خبر فوری
شناسه خبر: 54032

مردم برای حفظ میراث طبیعی جان دادند؛ چرا صداها شنیده نشد؟

مردم برای حفظ میراث طبیعی جان دادند، اما صدایشان شنیده نشد؛ روایتی تحلیلی از شکست در شنیدن مردم، بحران اجتماعی و پیوند آن با فقر و تخریب محیط‌زیست.

مردم برای حفظ میراث طبیعی جان دادند؛ چرا صداها شنیده نشد؟

در روزهایی که جامعه هنوز در شوک تصاویر قربانیان و «جاویدنامان» به‌سر می‌برد، یک کنشگر محیط‌زیست هشدار می‌دهد: بحران امروز، نتیجه یک حادثه ناگهانی نیست؛ محصول سال‌ها نشنیدن صدای مردم، بی‌توجهی به معیشت و حذف سازوکارهای گفت‌وگوست.

 

شکست در شنیدن صدای مردم؛ ریشه بحران کجاست؟

«امید سجادیان»، کنشگر محیط‌زیست، در یادداشتی که برای پیام ما ارسال کرده، با طرح یک پرسش محوری می‌نویسد:

چرا رفاه، معیشت، امنیت روانی و خواسته‌های انباشته مردم نادیده گرفته شد و چرا ابزارهای شنیدن صدا—از رسانه‌ها تا سازمان‌های مردم‌نهاد—به‌تدریج محدود یا بی‌اثر شدند؟

به گفته او، آنچه امروز به شکل اعتراض، خشم یا بحران اجتماعی بروز کرده، نتیجه زنجیره‌ای از هشدارهایی است که سال‌ها داده شد اما جدی گرفته نشد.

 

از همدردی تا دستور؛ شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت

سجادیان با اشاره به واکنش برخی نهادها پس از وقایع تلخ اخیر می‌نویسد: در حالی که جامعه عزادار جان‌باختگان است، در برخی استان‌ها از تشکل‌های مدنی خواسته شد بیانیه‌های از پیش‌نوشته‌شده را صرفاً امضا کنند؛ بیانیه‌هایی که بیش از همدردی با مردم، بر روایت‌های رسمی تأکید داشتند.

این رویکرد، به گفته او، نه مدیریت بحران، بلکه نماد آشکار شکست در شنیدن صدای مردم و تعمیق شکاف میان جامعه مدنی و ساختار حکمرانی است.

 

محکومیت کافی نیست؛ بدون دیدن علت‌ها

این کنشگر محیط‌زیست تأکید می‌کند: خشونت، از هر سو و به هر شکل، محکوم است؛ اما تمرکز صرف بر محکوم‌کردن معلول‌ها، بدون پرداختن به علت‌های اجتماعی، اقتصادی و روانی، نه بحران را حل می‌کند و نه امنیت پایدار می‌سازد.

او می‌پرسد: چرا هر بار آتش زیر خاکستر، به شکلی تازه شعله‌ور می‌شود؟ و چرا بخشی از جامعه، مطالبات خود را خارج از سازوکارهای رسمی و در کف خیابان جست‌وجو می‌کند؟

 

 فقر، بی‌عدالتی و تخریب محیط‌زیست؛ حلقه‌های یک زنجیر

سجادیان ریشه بحران را در مجموعه‌ای درهم‌تنیده می‌داند:

  • فقر و بی‌عدالتی
  • رکود و تورم
  • فساد، رانت و ناکارآمدی
  • و تخریب محیط‌زیست

به گفته او، وقتی معیشت به بحران می‌رسد، منابع طبیعی به «منابع ارزان و دم‌دست» تبدیل می‌شوند؛ جنگل، مرتع، آب و خاک نخستین قربانیان معیشت بی‌پشتوانه‌اند.

 

اما مردم ایستادند؛ حتی تا پای جان

این کنشگر محیط‌زیست یادآوری می‌کند که تخریب همیشه با همراهی مردم رخ نداده است: «مردم تا پای جان برای حفظ میراث طبیعی خود ایستادند؛ جان دادند، جوانی دادند.»

اما بی‌عدالتی و تبعیض، به‌تدریج حس تعلق را فرسوده می‌کند. مردمی که خود را بیرون از دایره تصمیم‌گیری می‌بینند، دیگر چیزی را از آنِ خود نمی‌دانند و نتیجه، گسستی عمیق میان جامعه و حاکمیت است.

 

پروژه‌های کلان بدون ارزیابی؛ توسعه‌ای که خشم می‌سازد

از سدسازی‌های پرهزینه تا واگذاری‌های رانتی، زمین‌خواری و طرح‌های توسعه‌ای بی‌مطالعه، بسیاری از پروژه‌ها بدون ارزیابی اجتماعی، اقتصادی و محیط‌زیستی اجرا شده‌اند.

در این میان:

  • تالاب‌ها خشک شدند
  • جنگل‌ها قربانی سوءمدیریت شدند
  • و اعتراض‌های مردمی نادیده گرفته شد

سجادیان هشدار می‌دهد که این روند، خشم پنهان و انباشته‌ای می‌سازد که مستقیماً پایداری سرزمین و کیفیت زندگی مردم را تهدید می‌کند.

 

تشکل‌های مدنی؛ فرصت یا تهدید؟

به گفته او، تشکل‌های مدنی سال‌هاست بر گفت‌وگو و مشارکت واقعی تأکید دارند؛ مشارکتی که مانع از رسیدن جامعه به نقطه انفجار می‌شود.

اما همین تشکل‌ها نیز در سال‌های اخیر با فضای حذفی و تضعیف مداوم روبه‌رو بوده‌اند.

نگاهی که هر صدای مستقل را تهدید می‌بیند، نه‌تنها گفت‌وگو، بلکه سرمایه اجتماعی و امکان حل مسالمت‌آمیز مسائل را از بین می‌برد.

 

بحران اصلی؛ بی‌ثباتی و فرسایش امید

سجادیان در روایتی شخصی می‌نویسد: محرومیت فقط نداشتن آب و برق نیست؛ بی‌ثباتی، ناتوانی در برنامه‌ریزی برای فردا و نداشتن چشم‌انداز روشن، جامعه را فرسوده می‌کند.

وقتی مردم نمی‌دانند فردا چه چیزی از سفره، سلامت یا آرامش‌شان کم خواهد شد، استرس مزمن جای امید را می‌گیرد؛ و جامعه‌ای بی‌امید، جامعه‌ای ناپایدار است.

 

شکست در شنیدن، شکست در حکمرانی

این کنشگر محیط‌زیست تأکید می‌کند: تا زمانی که مردم در سیاست‌گذاری‌ها شریک واقعی نباشند و نقش آن‌ها به شعار یا ابزار مقطعی تقلیل یابد، این چرخه بحران ادامه خواهد داشت.

آنچه امروز دیده می‌شود، نتیجه سال‌ها بی‌توجهی، حذف و انکار است؛ مسیری که نه امنیت می‌سازد و نه ثبات، بلکه جامعه‌ای خسته‌تر، خشمگین‌تر و بی‌اعتمادتر بر جا می‌گذارد.​

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای