از فرصتسوزی دیروز تا مذاکره اجباری امروز
هم آمریکا با ما جنگ کرد و هم مجبور به مذاکره مستقیم و رودررو خواهیم شد
تحلیل یک فرصتسوزی تاریخی؛ از امتناع مذاکره مستقیم با آمریکا تا احتمال ورود سرمایهگذاران آمریکایی به پروژههای نفتی ایران و هزینههای سنگین انرژی هستهای
چه کسانی حضور آمریکاییها در ایران را برای مشارکت در پروژههای نفتی و… جشن خواهند گرفت؟
به گزارش اخبار سبز کشاورزی، در سالهایی که میتوانستیم غنیسازی را بهعنوان حق مسلم از سوی غرب تثبیت کنیم، زمانی که بحث موشکی در کار نبود و امکان کسب حقوق بیشتری در مجامع جهانی وجود داشت، بهویژه در شرایطی که آمریکا، اروپا، غرب و همپیمانانشان ما را به چشم یک قدرت مینگریستند، حاضر به مذاکره مستقیم نشدیم.
همواره تصور میکردیم توان ما بسیار فراتر از آن چیزی است که آمریکا و دنیای غرب حدس میزند.
اما امروز، انگار میدان بازی تغییر کرده است؛ این بار غرب است که دیکته میکند چه باید کرد، زیرا ما استاد فرصتسوزی و وقتکشی بودهایم و همچنان هستیم.
مشکل دیگر، متأسفانه کاهش حمایت و پشتوانههای مردمی، بهویژه از سوی روشنفکران و کارشناسان دانا و توانمند است؛ مسئلهای که باعث میشود حاکمیت احساس تنهایی کند.
همین چالشها نیز موجب شده است که بهنوعی فشارها و تهدیدها را بپذیریم.
اما برای نافرمانی اصولگرایانی که میگویند «چی فکر میکردیم چی شد؟ شاید و باید از ترامپ قمارباز و عرقخور درخواست کنیم»، این درخواستها باید مرحلهبهمرحله و پارتپارت مطرح شود.
اکنون، با ورود احتمالی سرمایهگذاران آمریکایی به پروژههای نفتی، همچنان مشخص نیست تکلیف هزاران میلیارد دلار هزینهشده در حوزه انرژی هستهای چه خواهد شد. هزینههایی که احتمالاً مجبور خواهیم شد تحت هر عنوانی—از جمله فریز چندساله، ارسال ۴۰ کیلو اورانیوم به خارج بهصورت امانت، یا حتی پیشگامی خودمان در صفر کردن غنیسازی—همه چیز را به ساعت صفر بازگردانیم.
آیا نمیشد پیش از این همه خسارت، تدبیر کرد؟!