سرمایهگذاریهای هزار میلیاردی یا سراب سیاسی؟ روایت یک وعده و یک واقعیت
اظهارات تازه مسعود پزشکیان درباره وعدههای سرمایهگذاری هزار میلیاردی، پرسشهای جدی درباره شفافیت اقتصادی و اعتبار وعدههای کلان ایجاد کرده است
سخنان اخیر مسعود پزشکیان درباره وعدههای «سرمایهگذاریهای هزار میلیاردی» که به گفته او عملاً تحقق نیافتهاند، تنها یک گلایه سیاسی نیست؛ این جمله اعترافی است به شکاف عمیق میان گفتار و واقعیت در اقتصاد ایران.
اخبار سبز کشاورزی؛در سالهای اخیر، اعداد نجومی به بخشی از ادبیات رسمی تبدیل شدهاند. میلیارد و هزار میلیارد، آنقدر تکرار شدهاند که حساسیت افکار عمومی نسبت به آنها کاهش یافته است. اما هر عدد بزرگ، پشت خود انتظار بزرگتری میسازد: اشتغال، رشد، ثبات ارزی و بهبود معیشت.وقتی این اعداد محقق نمیشوند، تنها یک پروژه شکست نمیخورد؛ اعتماد عمومی آسیب میبیند.
اقتصادِ وعدهمحور، اقتصادِ بیاعتماد
سرمایهگذاری، پیش از آنکه پول باشد، «اعتماد» است. سرمایهگذار داخلی و خارجی زمانی وارد میدان میشود که چشمانداز روشن، قوانین پایدار و ریسک قابل پیشبینی وجود داشته باشد. در فضایی که هر روز با نااطمینانیهای سیاسی، تحریم، نوسان ارزی و تغییر مقررات روبهروست، وعدههای کلان بیشتر شبیه ابزار تبلیغاتیاند تا برنامه عملیاتی.
اگر وعدهدهندگان واقعاً توان جذب چنین سرمایههایی را داشتند، چرا سازوکار اجرایی، ضمانتهای حقوقی و گزارشهای شفاف ارائه نشد؟ چرا افکار عمومی از جزئیات قراردادها، منابع مالی و جدول زمانی اجرا بیخبر ماند؟
مسئولیتپذیری؛ حلقه گمشده
اظهارات پزشکیان یک پرسش مهمتر را پیش میکشد: چه کسی پاسخگوست؟ اگر گروهی با وعدههای اغراقآمیز دولت را «سر کار گذاشتهاند»، سازوکار نظارتی کجا بوده است؟ آیا ارزیابی کارشناسی پیش از اعلام این سرمایهگذاریها انجام شده بود یا فضای سیاسی بر تحلیل اقتصادی غلبه داشت؟
شفافیت تنها انتشار یک عدد نیست؛ ارائه مستندات، قراردادها، پیشرفت پروژه و میزان تحقق اهداف است. بدون اینها، هر عدد بزرگی میتواند به ابزاری برای موجسازی تبدیل شود.
زنگ خطر برای سیاستگذاری
اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند واقعگرایی است. مردم با تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی شغلی دستوپنجه نرم میکنند. در چنین شرایطی، بازی با اعداد بزرگ نهتنها کمکی نمیکند، بلکه فاصله میان دولت و جامعه را بیشتر میکند.
اگر دولت جدید میخواهد مسیر متفاوتی را طی کند، باید از همین نقطه شروع کند: پایان دادن به اقتصادِ وعدهمحور و حرکت به سوی اقتصادِ گزارشمحور. یعنی هر وعدهای، با پیوست کارشناسی، زمانبندی دقیق و تعهد به پاسخگویی همراه باشد.