خبر فوری
شناسه خبر: 54037

افزایش ۲۵ درصدی لبنیات؛ عددی کوچک با اثری بزرگ بر سلامت جامعه

افزایش ۶۰ درصدی قیمت شیرخام، لبنیات را ۲۵ درصد گران کرد؛ اما پرسش اصلی این است: فشار واقعی بر سفره مردم چقدر است؟

افزایش ۲۵ درصدی لبنیات؛ عددی کوچک با اثری بزرگ بر سلامت جامعه

با حذف ارز ترجیحی، قیمت هر کیلو شیرخام از ۲۹ هزار و ۵۰۰ تومان به ۴۶ هزار و ۵۰۰ تومان رسید؛ یعنی جهشی نزدیک به ۶۰ درصد. به گفته سخنگوی انجمن صنایع لبنی، این تغییر مستقیماً بر بهای تمام‌شده اثر گذاشته و میانگین قیمت محصولات لبنی را ۲۰ تا ۲۵ درصد بالا برده است.

اخبار سبز کشاورزی به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ از منظر اقتصادی، وقتی ماده اولیه بیش از نیمی از هزینه تولید را تشکیل می‌دهد، افزایش قیمت آن ناگزیر به مصرف‌کننده منتقل می‌شود. اما پرسش کلیدی اینجاست: چرا جهش ۶۰ درصدی در نهاده، فقط ۲۵ درصد روی محصول نهایی اثر گذاشته؟ آیا صنایع بخشی از هزینه را جذب کرده‌اند یا ساختار قیمت‌گذاری شفاف نیست؟

 

انکار کاهش ۵۰ درصدی، اما اعتراف به افت بازار

سخنگوی انجمن صنایع لبنی کاهش ۴۰ تا ۵۰ درصدی خرید را رد می‌کند و آن را به منزله «فاتحه صنعت» می‌داند. با این حال، هم‌زمان به کاهش تقاضا اذعان دارد. این دو گزاره کنار هم نشان می‌دهد بازار لبنیات بی‌دردسر نیست.

واقعیت این است که لبنیات کالای ضروری است، اما در شرایط افت قدرت خرید، خانواده‌ها الگوی مصرف را تغییر می‌دهند: کاهش سرانه مصرف شیر، جایگزینی برندهای ارزان‌تر، یا حذف اقلامی مثل پنیرهای فرآوری‌شده و ماست‌های طعم‌دار. بنابراین حتی اگر افت ۵۰ درصدی اغراق‌آمیز باشد، کوچک شدن سبد مصرفی قابل انکار نیست.

 

کالابرگ؛ مُسکن موقت یا راه‌حلی پایدار؟

اشاره به طرح کالابرگ به‌عنوان عامل جلوگیری از افت شدید تقاضا، نشانه‌ای از شکنندگی بازار است. اگر مصرف لبنیات وابسته به حمایت مستقیم دولت شود، یعنی قدرت خرید مستقل خانوارها پاسخگو نیست.

مسأله اینجاست که سیاست‌های جبرانی معمولاً اثر کوتاه‌مدت دارند. در بلندمدت، اگر درآمد واقعی مردم رشد نکند، حتی یارانه‌های هدفمند هم نمی‌توانند مانع کاهش مصرف مواد پروتئینی شوند؛ موضوعی که مستقیماً سلامت عمومی را تهدید می‌کند.

 

صنعت «نسبتاً مساعد» یا بازاری در آستانه فرسایش؟

چشم‌انداز «نسبتاً مساعد» صنعت لبنیات مشروط به افزایش درآمد مصرف‌کننده عنوان شده است. این شرط، اعترافی تلویحی به وابستگی کامل صنعت به توان خرید مردم است. در اقتصادی که تورم مزمن دارد، هر موج گرانی می‌تواند تقاضا را فرسایشی کاهش دهد؛ نه ناگهانی، بلکه تدریجی و خاموش.

لبنیات کالای لوکس نیست. کاهش مصرف آن نه‌تنها پیامد اقتصادی، بلکه تبعات اجتماعی و بهداشتی دارد. اگر سیاست حذف ارز ترجیحی با سازوکار تقویت درآمدها هم‌زمان نشود، نتیجه‌اش انتقال هزینه اصلاحات اقتصادی به سفره مردم خواهد بود.بحث بر سر این نیست که افزایش ۲۰ درصدی «زیاد» است یا «کم». مسئله این است که در بستر کاهش قدرت خرید، همین ۲۰ درصد می‌تواند مصرف روزانه شیر را به کالایی گاه‌به‌گاه تبدیل کند.

اقتصاد با درصدها اداره می‌شود، اما زندگی مردم با ریال‌های باقیمانده در جیب‌شان. اگر اصلاحات قیمتی بدون ترمیم درآمدی انجام شود، صنعت شاید دوام بیاورد، اما سلامت جامعه هزینه خواهد داد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای