قسمت بیستم: تراژدی حقوق شهروندی؛ از تولد کاغذی تا جوانمرگی در مسلخ الیگارشی (۴)
دیالکتیک قدرت و حق؛ تنشهای همیشگی در میدان حکمرانی
در بیستمین قسمت از سلسلهمباحث حقوق شهروندی، به کالبدشکافی دیالکتیک میان «قدرت» و «حق» میپردازیم. آیا حقوق مدنی تنها هدیهای از سوی حاکمان است یا نتیجه ستیزی مداوم؟
در سهگانه پیشین (قسمتهای ۱۷، ۱۸ و ۱۹)، زوال حقوق شهروندی را از «تولد کاغذی» تا «عوامل ساختاری» کالبدشکافی کردیم و در نهایت به «ستونهای ثبات» رسیدیم. اما این ستونها در خلأ بنا نمیشوند؛ آنها محصول میدانی پرتنش میان دو نیروی بنیادین هستند: «حاکمیت» و «شهروند». درک این دیالکتیک، کلید فهم چرایی مقاومت در برابر حقوق شهروندی است.
در هستهی اصلی حکمرانی، تعارضی ماهوی وجود دارد. حاکمیت -در هر شکلی- وظیفه اولیهی خود را «حفظ نظم» و «تأمین امنیت» میداند. از نگاه قدرت، نظم یعنی پیشبینیپذیری؛ در حالی که حقوق شهروندی (آزادی بیان، تجمع و حق اعتراض) همواره در مظان اتهام «برهمزنندگی نظم» قرار دارد. در مقابل، شهروند مدرن، حق را نه فقط امتیازی برای رفاه، بلکه سازوکاری برای تعیین سرنوشت و حفظ کرامت انسانی خود میشناسد. اینجاست که دیالکتیک آغاز میشود: قدرت، حق را «تهدید» میبیند و حق، محدود شدنِ قدرت را «ضرورت» میداند.
حقوق، هدیه نیست؛ نتیجهی یک ستیزِ مداوم است
بزرگترین فریب تاریخی این است که حقوق شهروندی را «هدیهای اعطایی» از سوی حاکمان بپنداریم. حقوق، نه «عطای بالادستی به فرودست»، بلکه «تثبیت پیروزیهای بهدستآمده در ستیزهای مدنی» است. اگر حق به هدیه تبدیل شود، هر زمان که قدرت اراده کند، میتواند آن را «پسبگیرد». این دقیقاً نقطهای است که حقوق شهروندی دچار «استحاله» میشود. برای ماندگاری، حق باید از «موهبت» به «قاعدهی آمره» تبدیل شود؛ قاعدهای که حتی قدرت نیز توان نادیده گرفتن آن را نداشته باشد.
وضعیت استثنایی؛ قفس حقوق
قدرت برای محدود کردن حق، به ابزاری متوسل میشود که آن را «وضعیت استثنایی» مینامیم. حاکمیت با امنیتیکردن فضا، ادعا میکند که «شرایط عادی نیست» و بنابراین، حقوق شهروندی باید موقتاً به تعلیق درآید تا امنیت تأمین شود. ترفند خطرناک اینجاست: «استثنا»، بهتدریج به «قاعده» تبدیل میشود. وقتی جامعه به وضعیت اضطراری عادت کند، قدرت در همان وضعیت نهادینه میشود و حقوق شهروندی به گوشهای رانده و در «قفس مصلحت» محصور میگردد.
شکستن محاصره؛ از مطالبه تا نهادینگی
جامعه چگونه این محاصره را میشکند؟ پاسخ در «ایستادگی نهادی» است. جامعه نباید اجازه دهد که «استثنا» در حافظهی تاریخی تثبیت شود. هر بار که حقی به نام «امنیت» محدود میشود، جامعه باید با ابزارهای حقوقی، نظارتی و مدنی، آن «استثنا» را به چالش بکشد و آن را در معرض نور شفافیت قرار دهد.
دیالکتیک قدرت و حق، هیچگاه به پایان نمیرسد. این تنش، موتور محرک جوامع زنده است. حقوق شهروندی نه در فقدان قدرت، بلکه در «مهار قدرت» متولد میشود. ما در این سلسلهگفتوگوها آموختیم که زوال حق (قسمت ۱۷)، ناشی از ضعف ساختاری (قسمت ۱۸) و راهکارش نهادسازی (قسمت ۱۹) است؛ اما در قسمت بیستم درک کردیم که بدون فهم این تنش دائمی، هیچ ستونی -هرچقدر هم مستحکم- از تندباد «وضعیت استثنایی» در امان نخواهد بود.
قسمت بیست و یکم به «تکنیکهای دادخواهی» اختصاص خواهد داشت: جامعهای که دیالکتیک قدرت را درک کرده است، چگونه باید در میدان عملیات، از حق خود در برابر «تفسیرهای موسع امنیتی» دفاع کند؟
مهندس عبدالله حاتمیان
نماینده دوره دهم مجلس شورای اسلامی و دانشآموخته کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی و حقوق بینالملل
دکتر شیما کاظمنیا
دانشآموخته کارشناسی ارشد حقوق بینالملل و دکتری مدیریت عالی