خبر فوری
شناسه خبر: 57400

تله خرید آب از افغانستان؛ امتیاز تازه کابل از تشنگی سیستان؟

روزنامه جمهوری اسلامی هشدار داد: ایده خرید آب از افغانستان، یک خطای استراتژیک است که حقابه هیرمند را به گروگان مالی طالبان تبدیل می‌کند.

تله خرید آب از افغانستان؛ امتیاز تازه کابل از تشنگی سیستان؟

خرید آب از همسایه‌ای که حتی به قراردادهای الزام‌آور پنجاه سال گذشته هم تن نداده، بیش از آنکه تدبیری برای نجات سیستان باشد، نوعی عقب‌نشینی حقوقی در زمین بازی حریف است.

چندی پیش، فرهاد شهرکی، نماینده مردم سیستان در مجلس، پیشنهادی مطرح کرد که بازتاب فراوانی داشت: «خرید آب مازاد از افغانستان پس از تأمین حقابه قانونی ۸۲۰ میلیون مترمکعبی». ایده‌ای که در ظاهر شبیه یک مسکن فوری برای فرار از برزخ بی‌آبی به نظر می‌رسد، اما از دید کارشناسان روابط بین‌الملل و تحلیلگران حوزه آب، نشانه‌ای از تنزل جایگاه یک طلبکار بین‌المللی به خریداری مستأصل پشت درهای بسته کابل است. هشداری که روزنامه جمهوری اسلامی نیز به صراحت روی آن دست گذاشته و معتقد است این سناریو، به جای احیای دشت تشنه سیستان، اهرم باج‌خواهی را دودستی تقدیم طالبان می‌کند.

 

سقوط از موضع طلبکار به صف مشتریان طالبان

اساسی‌ترین ایرادی که به طرح خرید آب از افغانستان وارد است، خطای آشکار در فهم نظام حقوقی رودخانه‌های مرزی است. ایران بر اساس «معاهده ۱۳۵۱ دلتا» سهمی مشخص، تثبیت‌شده و غیرقابل‌مذاکره از حوضه آبریز هیرمند دارد. معاهده دلتا سندی حقوقی است که کابل را به رهاسازی سالانه ۸۲۰ میلیون مترمکعب آب ملزم می‌کند.

وقتی دیپلمات‌ها یا وکلای مجلس از تریبون رسمی پیام «آمادگی برای خرید آب مازاد» مخابره می‌کنند، ناخودآگاه آب را از یک حقِ سلب‌ناپذیر به کالایی تجاری تبدیل کرده‌اند. پیام چنین رویکردی برای طالبان کاملاً شفاف است: «تهران بابت آبی که وظیفه داشتید رها کنید اما نکردید، حالا حاضر است پول بپردازد.» پیامدی که خیلی زود هزینه چانه‌زنی‌های دیپلماتیک ایران را چند برابر می‌کند و به حاکمان کنونی افغانستان چراغ سبز می‌دهد تا با انسداد عمدی مسیر و هدایت میلیاردها مترمکعب آب به سمت شوره‌زار «گودزره»، نرخ آب را برای مشتری دست‌به‌نقد خود بالا ببرند.

 

هیدروپلیتیک شرق و تله وابستگی استراتژیک

در ژئوپلیتیک پرتنش شرق کشور، آب هیچ‌گاه یک منبع ساده طبیعی نبوده؛ همواره سلاحی برای بازآرایی مناسبات سیاسی و امنیتی بوده است. حکومت سرپرست در کابل با بازی روی متغیر خشکسالی و مهندسی آب‌راه‌ها، نشان داده که مدیریت منابع آبی را در قامت یک اهرم فشار همه‌جانبه تعریف کرده است.

در چنین فضایی، پیوند زدن امنیت زیستی مردم شرق به اراده کابل از مسیر معامله تجاری، خطایی بنیادین است:

  • نقض عهد در بزنگاه‌ها: ساختاری که به یک معاهده بین‌المللی با ضمانت سازمان ملل پایبند نمانده، چگونه ممکن است به یک توافق مالیِ شکننده پایبند بماند؟
  • ابزار امتیازگیری مرزی: در نخستین تنش مرزی یا اصطکاک امنیتی، اهرم قطع آب خریداری‌شده، اراده سیاسی تهران را تحت فشار قرار خواهد داد.
  • رسمیت دادن به ادعای کذب خشکسالی: وقتی کابل آب شیرین را به سمت گودزره می‌فرستد تا هدر رود ولی مدعی کمبود آب می‌شود، ورود به بازار خرید، صحه گذاشتن بر روایت‌سازی‌های نادرست آنهاست.

 

نجات سیستان در داخل مرزها رقم می‌خورد نه در کابل

نیاز واقعی منطقه سیستان به آب، حدود ۳ میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود؛ رقمی که حقابه هیرمند حتی در صورت وصول کامل، فقط بخشی از آن را پوشش می‌دهد. اما راه پر کردن این شکاف، ایستادن در نوبت خرید از کابل نیست. هزینه کردن سرمایه سیاسی و رسانه‌ای کشور روی چنین ایده‌های کم‌بازدهی، صرفاً صورت‌مسئله را پاک می‌کند و زمان طلایی توسعه زیرساخت‌های بومی را می‌سوزاند.

کارشناسان معتقدند به جای معامله‌گری‌های بی‌سرانجام، راهبرد کشور در شرق باید روی سه ضلع بنیادین متمرکز شود:

۱. فعال‌سازی تمامی اهرم‌های فشار متقابل

حقابه هیرمند نباید با ریالی باج یا امتیاز مالی وصول شود. ایران کارت‌های بازی متعددی در حوزه‌های ترانزیت، تجارت، خدمات فنی و اسکان مهاجران دارد که می‌توانند رفتار هیدروپلیتیکی حاکمان کابل را وادار به تمکین کنند.

۲. شتاب‌بخشی به ابرپروژه‌های آبی درون‌مرزی

طرح‌های پایداری همچون تسریع در خط انتقال آبخوان «تهلاب» به زاهدان و دشت سیستان، تنها راه رهاسازی آب شرب مردم منطقه از گروگان‌گیری‌های آبی آن‌سوی مرز است. پروژه‌هایی که امنیت آب شرب را کاملاً به خاک کشور بازمی‌گردانند.

۳. بازنگری در الگوی معیشت و عدالت کشاورزی

در شرایطی که کشاورزان و بومیان سیستان به دلیل نبود آب، دست‌خوش آسیب‌های سنگین اقتصادی شده‌اند و طرح‌هایی مثل آبرسانی به ۴۶ هزار هکتار معطل مانده، تصمیم‌گیری‌ها باید اولویت را به معیشت بومی و مهار کانون‌های ریزگرد اختصاص دهند، نه راهکارهای مسکّن‌گونه‌ای که بیماری اصلی را عمیق‌تر می‌کنند.

آب خریداری‌شده نه پایدار است و نه امنیت می‌آورد؛ این اقدام، تنها توجیهی موقت برای دیپلماسی منفعل خواهد بود و سرانجام آن، وابستگی بیشتر سفره مردم سیستان به شیر فلکه‌ای است که کلیدش در دست حکام کابل قرار دارد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای