راستیآزمایی ادعاهای مطرحشده توسط غلامرضا نوری قزلجه در نشست خبری روز گذشته
آمارسازی و روایتهای غلط و گمراهکننده؛ سرپوشی بر تخلف و ناکارآمدی قزلجه
راستیآزمایی ادعاهای غلامرضا نوری قزلجه در نشست خبری: بررسی نسبت جنگ و گرانی، تفاوت کاهش تورم با کاهش قیمت، مصرف سرانه، خودکفایی مرغ، تعریف امنیت غذایی و ابهام تخلف ۴۵ هزار میلیاردی.
نشست خبری روز گذشته غلامرضا نوری قزلجه (که دومین نشست رسانهای طی یک هفته بود و این دو نشست با حدود ۳۰ میلیارد تومان پولپاشی، اجاره هتل ۴ ستاره پارسیان، صدها پک مواد غذایی، هرکدام حدود بیست میلیون تومانی، کارتهای هدیه آنچنانی و... برای مجیزگویی و منتشر نکردن تخلفها صورت گرفته بود) بیش از آنکه یک گزارش عملکرد باشد، صحنهای از استیصال و تقلا برای آمارسازی و روایتسازی ناشیانه جهت گمراه کردن افکار عمومی از سوءمدیریت و ناکارآمدی بود؛ روایتی که در آن نوری قزلجه تمام تلاشش را کرد تا از کنار هم قرار دادن برخی اعداد و ارقام که نیاز به راستیآزمایی و صحتسنجی دارد، نتیجهای بگیرد که با واقعیات اقتصادی و معیشتی جامعه اصلاً منطبق نیست.
بیشتر بخوانید: نمایندگان مجلس از پاسخهای وزیر جهاد کشاورزی قانع نشدند؛ کارت زرد در پرونده دام
نوری آمارهای درست را در جاهای نادرست به کار گرفته است
مسئله این نیست که هر آنچه نوری قزلجه گفته، غلط و اشتباه است. نقد جدیتر و کارشناسیتر اتفاقاً این است که بعضی آمار و گزارههای بهظاهر درست، در جای نادرست نشستهاند و از آنها نتیجههایی گرفته شد که فراتر از ظرفیت واقعی همان آمار است.
و اینجاست که صحتسنجی و راستیآزمایی آمار و ارقام و ادعاهای مطرحشده نوری قزلجه، اهمیت پیدا میکند.
وزیر جهاد کشاورزی در نشست خبری روز گذشته خود، از حفظ کامل امنیت غذایی در جریان جنگ، نبود کمبود، رشد تولید، کاهش تورم مواد غذایی، خودکفایی در تولید مرغ و ورود به مرحله صادرات سخن گفت و همچنین رقم ۴۵ هزار میلیارد تومان مطرحشده درباره اختلاف ارز ترجیحی نهادههای دامی را نادرست و سوءتفاهم دانست.
بیشتر بخوانید: جنگ یا سوءمدیریت و سیاست های غلط؟
تصویر شطرنجی وزیر موقت جهاد کشاورزی
در ظاهر، مجموعه این گزارههای ادعای نوری قزلجه تصویری بسیار مثبت از عملکرد مجموعه تحت مدیریت وی ترسیم میکند.
اما وقتی هر ادعا را جداگانه بررسی کنیم، تصویر پیچیده و بغرنج میشود.
اول؛ آیا واقعاً جنگ علت اصلی گرانی مواد غذایی بوده است؟
نوری قزلجه درباره افزایش قیمت مواد غذایی به آثار جنگ، افزایش قیمتهای جهانی و جهش هزینه حملونقل بینالمللی اشاره کرده و از افزایش ۱۰ تا ۲۰ درصدی برخی قیمتهای جهانی و رشد ۱۲۰ تا ۲۰۰ درصدی کرایه حمل بینالمللی سخن گفته است.
البته هیچ کارشناس منصفی نمیتواند اثر جنگ بر هزینه تجارت، حملونقل و تأمین کالا را انکار کند.
اما از این واقعیت نمیتوان نتیجه گرفت که ریشه اصلی موج گرانی مواد غذایی، جنگ بوده است.
چرا؟
چون بخش مهمی از افزایش قیمتها پیش از جنگ اتفاق افتاده بود.
جنگ میتواند یک روند تورمی را تشدید کند؛ اما نمیتواند علت پدیدهای باشد که پیش از وقوع آن آغاز شده است.
این تفاوت بسیار مهم است.
اگر قرار است سهم جنگ در گرانی مواد غذایی تعیین شود، باید سهم آن از سایر عوامل نیز مشخص شود: تغییرات نرخ ارز، حذف ارز ترجیحی، افزایش هزینه نهادهها، سیاستهای تنظیم بازار، هزینه تولید، سیاستهای واردات و صادرات و عملکرد شبکه توزیع.
مسئله با «جنگ» تمام نمیشود؛ سؤال اصلی این است که سهم هر عامل چقدر بوده است؟
جالب آنکه حتی در گزارشهای دیروز درباره سخنان نوری قزلجه، موضوع «جبران اثر حذف ارز ترجیحی» نیز مطرح شده و خود نوری قزلجه از تأکید رئیسجمهور بر جبران این آثار سخن گفته است.
پس اگر حذف ارز ترجیحی هیچ اثر معناداری بر قیمت مواد غذایی نداشته، اساساً «جبران اثر» آن چه معنایی دارد؟
بیشتر بخوانید: قربانی بعدی، کدام معاون وزیر است؟
دوم؛ «کاهش تورم» با «کاهش قیمت» اشتباه گرفته نشود.
نوری قزلجه گفته است وقتی نرخ تورم خوراکیها کاهش پیدا میکند، باید این کاهش نیز اعلام شود.
این گزاره از نظر محاسبات تورمی میتواند درست باشد؛ اما مشکل زمانی ایجاد میشود که چنین جملهای در افکار عمومی به معنای «ارزان شدن مواد غذایی» تعبیر شود.
کاهش تورم یعنی سرعت افزایش قیمت کمتر شده است، نه اینکه سطح قیمتها به گذشته برگشته باشد.
اگر قیمت کالایی از ۱۰۰ به ۲۰۰ برسد و بعد از ۲۰۰ به ۲۰۶ برسد، نرخ رشد قیمت کاهش یافته؛ اما آن کالا همچنان ۱۰۶ واحد گرانتر از نقطه قبلی است.
بنابراین پرسش واقعی از نوری قزلجه این نیست که «آیا نرخ تورم در یک مقطع کاهش یافته؟»
پرسش این است:
«قیمت مواد غذایی نسبت به آغاز فعالیت وی در وزارت جهاد کشاورزی چقدر افزایش یافته و قدرت خرید خانوارها چقدر کاهش پیدا کرده است؟»
مردم با «نرخ تورم» خرید نمیکنند؛ با درآمد واقعی خود خرید میکنند.
این تفاوت ساده اما بنیادی، در روایتهای آماری بسیار مهم است.
سوم؛ ادعای کاهش سرانه مصرف را نمیتوان و نباید با افزایش تولید رد کرد.
نوری قزلجه در نشست خبری، کاهش سرانه مصرف کالاهای اساسی را رد کرده است!
بیشتر بخوانید: مدیران محکوم بر صندلی قدرت، کاسبان رانت بر سر سفره مردم
ادعای غلط قزلجه بستانآبادی
اما اگر استدلال این باشد که چون تولید افزایش یافته، پس کاهش مصرف سرانه نمیتواند اتفاق افتاده باشد، این ادعا و استدلال وی از نظر اقتصادی درست و کافی نیست و غلط است.
تولید مساوی مصرف نیست.
برای محاسبه مصرف داخلی باید مجموعهای از متغیرها شامل تولید، واردات، صادرات، تغییر موجودی، ضایعات و سایر اجزای تراز عرضه و مصرف بررسی شود و سپس مصرف سرانه محاسبه شود.
افزایش تولید بهتنهایی ثابت نمیکند که مصرف سرانه مردم افزایش یافته است.
حتی ممکن است تولید افزایش پیدا کند، اما همزمان قدرت خرید خانوار کاهش یابد و مصرف اقشار کمدرآمد کاهش پیدا کند.
بنابراین اگر نوریقزلجه مدعی است مصرف سرانه کاهش نیافته، بهترین پاسخ انتشار آمار رسمی سرانه مصرف است، نه استنتاج آن از آمار تولید.
چهارم؛ خودکفایی مرغ با افزایش تولید یا صادراتِ مقطعی یکی نیست.
نوری قزلجه مدعی شده که کشور از واردات گوشت مرغ بینیاز شده و وارد مرحله صادرات شده است و در ادعایی اغراقآمیز و اثباتنشده، مدعی رشد ۱۹ درصدی تولید در سال اول و ۵ درصدی در سال دوم دولت چهاردهم شده است.
بیشتر بخوانید: بحران سویاهای سمی در بازارگاه؛ چه کسی پاسخگوی مرگ دستهجمعی گاوهاست؟
نادانی یا ناتوانی
افزایش واقعی تولید مرغ، اگر واقعاً مستند و قابل اثبات باشد، اتفاق مثبتی است.
اما عجیب است که نوری قزلجه بهعنوان وزیر جهاد کشاورزی کشور یا نمیداند یا نمیتواند میان سه مفهوم تفاوت بگذارد:
افزایش تولید؛ بینیازی مقطعی از واردات؛ و خودکفایی پایدار.
آقای وزیر جهاد کشاورزی؛ این سه مقوله یکی نیستند.
خودکفایی واقعی باید در یک افق چندساله و در کل زنجیره تولید سنجیده شود؛ از نهاده و خوراک دام و طیور گرفته تا جوجهریزی، تولید، کشتار، توزیع و ثبات قیمت.
اگر تولید در یک سال افزایش پیدا کند و در مقطعی امکان صادرات ایجاد شود، این اتفاق بهخودیخود ثابت نمیکند که کشور برای همیشه از واردات بینیاز شده است.
صادرات مقطعی، به هیچ وجه سند خودکفایی پایدار نیست.
پنجم؛ ادعای «امنیت غذایی حتی برای یک ساعت مختل نشد» را باید دقیق تعریف کرد.
نوری قزلجه مدعی شده که در جریان جنگ، امنیت غذایی مردم حتی برای یک ساعت در هیچ نقطه از کشور دچار مشکل نشد و کشور با قحطی و کمبود مواجه نشد!
این ادعا که وزارت جهاد کشاورزی در شرایط جنگ توانسته زنجیره تأمین را حفظ کند، ادعایی کلی و اغراقآمیز است که نیاز به بررسی دقیق و مستند و قابل اثبات در تمام نقاط کشور و نه فقط در تهران را دارد.
کما اینکه اخبار و اطلاعاتی که از استانهای مختلف کشور میرسید، خلاف این ادعای اغراقآمیز وزیر جهاد کشاورزی را اثبات میکند.
اما سوای این موضوع، مسئله قابل تأمل و تأسفبار، تعریف ناقص و ذهنیت سطحی و فاقد عمق و بینش وزیر جهاد کشاورزی کشور از مسئله امنیت غذایی است که این مقوله مهم و تعیینکننده را فقط به معنای نبود قحطی تقلیل داده و میدهد.
امنیت غذایی یک مفهوم بسیط و گسترده است که دسترسی مردم به غذای کافی، مناسب و قابل استطاعت را نیز دربرمیگیرد.
ممکن است کالا در بازار موجود باشد، اما قیمت آن به حدی بالا رفته باشد که بخشهایی از جامعه توان خرید آن را نداشته باشند.
در این حالت، «موجود بودن کالا» با «دسترسی اقتصادی به غذا» یکی نیست.
بنابراین اگر وزیر جهاد کشاورزی با ادعای اثباتنشده تأمین امنیت غذایی، بهدنبال دستاوردسازی است؛ باید همزمان درباره قدرت خرید غذایی خانوارها نیز پاسخگو باشد.
چون امنیت غذایی را نمیتوان صرفاً با این معیار سنجید که قفسه فروشگاهها خالی نشده است.
ششم؛ ماجرای قابل تأمل و تکاندهنده، تخلف ۴۵ هزار میلیارد تومانی در واردات نهادههای دامی در دوره مدیریت نوری قزلجه و پاسخ وی با بیان «سوءتفاهم» و...
نوری قزلجه در نشست خبری خود رقم تخلف ۴۵ هزار میلیارد تومانی مطرحشده درباره اختلاف قیمت ارز ترجیحی نهادههای دامی را رد کرده و گفته این اعداد صحت ندارد و سوءتفاهم است و...
وقتی چنین رقم تخلف بزرگی در موضوعی مرتبط با ارز ترجیحی و نهادههای دامی مطرح میشود، پاسخ فرافکنانه و کلیگویی وزیر جهاد کشاورزی که گفته «این اعداد صحت ندارد و سوءتفاهم است»، به هیچ وجه برای افکار عمومی پذیرفتنی و قانعکننده نیست.
اگر عدد تخلف ۴۵ هزار میلیارد تومانی در وزارت تحت مدیریت نوری قزلجه غلط است، پس عدد صحیح چیست؟
اگر نوری قزلجه مدعی محاسبه اشتباه است، باید پاسخگو باشد که اشتباه دقیقاً در کجاست؟
و دیگر اینکه اگر اختلاف بر سر روش محاسبه است، وزیر جهاد کشاورزی باید پاسخ بدهد که روش صحیح محاسبه چیست؟
اگر وزارت تحت مدیریت نوری قزلجه رأساً این تخلف بزرگ را بررسی کرده و به نتایجی رسیده است، چرا گزارش کامل این بررسی را برای اطلاع و تنویر افکار عمومی منتشر نمیکند؟
پاسخ به یک تخلف کلان و نجومی و گسترده، باید مدرک و سند باشد، نه کلیگویی و فرافکنی از جانب وزیر جهاد کشاورزی.
هفتم؛ مسئلهای که در نشست خبری نوری قزلجه از همه این ادعاها مهمتر و قابل تأملتر است؛ تلاش وافر و تقلای زیاد وی برای روایتسازی غیرواقعی و تصویرسازی خیالی است با کنار هم قرار دادن برخی آمار و اعداد اثباتنشده که هر کدام نیاز به بررسی دقیق و صحتسنجی و راستیآزمایی دارد.
روایت گمراهکننده و تصویر غیرواقعی که مدعی است: تولید رشد کرده! امنیت غذایی حفظ شده! کمبود نداشتهایم! در تولید مرغ خودکفا شدهایم! صادرات مرغ آغاز شده و تورم مواد غذایی هم در مسیر کاهش قرار گرفته است!
تصویرسازی خیالی قزلجه وزیر
اما بهراستی اگر چنین تصویر رویایی و روایت جذابی که نوری قزلجه با تمام توان و تلاش سعی در قالب کردن آن به مخاطب دارد با واقعیت منطبق است، یک سؤال ساده باقی میماند:
«پس چرا فشار کمرشکن هزینه تأمین غذا بر دوش نحیف خانوار ایرانی تا این اندازه افزایش یافته است؟»
این پرسش را نمیتوان با یک نمودار تورم پاسخ داد.
باید قیمت واقعی کالاها، درآمد واقعی خانوارها، قدرت خرید، سرانه مصرف و سهم هزینه خوراک در سبد خانوار را کنار هم گذاشت.
اینجا دقیقاً همان جایی است که تفاوت میان «گزارش عملکرد ادعایی و غیرواقعی» و «واقعیت بیپرده و عریان عملکرد» آشکار میشود.
ممکن است تولید بالا رفته باشد؛ اما قدرت خرید پایین آمده باشد.
ممکن است کالا در بازار موجود باشد؛ اما بخشی از مردم توان خرید آن را نداشته باشند.
ممکن است نرخ تورم کاهش یافته باشد؛ اما قیمتها همچنان در سطحی بسیار بالاتر از گذشته قرار داشته باشند.
ممکن است در مقطعی صادرات مرغ انجام شود؛ اما این به معنای خودکفایی نیست.
و ممکن است رقم مطرحشده درباره تخلفی نجومی دقیق نباشد؛ اما رد آن نیازمند سند و مدرک و عدد دقیق است.
بنابراین نقد جدی به ادعاها و آمارهای مطرحشده توسط نوری قزلجه این است که:
برخی آمارهای انتخابشده ممکن است درست باشند، اما از کنار هم گذاشتن آنها لزوماً نمیتوان نتیجه و تصویری را که نوری قزلجه میخواهد گرفت.
این همان جایی است که آمار میتواند از ابزار شناخت واقعیت، به ابزار روایتسازی تبدیل شود.
و شاید مهمترین مطالبه امروز از وزیر جهاد کشاورزی همین باشد:
«صادقانه تمام دادههای درست و اطلاعات واقعی را روی میز بگذارید؛ نه فقط دادههای مشکوک و اثباتنشدهای را که سعی دارید با عرضه آنها از عملکرد خود تصویر مطلوبی ارائه کنید.»
«اگر مدعی هستید که نرخ تورم کاهش یافته، روند کامل قیمتها را منتشر کنید.»
«اگر ادعا دارید که مصرف سرانه کاهش نیافته، آمار رسمی سرانه را ارائه کنید.»
«اگر مدعی هستید که کشور در تولید مرغ خودکفا شده، تراز چندساله تولید، مصرف، واردات، صادرات و وابستگی نهادهای را منتشر کنید.»
«اگر مدعی هستید که امنیت غذایی کشور را کاملاً حفظ و تأمین کردهاید، شاخصهای دسترسی اقتصادی خانوارها به غذای کافی را نیز ارائه کنید.»
«و اگر مدعی هستید که رقم نجومی ۴۵ هزار میلیارد تومان تخلف در مجموعه تحت مدیریت شما، نادرست است؛ گزارش مستند رد آن را در اختیار افکار عمومی قرار دهید.»
این مطالبه، سیاسی نیست؛ مطالبه شفافیت است.
زیرا در موضوعی به اهمیت مقوله تعیینکننده امنیت غذایی؛ مردم و کارشناسان حق دارند بدانند پشت هر ادعا دقیقاً چه اطلاعات و دادهای قرار دارد.
جنگ را نمیتوان انکار کرد؛ آثار تحریم و اختلال تجارت جهانی را هم نمیتوان نادیده گرفت.
اما جنگ نباید به سپری برای ماستمالی کردن و لاپوشانی خطاهای سیاستی و مدیریتی نوری قزلجه و تیمش تبدیل شود.
همانطور که کاهش سرعت گرانی نباید به معنای ارزان شدن کالاها جا زده شود.
همانطور که افزایش تولید نباید بهجای آمار مصرف سرانه جا زده شود.
و همانطور که صادرات مقطعی نباید بهعنوان یک دستاورد کاذب و سند خودکفایی پایدار! معرفی شود.
در نهایت، مردم با آمار زندگی نمیکنند؛ با قیمتها، درآمدها و قدرت خریدشان زندگی میکنند.
به همین دلیل، مهمترین شاخص ارزیابی سیاستها و عملکرد نوری قزلجه در وزارت جهاد کشاورزی، نه تعداد نمودارهای ساختگی صعودی تولید است و نه تعداد جملات غیرواقعی و فانتزی در یک نشست خبری.
«مهمترین شاخص، سفره مردم است.»
آمار را میتوان گزینشی انتخاب یا دستکاری کرد؛
زاویه نمودار را میتوان با دستور و سفارش تغییر داد؛
بازه زمانی را میتوان تعمداً عوض کرد؛
اما واقعیت سفره مردم را نمیتوان با انتخاب گزینشی و آمار دستکاریشده و دیدن دمِ این و آن و ساختنِ آن و این تغییر داد.
و دقیقاً به همین دلیل است که نشست خبری نوری قزلجه، بیش از آنکه پایان بحث باشد، باید آغاز یک راستیآزمایی جدی و دقیق و مستند باشد.
چون در حوزه امنیت غذایی، فاصله میان «آمار خوب» و «واقعیت خوب» میتواند به اندازه فاصله میان یک قفسه پُر و یک سفره پُر، تعیینکننده باشد.