توهم بازسازی طبیعت؛ هشدار جدی درباره تبعات ۴۰ روز جنگ
گفتوگو با دکتر قاسمپوری درباره تبعات ۴۰ روز جنگ بر طبیعت ایران و «توهم بازسازی طبیعت»؛ هشدار درباره آسیبهای غیرقابلبازگشت و ضرورت پیشگیری.
در حالی که افکار عمومی درگیر پیامدهای سنگین جنگ ۴۰ روزه است، نخستین قربانی خاموش این بحران، طبیعت ایران است؛ جایی که آسیبهای آن بهسادگی قابل جبران نیست و آنچه «بازسازی» خوانده میشود، در بسیاری موارد چیزی جز توهم بازسازی طبیعت نیست.
گفتوگو با دکتر سید محمود قاسمپوری درباره تبعات جنگ بر محیطزیست
دکتر «سید محمود قاسمپوری»، عضو شورای راهبری سازمان حفاظت محیطزیست و پژوهشگر باسابقه تنوع زیستی، در گفتوگو با «پیام ما» تأکید میکند که تصور بازگشت آسان طبیعت پس از جنگ، یک خطای راهبردی است. او میگوید: «واژه دوبارهساختن برای طبیعت، توهمی است که ما را از پیشگیری بازمیدارد.»
محیطزیست؛ نخستین قربانی خاموش بحرانهای اجتماعی
قاسمپوری توضیح میدهد که وقتی جامعه درگیر مسائل فوری و بحرانهای امنیتی میشود، محیطزیست از اولویت خارج شده و به حاشیه رانده میشود. این بیتوجهی اگرچه در کوتاهمدت قابل مشاهده نیست، اما در بلندمدت به افت کیفیت زیستگاهها، کاهش سطح حفاظت و افزایش تخلفات محیطزیستی منجر میشود؛ از شکار و صید بیرویه تا تخریب جنگلها.
او هشدار میدهد: هزینه بازسازی اکوسیستمها چندین برابر پیشگیری است و حتی با صرف بودجههای کلان نیز تضمینی برای بازگشت کامل طبیعت وجود ندارد. این همان توهم بازسازی طبیعت است که باید درباره آن شفاف سخن گفت.
کاهش حفاظت و خطر برای گونههای حساس
به گفته قاسمپوری، حدود ۱۳ درصد از مساحت ایران جزو مناطق تحت حفاظت است؛ اما شرایط جنگی دسترسی به این مناطق را دشوار کرده و تجهیزات حفاظتی نیز آسیب دیده است. حتی اگر انگیزه محیطبانان کاهش نیابد، فشارهای روانی و اجتماعی آنها را تحتتأثیر قرار میدهد.
در نتیجه، پایش بهموقع کاهش یافته و گونههایی مانند یوز آسیایی، مرجانهای خلیجفارس و لاکپشتهای دریایی بیشازپیش در معرض خطر قرار میگیرند. مطالعات جهانی نشان داده که وقفههای کوتاهمدت در حفاظت، میتواند جمعیت گونههای حساس را ۲۰ تا ۴۰ درصد کاهش دهد.
هندورابی؛ جزیرهای شکننده در برابر تنشهای جنگی
قاسمپوری که سالها روی اکوسیستمهای ساحلی خلیجفارس پژوهش کرده، درباره جزیره هندورابی میگوید: «این جزیره یکی از بکرترین مناطق دریایی ایران است؛ با پوشش قابلتوجه مرجانهای شاخهای و مغزی، ۲۶ گونه ماهی مرجانی و سواحل تخمگذاری لاکپشتهای پوزهعقابی و سبز.»
او هشدار میدهد که جنگ، بهویژه خطر آلودگی نفتی، بزرگترین تهدید برای این اکوسیستم است. خلیجفارس به دلیل نیمهبسته بودن بسیار آسیبپذیر است و گویچههای قیری ناشی از نفت میتوانند مرجانها را خفه کنند. افزایش نویز زیرآبی نیز روند تخمگذاری لاکپشتها را مختل کرده و زنجیره غذایی را آسیب میزند.
به گفته او، ادامه تنشها ممکن است باعث آسیبهای غیرقابلبازگشت در هندورابی و مناطق مشابه شود.
نقش گزارشدهی شفاف در حساسسازی دوباره جامعه
قاسمپوری تأکید میکند که انتشار گزارشهای دقیق و عمومی از خسارتهای محیطزیستی، میتواند توجه افکار عمومی را دوباره به موضوع حفاظت جلب کند. «وقتی مردم با اعداد و تصاویر واقعی مواجه شوند، مشارکت شهروندی افزایش مییابد و رسانهها نیز فعالتر میشوند.»
تجربههای جهانی نشان میدهد که شفافیت میتواند مشارکت مردمی را تا ۳۰ درصد افزایش دهد.
آیا طبیعت «دوباره ساخته میشود»؟ یک سوءبرداشت خطرناک
در پاسخ به شعار «دوباره میسازیم»، قاسمپوری صریح میگوید: «در محیطزیست، دوبارهساختن همیشه ممکن نیست. بعضی آسیبها قابل جبران نیستند.»
مثالها روشناند:
- انقراض گونه، برگشتپذیر نیست.
- مرجانها برای رشد دههها زمان نیاز دارند و احیای آنها ۵۰ تا ۱۰۰ سال طول میکشد.
- خاک آلوده یا جنگل سوخته بهسادگی ترمیم نمیشود.
او میگوید این نگاه خوشباورانه همان توهم بازسازی طبیعت است و مهمترین اصل، پیشگیری و حفاظت از باقیماندههاست.
اختلافات ایدئولوژیک؛ مانعی برای حفاظت
قاسمپوری معتقد است اختلاف بین دو دیدگاه «توسعهمحور» و «حفاظتمحور» در جامعه کارشناسی، روند حفاظت را کند میکند. او راهحل را در ایجاد اجماع بر پایه علم، آموزش محیطزیستی و تأکید بر منافع ملی میداند.
او در پایان میگوید: «امید همیشه وجود دارد، اما تداوم وضعیت فعلی و بیتوجهی به محیطزیست، آینده را نگرانکننده میکند.»
با بحران آب، آلودگی هوا، افت تنوع زیستی و تنشهای ساحلی، توسعه پایدار عملاً ناممکن خواهد شد. اما اگر این بحران به فرصتی برای اصلاح سیاستها و سرمایهگذاری واقعی در محیطزیست تبدیل شود، ایران همچنان شانس تبدیلشدن به الگوی توسعه پایدار منطقه را دارد./ پیام ما