۱۴۰۴ تا ۱۴۰۷؛ سالهای تغییر در ایران | جنگ کنونی بخشی از نظم نوین جهانی
یک تحلیلگر روابط بینالملل میگوید سالهای ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۷ میتواند دوره تحولات جدی در ایران باشد و جنگهای منطقهای بخشی از پازل نظم نوین جهانی در قرن ۲۱ هستند
در حالی که تنشهای منطقهای و مذاکرات سیاسی همچنان ادامه دارد، برخی تحلیلگران معتقدند ایران وارد دورهای تازه از تحولات شده است؛ دورهای که میتواند از سال ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۷ شکل تازهای به معادلات سیاسی و ژئوپلیتیک کشور بدهد. به گفته یک استاد دانشگاه، جنگها و بحرانهای جاری تنها بخشی از پازل بزرگتری به نام «نظم نوین جهانی» هستند.
ایران در مسیر یک دوره جدید از تغییرات
دکتر مهدی مطهرنیا، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگویی تحلیلی درباره آینده تحولات ایران تأکید میکند که کشور از سال ۱۴۰۱ وارد مرحلهای از دگرگونیهای تدریجی شده است؛ روندی که به گفته او در بازه ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۷ به شکل ملموستری بروز خواهد یافت.
به اعتقاد این تحلیلگر، تغییرات کنونی ریشه در تحولات سالهای گذشته دارد؛ از رخدادهای سیاسی و اجتماعی دهه اخیر گرفته تا فشارهای اقتصادی و تحولات منطقهای. مجموعه این عوامل اکنون به نقطهای رسیده که میتواند دورهای تازه از تغییر و تحول در ایران را رقم بزند.
«رژیمتغییر»؛ مفهومی متفاوت از «رژیمچنج»
مطهرنیا در تحلیل خود میان دو مفهوم مهم تفاوت قائل میشود: رژیمتغییر و رژیمچنج.
به گفته او، رژیمتغییر به معنای فرآیندی تدریجی و فرسایشی برای تغییر رفتار و ساختار یک نظام سیاسی است؛ در حالی که رژیمچنج به تغییر ناگهانی و بنیادین در ساختار قدرت اشاره دارد.
او معتقد است برخی قدرتهای جهانی تلاش میکنند از طریق فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی، شرایطی را ایجاد کنند که به مرور رفتار ساختار سیاسی ایران تغییر کند.
جنگهای منطقهای و پازل «نظم نوین جهانی»
این استاد دانشگاه تأکید میکند که جنگها و تنشهای فعلی در خاورمیانه را نمیتوان جدا از پروژه بزرگتر تثبیت نظم نوین جهانی در قرن بیستویکم تحلیل کرد.
به گفته او، رقابت قدرتهای بزرگ در نقاط حساس ژئوپلیتیکی جهان متمرکز شده است. در این میان، منطقهای که از خلیج فارس تا بابالمندب و مدیترانه امتداد دارد، یکی از مهمترین کریدورهای راهبردی جهان محسوب میشود.
مطهرنیا معتقد است ایالات متحده در چارچوب راهبردی چندمرحلهای در حال تثبیت موقعیت خود در این نظم جدید است؛ نظمی که شکلگیری آن میتواند معادلات قدرت جهانی را در دهههای آینده تعیین کند.
نقش ایران در معادلات ژئوپلیتیک قرن بیستویکم
در این تحلیل، ایران یکی از بازیگران مهم در معادلات آینده منطقه معرفی میشود. موقعیت جغرافیایی، دسترسی به مسیرهای انرژی و قرار گرفتن در قلب تحولات خاورمیانه باعث شده است که ایران در پروژه نظم نوین جهانی جایگاهی قابل توجه داشته باشد.
مطهرنیا میگوید اهمیت مناطقی مانند تنگه هرمز صرفاً اقتصادی نیست، بلکه بخشی از معماری ژئوپلیتیک نظم آینده جهان محسوب میشود.
آینده مذاکرات و چشمانداز توافق
این تحلیلگر درباره مذاکرات ایران و آمریکا نیز معتقد است که این گفتوگوها همچنان با سطح بالایی از بیثباتی همراه است. به گفته او، احتمال فروپاشی مذاکرات در هر لحظه وجود دارد، اما در عین حال دو طرف ناچارند در نهایت بر اساس واقعیتهای قدرت به سمت نوعی توافق حرکت کنند.
او تأکید میکند که خوشبینی درباره نتیجه مذاکرات لزوماً به معنای تحقق یک توافق پایدار نیست و بسیاری از متغیرهای سیاسی و امنیتی میتوانند مسیر آن را تغییر دهند.
۱۴۰۴ تا ۱۴۰۷؛ دوره بروز تحولات جدی
مطهرنیا در جمعبندی تحلیل خود میگوید نشانههای تغییر از سالهای گذشته قابل مشاهده بوده، اما بازه زمانی ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۷ دورهای است که این تحولات به شکل ملموستری خود را نشان خواهد داد.
به گفته او، در این دوره بسیاری از ساختارها و الگوهای سیاسی و راهبردی ایران ممکن است وارد مرحلهای از تغییر شوند؛ تغییراتی که میتواند در سطوح رفتاری، ساختاری و کارکردی نظام سیاسی نمود پیدا کند./ عصرایران