر این واقعیت را یادآوری میکند که ثبت یک اثر، زمانی معنا پیدا میکند که با حفاظت عملی، تعیین عرصه و حریم، کنترل ساختوساز و نظارت مستمر همراه باشد.
چه باید کرد؟ فنسکشی و تعیین حریم در اولویت
فعالان میراث فرهنگی معتقدند برای نجات تل ضحاک فسا باید چند اقدام فوری در دستور کار قرار گیرد. نخستین گام، فنسکشی محوطه است تا از دستاندازی بیشتر زمینداران، ورود دام و تردد بیضابطه جلوگیری شود.
در کنار آن، تعیین دقیق عرصه و حریم این محوطه باید هرچه سریعتر انجام شود؛ اقدامی که میتواند مبنای حقوقی لازم را برای جلوگیری از ساختوساز، شخمزنی، برداشت خاک و سایر تعرضها فراهم کند. پس از آن نیز مطالعات باستانشناختی تکمیلی و برنامهریزی برای حفاظت پایدار، ضرورت دارد.
جمعبندی
تل ضحاک فسا فقط یک تپه باستانی نیست؛ این محوطه بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی فارس و ایران است که امروز زیر فشار کشاورزی، برداشت خاک، حفاری غیرمجاز، ساختوساز و بیتوجهی، آرامآرام فرسوده میشود. هشدارها نشان میدهد اگر اقدام فوری برای حفاظت از این اثر انجام نشود، یکی از کهنترین یادمانهای ثبتشده کشور ممکن است به سرنوشت تلخ بسیاری از محوطههای رهاشده دچار شود.
نجات تل ضحاک فسا، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند تصمیم سریع، حفاظت میدانی و ورود جدی نهادهای مسئول است؛ پیش از آنکه این میراث تاریخی، بیش از این آب برود.