پرورش ماهی در قفس؛ راهکار عملی برای مقابله با کمآبی و توسعه آبزیپروری دریایی
پرورش ماهی در قفس بدون مصرف آب تازه، پاسخی عملی به بحران کمآبی در ایران است؛ نگاهی به ظرفیتها، آمار و چالشهای آبزیپروری کشور.
کاهش بارشها، پایینرفتن سطح آبخوانها و صفهای طولانی برای آبرسانی به اراضی کشاورزی، کشور را در سالهای اخیر با واقعیتی جدی مواجه کرده است.
در چنین شرایطی، پرورش ماهی در قفس بهعنوان روشی که بدون مصرف حتی یک لیتر آب تازه، پروتئین حیوانی تولید میکند، از یک انتخاب فرعی به گزینهای راهبردی تبدیل شده است.
این روش بر خلاف پرورش سنتی در استخر و سیستمهای گردشی که هر کدام نرخ تمدید آب مشخصی دارند، از آب دریا، خلیج فارس و مخازن پشت سدها بهعنوان محیط نگهداری استفاده میکند؛ منبعی که پیش از این عملاً بهرهبرداری غذایی نداشت.
چرا قفس برای اقلیم ایران منطقی است؟
آمار رسمی سازمان شیلات ایران نشان میدهد تولید آبزیپروری کشور در سال ۱۴۰۳ به حدود ۷۰۹ هزار تن رسیده است، اما سهم پرورش ماهی در قفس از این حجم، تنها در محدوده ۱۰ تا ۱۵ هزار تن است؛ در حالی که مطالعات مکانیابی، بیش از ۹۶۰ هزار هکتار پهنه مستعد در جنوب و شمال کشور و مخازن آبی داخلی را شناسایی کرده و ظرفیت اسمی مجوزهای صادرشده نیز به ۶۲ هزار تن رسیده است.
این شکاف میان ظرفیت و تولید بالفعل، هم نشاندهنده اتاق رشد بزرگ این حوزه و هم حاکی از مانعهای پیش روی سرمایهگذاران است.
مزیت اصلی این شیوه برای شرایط کشور، صرفهجویی مطلق در آب است. در استخرهای خاکی پرورش ماهیان گرمآبی، بهطور متوسط برای تولید هر کیلوگرم ماهی چند متر مکعب آب تبخیر و تخلیه میشود؛ در حالی که در قفس، آب صرفاً بستر نگهداری است و هیچ مالکیتی بر آن اعمال نمیشود.
به همین دلیل دفاتر جهاد کشاورزی و سازمانهای شیلاتی استانی، توسعه آبزیپروری دریایی را در اسناد برنامه هفتم توسعه بهعنوان یکی از محورهای جایگزینی مصرف آب تعریف کردهاند.
ظرفیتهای واقعی در شمال و جنوب
در جنوب کشور، استانهای بوشهر و هرمزگان قطب قفسهای دریایی هستند و ظرفیت اسمی سواحل بوشهر از ۱۶ هزار تن فراتر رفته است.
گونههای اصلی این حوزه، سیباس آسیایی و شانک زردباله است؛ گونههایی که با شوری و دمای بالای خلیج فارس سازگارند.
در شمال، پرورش قزلآلای رنگینکمان در آب لبشور خزر بهصورت فصلی و در نیمه دوم سال انجام میشود، چون گرمای تابستان برای این ماهی سردآبی ریسکآفرین است.
سومین جبهه، مخازن پشت سدهای کرمانشاه، لرستان و چهارمحال و بختیاری است که در آنها پرورش ماهیان گرمآبی در قفس در حال توسعه است، البته با شرط مهم: سدهایی که کاربری تأمین آب شرب دارند، بهطور کامل از این حوزه مستثنا شدهاند.
چالشهایی که نباید کتمان شود
توسعه این روش بدون ملاحظه زیستمحیطی ممکن نیست. تجمع پسماند خوراک و مواد دفعی زیر قفسها میتواند به یوتریفیکاسیون و کاهش اکسیژن محلول منجر شود؛ به همین دلیل سازمان حفاظت محیط زیست برای هر پهنه، ظرفیت برد مشخصی تعیین کرده و رعایت حریم و عمق حداقلی را شرط صدور مجوز دانسته است.
ریسک فرار ماهیان غیربومی از تور و اثر آن بر تعادل ژنتیکی گونههای بومی نیز از دغدغههای همیشگی است.
از سوی دیگر، سرمایهبَر بودن قفسهای پلیاتیلنی، وابستگی به واردات بچهماهی سیباس و گرانی خوراک اختصاصی، هزینه تمامشده تولید را بالا برده است. توفانهای خزر و پدیده کشند سرخ در خلیج فارس هم ریسکهای اقلیمی خاص خود را دارند.
مسیر پیش رو
تجربه جهانی نشان میدهد کشورهای کمآب مانند نروژ، شیلی و ترکیه بخش عمده رشد آبزیپروری خود را مدیون قفس بودهاند.
برای ایران نیز عبور از بحران آب به معنای حذف تولید نیست، بلکه به معنای تغییر مکان تولید از خشکی به پهنههای آبی است.
اگر ظرفیتبُرد محیطی رعایت شود، زنجیره جوجهماهی داخل کشور تقویت گردد و تسهیلات سرمایهگذاری به موقع برسد، هدف ۵۰۰ هزار تنی برنامه هفتم دستنیافتنی نخواهد بود؛ هدفی که در آن، پرورش ماهی در قفس نه یک میانبر مقطعی، بلکه ستون آینده تأمین پروتئین کشور تلقی میشود.
آبزیپروری دریایی و پرورش ماهیان گرمآبی در قفس، به همین دلیل، باید در سیاستگذاریهای آبی کشور، جایگاه واقعی خود را بیابند.