خبر فوری
شناسه خبر: 53822

وقتی بدن عزادار می‌شود؛ «رقص عزا» از آیین کهن تا اعتراض امروز

رقص عزا؛ از چمری و یزله تا رقص بر مزار. گزارشی تحلیلی از سوگواری بدنمند در ایران و بازتعریف غم، اعتراض و حافظه جمعی.

وقتی بدن عزادار می‌شود؛ «رقص عزا» از آیین کهن تا اعتراض امروز

در روزهایی که سوگواری دیگر فقط گریه و سکوت نیست، بدن به صحنه می‌آید؛ رقص عزا، این آیین کهن و چندلایه، دوباره در ایران دیده می‌شود؛ گاه به‌مثابه یادبود، گاه فریاد اعتراض و گاه تنها راهِ تاب‌آوردنِ غمی فراتر از توان انسان.

 

رقص عزا؛ سوگواری بدنمند در فرهنگ ایرانی

اخبار سبز کشاورزی؛ رقص صیادان انزلی در کومه‌های روی آب، دستان درهم‌تنیده عزاداران زاگرس در آیین چمری و حرکت موزون همراه با شعر «هوسه» در یزله خوزستان، نمونه‌هایی روشن از رقص عزا در جغرافیای متنوع ایران‌اند.

رقص، تلفیق حس و حرکت است؛ کنشی بدنمند که در آن جسم، زبان روح می‌شود.

برخی منابع تاریخی، رقص‌های آیینی سوگ را دگرگون‌شده آیین سوگ سیاوش می‌دانند؛ جایی که بدن، تمنای فقدان را فریاد می‌زند.

رقص-عزا

دست‌ها در جست‌وجوی آسمان بالا می‌روند، پاها زمین را می‌کوبند و حرکت، جای کلماتِ ناتوان از بیان اندوه را می‌گیرد. این روزها، همین رقص عزا گاه ماهیتی اعتراضی نیز به خود گرفته است.

 

پیشینه تاریخی رقص؛ از سفالینه‌های باستانی تا فولکلور

یافته‌های باستان‌شناسی در تپه سیلک، تپه خزینه، تپه گیان نهاوند و موسیان، دیرینگی رقص در فرهنگ ایران را تأیید می‌کنند.

اهمیت حرکات موزون در ایران باستان تا آنجا بوده که نقش دسته‌های رقصنده بر سرپرچم‌های مفرغی حکاکی شده است؛ آثاری که نمونه‌هایی از آن‌ها در لرستان کشف شده‌اند.

این هنر، از دربار مادها به هخامنشیان رسید و حامل مفاهیمی چون جنگ، شکرگزاری، شادی و عزا بود. در دوره‌های بعد، جنبه‌های بزمی کمرنگ شد و رقص بیشتر در قالب سماع و آیین‌های مذهبی تداوم یافت.

پیوند رقص با کشاورزی، صید، جنگ و سوگواری، آن را در فولکلور اقوام ایرانی نهادینه کرد؛ حتی زمانی که نامش تغییر یافت، حافظه بدنی جامعه آن را حفظ کرد.

رقص-عزا.jpg-2

چمری؛ پا کوبیدن برای دادخواهی

چمرگاه، میدان اجرای رقص آیینی «چمری» است؛ آیینی که در زاگرس جنوبی و مناطقی چون ایلام، کرمانشاه و لرستان برگزار می‌شود. عزاداران در هفت صف، نماد هفت‌طبقه بودن زمین، دست در دست هم و خلاف جهت عقربه‌های ساعت حرکت می‌کنند.

سعید عبدی‌زاده، پژوهشگر رقص‌های فولکلوریک، درباره این آیین می‌گوید: «چمر به‌معنای چشم‌به‌راه است؛ رقصی که هم سوگ است و هم آرزو. شرکت‌کنندگان با بدن خود، تمنای حیات دوباره روح متوفی را بیان می‌کنند.»

به گفته او، رقص عزا در قالب چمری مختص مردان بزرگ، پهلوانان و جنگاوران است و اجرای آن برای افراد عادی، ناپسند شمرده می‌شود.

کوبیدن پا بر زمین در این رقص، «آهنگ دادخواهی» است؛ حرکتی که اندوه را به مطالبه و اعتراض پیوند می‌زند.

 

یزله؛ رقص غم بدون ساز

در خوزستان، شکل دیگری از رقص عزا رواج دارد؛ آیینی به‌نام «یزله» که خاص عرب‌های این منطقه است. یزله با شعری چهارمصراعی به نام «هوسه» اجرا می‌شود و برخلاف چمری، ساز ندارد.

عدنان طاهری، پژوهشگر و مستندساز، یزله را چنین توضیح می‌دهد: «یزله اجرای شعری حماسی است که با کوبیدن پا همراه می‌شود و در گذشته برای تهییج جنگجویان پیش از نبرد به کار می‌رفت.»

به مرور، یزله وارد آیین‌های شادی و عزا شد. اشعار آن متناسب با جایگاه اجتماعی و ویژگی‌های فرد متوفی سروده می‌شود و اجرای آن برای همه افراد مرسوم نیست. در تاریخ محلی، حتی برای زنان شاخص عرب نیز یزله اجرا شده است.

 

رقص بر مزار؛ جوشش بدن در غم امروز

در کنار آیین‌های کهن، این روزها شکل تازه‌ای از رقص عزا دیده می‌شود؛ رقص‌های فارسی و بزمی بر مزار جان‌باختگان. پدیده‌ای که واکنش‌های متفاوتی را برانگیخته است.

امین حق‌ره، نویسنده و پژوهشگر، این رفتار را نه کنش اعتراضی بلکه نوعی «جنون ناشی از شدت فاجعه» می‌داند. اما احسان نوروزی، پژوهشگر رقص‌های فولکلور، نگاه دیگری دارد: «رقص، فراگیرترین هنر است؛ وقتی رنج از توان انسان فراتر می‌رود، بدن راهی جز رقص برای بروز احساسات پیدا نمی‌کند.»

به باور نوروزی، این شکل از رقص، بازتعریف یک ناخودآگاه جمعی است؛ حافظه‌ای بدنمند که در بزنگاه تاریخی، خود را آشکار می‌کند.

 

آیا رقص عزا ماندگار می‌شود؟

رقص، آینه زیست روزمره مردم است؛ واقعیتی حذف‌ناشدنی که شش هزار سال دوام آورده است. با این حال، پژوهشگران معتقدند فراگیری رقص عزا در یک مقطع بحرانی، لزوماً به معنای تثبیت آن در فرهنگ آینده نیست. زمان نشان خواهد داد که این شکل از سوگواری، موقتی است یا به بخشی پذیرفته‌شده از آیین‌های جمعی بدل می‌شود./پیام ما

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای