خبر فوری
شناسه خبر: 55466

در نشست «کارزار» درباره احوال کودکان در دوران جنگ چه گفته شد؟

کودکان در دوران جنگ؛ زخمی که شاید تا پایان عمر بماند

در نشست «کارزار» هشدار داده شد کودکان در دوران جنگ با آسیب‌های روانی، آموزشی و اجتماعی عمیقی روبه‌رو می‌شوند که می‌تواند تا سال‌ها ماندگار بماند.

کودکان در دوران جنگ؛ زخمی که شاید تا پایان عمر بماند

جنگ فقط شهرها را ویران نمی‌کند؛ گاهی پیش از هر چیز، جهان امن کودکان را فرومی‌ریزد. در نشست «جنگ و کودک» که با حضور فعالان حوزه کودک، روان‌شناسان و پژوهشگران برگزار شد، شرکت‌کنندگان هشدار دادند که کودکان در دوران جنگ با آسیب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که اگر درمان و حمایت نشوند، ممکن است تا سال‌ها و حتی تا پایان عمر همراهشان بماند؛ از اختلالات روانی و وقفه در رشد هیجانی تا ترک تحصیل، کار کودک و محرومیت از حداقل‌های زیست سالم.

 

نشست «جنگ و کودک»؛ غیبت مسئولان، حضور فعالان

روز سه‌شنبه پنجم اردیبهشت‌ماه، کافه کارزار میزبان نشستی با موضوع «جنگ و کودک» بود؛ نشستی که در آن فعالان حوزه کودک، روان‌شناسان، پژوهشگران آموزش و توسعه و کنشگران مدنی تلاش کردند ابعاد مختلف وضعیت کودکان در دوران جنگ را بررسی کنند.

در این برنامه از برخی مقامات دولتی، مدیر مرجع ملی حقوق کودک، رئیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و نمایندگانی از آموزش‌وپرورش نیز دعوت شده بود، اما هیچ‌یک در نشست حاضر نشدند. همین غیبت، به‌نوعی نشانه‌ای از همان خلأیی بود که سخنرانان درباره آن هشدار دادند: نادیده‌گرفتن مسئله کودک در میانه بحران.

 

جنگ علیه آینده؛ وقتی پرورش کودک فراموش می‌شود

پدرام کمالی، کارشناس آموزش، در این نشست تأکید کرد که در نگاه به کودک نباید فقط مسئله آموزش را دید. به گفته او، پرورش کودک نیز باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد؛ موضوعی که در بحران‌ها و به‌ویژه در جنگ، بیش از پیش به حاشیه می‌رود.

او با اشاره به تجربه دیگر کشورها گفت در برخی نمونه‌های بین‌المللی، پس از جنگ این جمع‌بندی شکل گرفته که باید از همان سال‌های نخست کودکی به بچه‌ها آموزش داده می‌شد که جنگ، شری مطلق است؛ حتی اگر یک طرف آن را پیروزی بنامد.

کمالی تأکید کرد آنچه امروز بر کودکان در دوران جنگ می‌گذرد، فقط بحران امروز نیست؛ بلکه ضربه‌ای مستقیم به آینده کشور است. کودکانی که قرار است فردا جامعه را بسازند، حالا خود در معرض فرسایش روانی، آموزشی و اجتماعی قرار گرفته‌اند.

 

جنگی که در ذهن کودک تمام نمی‌شود

پریسا پویان، روان‌شناس و فعال حوزه کودک، از زاویه‌ای عمیق‌تر به پیامدهای جنگ پرداخت. او گفت برای بسیاری از کودکان در دوران جنگ، مسئله فقط تجربه لحظه‌ای ترس نیست، بلکه فروپاشی تصورشان از امنیت، خانه، آینده و جهان پیرامون است.

به گفته او، وقتی جنگ آغاز می‌شود، خانه‌ای که برای کودک امن‌ترین نقطه جهان بوده، ناگهان معنای خود را از دست می‌دهد. کودک دیگر نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند و همین بی‌ثباتی، ضربه‌ای شدید به ساختار روانی او وارد می‌کند.

این روان‌شناس هشدار داد اگر کودک در چنین شرایطی حمایت و درمان لازم را دریافت نکند، ممکن است جنگ در ذهن او هرگز پایان نیابد. به گفته پویان، بسیاری از کودکان در این دوران به اختلال استرس پس از سانحه دچار می‌شوند و هم‌زمان، رشد شناختی و هیجانی آن‌ها نیز متوقف می‌شود؛ زیرا ذهن کودک به‌جای رشد، وارد وضعیت بقا می‌شود.

 

وقتی والدین هم پناه امن نیستند

یکی از نکات مهم مطرح‌شده در این نشست، تأثیر مستقیم اضطراب والدین بر وضعیت روحی کودکان در دوران جنگ بود. پویان توضیح داد که در شرایط جنگی، پدر و مادر که باید منبع آرامش کودک باشند، خودشان گرفتار استرس، آشفتگی و نگرانی می‌شوند. در نتیجه، چرخه اضطراب در خانواده تشدید می‌شود و کودک بیش از پیش احساس ناامنی می‌کند.

او همچنین به سوءبرداشتی رایج اشاره کرد: اینکه برخی تصور می‌کنند اگر کودک در برابر وقایع هولناک واکنشی نشان ندهد، شجاع‌تر است. اما به گفته او، گاهی بی‌واکنشی نشانه قطع ارتباط عاطفی کودک با واقعیت و ورود او به نوعی بی‌حسی روانی است؛ وضعیتی که می‌تواند از گریه‌کردن هم نگران‌کننده‌تر باشد.

 

هشدار درباره محرومیت کودکان جنگ‌زده از خدمات درمانی

پویان در بخش دیگری از سخنانش گفت که او و همکارانش برای ارائه خدمات روان‌شناختی به کودکان جنگ‌زده مستقر در هتل‌ها اعلام آمادگی کرده بودند، اما اجازه این کار به آن‌ها داده نشد.

به گفته او، هر روز تأخیر در مداخله روانی می‌تواند آسیب‌های کودکان در دوران جنگ را عمیق‌تر کند. این هشدار در حالی مطرح شد که بسیاری از متخصصان معتقدند امنیت روانی کودک، بخشی از امنیت عمومی جامعه است و بی‌توجهی به آن، تبعاتی ماندگار به‌جا می‌گذارد.

 

جنگ فقط آموزش را مختل نمی‌کند؛ کل زندگی کودک را در برمی‌گیرد

میترا امام، عضو هیئت‌مدیره انجمن «پرنده درخت کوچک»، تأکید کرد که جنگ صرفاً به تعطیلی مدرسه محدود نمی‌شود و تمام زندگی کودک را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به گفته او، مطابق پیمان‌نامه حقوق کودک، در شرایط ناامن باید امکان حمایت مؤثر و حتی جابه‌جایی امن برای کودکان فراهم باشد.

او به وضعیت کودکان استثنایی نیز اشاره کرد و گفت بسیاری از این کودکان به‌دلیل نیازهای ویژه، عملاً امکان خروج از شهر یا تطبیق با شرایط بحران را نداشتند. به گفته امام، حتی پیشنهاد استفاده از مدارس به‌عنوان فضای نگهداری و تأمین امکانات برای این گروه نیز به سرانجام نرسید.

او همچنین بر این نکته تأکید کرد که آموزش باکیفیت برای کودکان یک مفهوم یکسان و همگانی نیست. آموزش کودک عشایر، مهاجر، کودک دارای معلولیت یا کودک ساکن مناطق بحران‌زده، باید متناسب با شرایط او طراحی شود؛ موضوعی که در ساختار فعلی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

 

اقتصاد بحران‌زده و افزایش کودکان کار

طاهره پژوهش، مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان، از زاویه اقتصادی به مسئله کودکان در دوران جنگ نگاه کرد. به گفته او، یکی از نخستین پیامدهای اقتصاد بیمار و شرایط بحرانی، ورود بیشتر کودکان به بازار کار است.

او توضیح داد وقتی معیشت خانواده‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد، کودکانی که باید در مدرسه باشند، به سمت کار سوق داده می‌شوند. این روند نه‌فقط حق تحصیل را از آن‌ها می‌گیرد، بلکه آن‌ها را در معرض استثمار، فرسایش جسمی و آسیب‌های روانی قرار می‌دهد.

پژوهش با خواندن نمونه‌هایی از گزارش‌های میدانی مربوط به کودکان تحت پوشش این انجمن، تصویری ملموس از بحران ارائه کرد؛ کودکانی ۱۱ یا ۱۲ ساله که در کارگاه، رستوران یا همراه والدینشان مشغول کار شده‌اند، چون خانواده دیگر توان ادامه تحصیل آن‌ها را ضروری یا ممکن نمی‌داند.

 

خطر کودک‌سرباز شدن؛ قربانیان خاموش مخاصمه

پژوهش در ادامه هشدار داد که در شرایط جنگی، زمینه برای کودک‌سرباز شدن نیز افزایش می‌یابد. وقتی امکان تأمین نیازهای اولیه زندگی کاهش می‌یابد، برخی کودکان و نوجوانان ممکن است به سمت فضاهایی کشیده شوند که در ازای حضور، خوراک، پوشاک یا امکاناتی حداقلی در اختیارشان قرار می‌دهد.

او تأکید کرد که پیمان‌نامه حقوق کودک، یکی از اصلی‌ترین مطالبات خود را دور نگه‌داشتن کودکان از فضاهای خشونت‌بار و مخاصمه‌آمیز می‌داند. از این منظر، محافظت از کودکان در دوران جنگ فقط یک مسئله اخلاقی نیست، بلکه تعهدی روشن در چارچوب حقوق بین‌الملل است.

 

کودکان شبه‌خانواده‌ها؛ فراموش‌شدگان بحران

مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان همچنین به وضعیت کودکان ساکن در مراکز شبه‌خانواده اشاره کرد و گفت در دوران بحران، برای این گروه هم برنامه‌ریزی مؤثری انجام نشده است.

به گفته او، برخی مددکاران گزارش داده‌اند که در هفته‌های طولانی، کودکان حتی امکان استفاده از حیاط یا فضای باز را نداشته‌اند. او معتقد است نهادهایی مانند بهزیستی باید در شرایط جنگی، امکان جابه‌جایی و حمایت سراسری از این کودکان را داشته باشند؛ ظرفیتی که اکنون بسیار محدود به نظر می‌رسد.

 

سیاست‌گذاری منطقه‌ای در آموزش؛ مطالبه‌ای که جدی گرفته نشد

فاطمه مقدسی، پژوهشگر سیاست‌گذاری آموزش، بر ضرورت سیاست‌گذاری منطقه‌ای در آموزش‌وپرورش تأکید کرد. او گفت بسیاری از شهرها درگیر جنگ مستقیم نبودند و اگر ساختار تصمیم‌گیری منعطف‌تری وجود داشت، امکان بازگشایی دست‌کم بخشی از مدارس فراهم می‌شد.

به گفته او، تعطیلی گسترده مدارس و حرکت به سمت آموزش مجازی، برای همه مناطق پاسخ یکسانی نیست. در چنین شرایطی، برخی استان‌ها یا شهرها باید بتوانند با توجه به سطح خطر، برای بازبودن یا بسته‌ماندن مدارس تصمیم‌گیری کنند.

این پژوهشگر معتقد است سیاست‌گذاری منطقه‌ای، هرچند همه نابرابری‌ها را جبران نمی‌کند، اما می‌تواند برای بخشی از جامعه فرصت یادگیری و ثبات بیشتری ایجاد کند؛ موضوعی که برای کودکان در دوران جنگ اهمیت حیاتی دارد.

 

افزایش بار مراقبتی بر دوش والدین، به‌ویژه زنان

مقدسی همچنین به یکی دیگر از پیامدهای تعطیلی مدارس اشاره کرد: افزایش شدید بار مراقبتی فرزندان بر دوش والدین، به‌خصوص مادران. او گفت وقتی کودک در خانه می‌ماند، فقط آموزش او متوقف نمی‌شود؛ بلکه تمام ساختار زندگی خانواده تغییر می‌کند.

به گفته او، در میان خانوارهای زن‌سرپرست، این فشار مضاعف است. بسیاری از این زنان ناچارند میان مراقبت از فرزند و حفظ شغل خود یکی را انتخاب کنند و در بیشتر موارد، این زنان هستند که نخستین قربانی بازار کار در شرایط بحران می‌شوند.

این وضعیت نشان می‌دهد مسئله کودکان در دوران جنگ فقط مسئله کودک نیست، بلکه مستقیماً با معیشت خانواده، اشتغال زنان و تاب‌آوری اجتماعی گره خورده است.

 

آموزش مدت‌هاست در جنگ است

جلال کریمیان، پژوهشگر سیاست‌گذاری آموزش، در این نشست گفت آموزش در ایران مدت‌هاست در وضعیت جنگی به سر می‌برد؛ حتی پیش از بحران‌های اخیر. به گفته او، کاهش مداوم بودجه آموزش‌وپرورش در سه دهه گذشته، توان این نهاد را تا حد زیادی تحلیل برده است.

او با اشاره به ماه‌های اخیر گفت در حالی که در بسیاری از شهرها درگیری مستقیمی وجود نداشت، مطالبه‌ای جدی برای بازگشت آموزش حضوری شکل نگرفت. این در حالی است که تجربه کشورهایی مانند اوکراین نشان داده مدرسه، حتی در شرایط بحران، می‌تواند یکی از آخرین سنگرهای امنیت روانی و اجتماعی کودک باشد.

به باور او، بیرون‌ماندن کودک از مدرسه فقط به معنای وقفه در درس‌خواندن نیست؛ بلکه می‌تواند او را از جمع همسالان، نظم روزمره، حمایت اجتماعی و حس تعلق محروم کند.

 

مطالبه‌گری باید به سیاست عمومی برسد

کمال اطهاری، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و توسعه، بر این باور بود که مطالبه‌گری در حوزه کودک و آموزش باید از سطح واکنش‌های مقطعی عبور کند و به سطح سیاست‌گذاری عمومی برسد.

او گفت در گذشته، بسیاری از واکنش‌ها پس از وقوع حادثه شکل می‌گرفت، اما امروز دیگر این شیوه کافی نیست. به گفته او، اگر قرار است از کودکان در دوران جنگ حمایت شود، این حمایت باید در قالب سیاست عمومی، برنامه‌ریزی منسجم و تصمیم‌سازی نهادینه‌شده دنبال شود؛ نه فقط در حد همدلی‌های مقطعی.

 

محیط‌زیست سالم؛ حقی که جنگ از کودکان می‌گیرد

یونس خسروبیگی، کنشگر محیط‌زیست، در بخش دیگری از نشست به پیامدهای زیست‌محیطی جنگ برای کودکان پرداخت. او با اشاره به قوانین بین‌المللی گفت استفاده از سلاح‌ها و موادی که محیط‌زیست را برای نسل‌ها آلوده می‌کند، ممنوع است.

او یادآور شد که در کنوانسیون حقوق کودک نیز بر حق کودکان برای دسترسی به محیط‌زیست سالم و بهداشت عمومی تأکید شده است. اما در عمل، کودکان در دوران جنگ بیش از همه در معرض آلودگی هوا، خاک و آب قرار می‌گیرند.

به گفته خسروبیگی، انفجارها می‌توانند مواد خطرناکی مانند فلزات سنگین و ذرات سمی را در محیط آزاد کنند؛ موادی که از طریق تنفس، تماس پوستی یا آب آلوده وارد بدن کودک می‌شود و پیامدهای آن ممکن است سال‌ها بعد در قالب بیماری‌های تنفسی، پوستی یا مشکلات گوارشی ظاهر شود.

 

زیست‌پذیری ایران و آینده کودکان در خطر است

این کنشگر محیط‌زیست هشدار داد یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای دوران جنگ، به حاشیه‌رفتن کامل محیط‌زیست در اولویت‌های سیاست‌گذاری است. به گفته او، در چنین شرایطی نه‌تنها بودجه و توجه کافی به این حوزه کاهش می‌یابد، بلکه فشار بر صنایع آلاینده نیز ممکن است افزایش پیدا کند.

او همچنین از کاهش توان مطالبه‌گری مدنی در شرایط بحران گفت؛ وضعیتی که باعث می‌شود آسیب‌های محیط‌زیستی و اجتماعی کمتر دیده شوند و در نهایت، بیشترین هزینه آن را کودکان بپردازند.

 

جنگ از کودکان فقط امروز را نمی‌گیرد، فردا را هم تهدید می‌کند

آنچه در نشست «کارزار» بارها تکرار شد، این بود که کودکان در دوران جنگ فقط قربانیان خاموش یک بحران موقت نیستند. جنگ می‌تواند امنیت روانی، مسیر تحصیل، رشد هیجانی، سلامت جسمی و حتی آینده اجتماعی آن‌ها را دگرگون کند.

از فروپاشی حس امنیت و اختلالات روانی گرفته تا افزایش کار کودک، تهدید کودک‌سربازی، فشار مضاعف بر خانواده‌ها، افت کیفیت آموزش و آسیب‌های محیط‌زیستی، همه نشان می‌دهد مسئله کودک در جنگ، موضوعی حاشیه‌ای نیست.

اگر این آسیب‌ها به‌موقع دیده و درمان نشود، تبعات آن فقط متوجه یک نسل نخواهد بود؛ بلکه آینده جامعه را نیز تحت‌تأثیر قرار خواهد داد. شاید مهم‌ترین پیام این نشست همین باشد: حمایت از کودک در زمان جنگ، یک اقدام خیریه یا احساسی نیست؛ ضرورتی فوری برای حفظ آینده است.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای