وزارت جهاد کشاورزی؛ مدیریت غایب و کشاورزان قربانی
اظهارات صریح ایوب فصاحت پرده از واقعیتی تلخ برمیدارد؛ وزارت جهاد کشاورزی نه برنامه دارد، نه شفافیت، و نه توان مدیریت بحرانهای قابل پیشبینی
بحرانهای پیدرپی در بخش کشاورزی کشور دیگر اتفاقی یا غیرمنتظره نیستند؛ آنچه نگرانکننده است، تکرار یک الگوی ثابت از سوءمدیریت، پنهانکاری و فقدان تصمیمگیری بهموقع در وزارت جهاد کشاورزی است. وزارتخانهای که باید ستون امنیت غذایی کشور باشد، حالا خود به یکی از عوامل بیثباتی در این حوزه تبدیل شده است.
هشدار یک مدیر باسابقه؛ صدایی که جدی گرفته نشد
اخبار سبز کشاورزی؛ایوب فصاحت، مدیرعامل سابق سازمان تعاون روستایی کشور و رئیس پیشین جهاد کشاورزی استان تهران، در گفتوگویی صریح تأکید میکند که اگر مسئولان وزارت جهاد از ابتدا میدانستند توان و ابزار لازم برای مدیریت شرایط را ندارند، باید شفاف و صادقانه این ناتوانی را اعلام میکردند. سکوت و تعلل، نهتنها کمکی نکرد، بلکه هزینه بحران را مستقیماً به دوش کشاورزان انداخت.
کشاورز؛ آخرین حلقهای که همیشه میشکند
در نبود برنامهریزی، اولین قربانی همیشه کشاورز است؛ تولیدکنندهای که نه در تصمیمسازی نقش دارد و نه در زمان بحران صدایش شنیده میشود. سیاستهای متناقض، تصمیمات لحظهای و نبود هماهنگی میان بخشهای مختلف وزارتخانه، باعث شده کشاورزان میان وعدههای بیپشتوانه و واقعیتهای تلخ اقتصادی گرفتار شوند.
وزارتخانهای بدون نقشه راه
آنچه امروز در وزارت جهاد کشاورزی دیده میشود، بیش از هر چیز فقدان نقشه راه مشخص است. نه پیشبینی دقیقی از شرایط وجود دارد، نه سناریوی جایگزین برای روزهای بحرانی. این ضعف مدیریتی، بحرانها را از حالت مقطعی خارج کرده و به یک روند مزمن تبدیل کرده است.
شفافیت؛ حلقه گمشده مدیریت کشاورزی
به گفته فصاحت، اعلام بهموقع محدودیتها و توان واقعی وزارتخانه میتوانست همراهی کشاورزان را افزایش دهد. اما انتخاب همیشگی مدیران، پنهانکاری و وعدهدادن تا لحظه فروپاشی است. نتیجه؟ بیاعتمادی عمیق، نارضایتی گسترده و فرسایش سرمایه اجتماعی در بخش کشاورزی.
آیندهای که با این مدیریت تیرهتر میشود
تا زمانی که وزارت جهاد کشاورزی به جای پذیرش مسئولیت، به فرافکنی و مدیریت نمایشی ادامه دهد، نمیتوان به بهبود شرایط امید داشت. بحران کشاورزی امروز، محصول تصمیمات دیروز است؛ و با این فرمان، بحرانهای بزرگتری در راه خواهد بود.