معرفی کتاب
از فتح نظامی تا تسخیر فرهنگی؛ روایت فیلسوف مراکشی از نفوذ اندیشه ایرانی در دربار خلفا
چگونه امویان و عباسیان با الگوبرداری از شاهان ساسانی حکومت کردند؟ تحلیل خواندنی محمد عابد جابری از نفوذ عمیق سنت خسروانی در فرهنگ عربی را بخوانید.
همیشه در کتابهای تاریخ از تأثیر یورش اعراب بر فرهنگ و جامعه ایران باستان خواندهایم؛ اما آیا تا به حال به این فکر کردهاید که بازندگان آن جنگ بزرگ، چگونه بدون شمشیر و تنها با قدرت اندیشه، سیستم سیاسی فاتحان را تسخیر کردند؟ محمد عابد جابری، اندیشمند و فیلسوف برجسته مراکشی، دست روی نقطهای تاریک و هیجانانگیز از تاریخ گذاشته و نشان میدهد که چگونه خلافتهای اسلامی، کپی برابر اصل شاهنشاهی ساسانی شدند.
به گزارش خبرنگار ما، رابطه ایرانیان و اعراب پس از سقوط تیسفون، فراتر از رابطه کلیشهای «غالب و مغلوب» بود. کتاب جنجالی و عمیق جابری با عنوان «عقلانیت اخلاقی عربی و تأثیر سنت خسروانی» که بهتازگی با ترجمه سید محمد آلمهدی روانه بازار شده، دریچه جدیدی به این همزیستی شگفتانگیز میگشاید.
امویان در آینه ساسانیان؛ چرا بیزانس دشمن شد و پارس «مَنِ دیگر»؟
یکی از جذابترین بخشهای تحلیل جابری، تفاوت نگاه امویان به دو امپراتوری بزرگ همسایه است. امویان با تمدن بیزانس رابطه جنگ و ستیز داشتند؛ اما مواجهه آنها با تمدن پارسی، مواجههای اگزیستانسیال و عمیق بود. برای حاکمان دمشق، پارسیان نه یک «بیگانه»، بلکه بهمثابه «منِ دیگر» (تصویر خود در آینه) بودند.
دولت نوپای اموی در مسیر گذار از خشونت بدوی صحرانشینی به رفاه مدنی و جهش به سمت امپراتوری، با یک خلاء بزرگ روبهرو شد: نبود تئوری حکومت و اخلاق سیاسی. آنها برای حفظ یکپارچگی قلمرو خود به سیستمی نیاز داشتند که «اطاعت مطلق» را تئوریزه کند. این کیمیای گمشده، یعنی همان سنت خسروانی در فرهنگ عربی، در دست دیوانسالاران و کاتبان تیزهوش ایرانیتبار بود.
ابنمقفع؛ معمار بزرگ ورود سنت خسروانی در فرهنگ عربی
اگر بخواهیم برای پروژه بزرگ نفوذ نرم فرهنگ ایرانی در ساختار خلافت یک مدیر پروژه معرفی کنیم، بدون شک او «ابنمقفع» است. این نویسنده و مترجم نابغه پارسیتبار، با ترجمه متون کلیدی دوران ساسانی مانند خداینامه، آییننامه، تاجنامه و البته شاهکار جاودان کلیله و دمنه، مفاهیم سیاسی ایران باستان را در کالبد زبان عربی دمید.
ابنمقفع صرفاً مترجم نبود؛ او در نقش یک کارشناس ارشد و مفتیِ امور اداری، ساختار قدرت ساسانی را بازسازی کرد. او در کتاب معروف خود یعنی رساله صحابه، رسماً فرمولی ارائه داد تا از خلیفه مسلمان، یک «خسرو جدید» (شاهنشاهی با اختیارات مطلق) بسازد. نثر فاخر و بلیغ او چنان در میان عربزبانان محبوب شد که ارزشهای ایرانیِ نهفته در این متون، به شکلی ناخودآگاه به تاروپود اندیشه سیاسی مسلمانان نفوذ کرد.
مهندسی اجتماعی عباسیان؛ تقسیم جامعه به سه طبقه ساسانی
با سقوط امویان و روی کار آمدن عباسیان، نه تنها از شدت تسلط سنت خسروانی در فرهنگ عربی کاسته نشد، بلکه این روند شتابی دوچندان گرفت. عباسیان پندنامه اردشیر بابکان را به شاهزادگان خود تدریس میکردند و انوشیروان ساسانی را به عنوان نماد غایی «شاه عادل» ستایش میکردند.
در این دوره، نظریه سیاسی ساسانی مبنی بر تقسیم جامعه به سه طبقه زیر کاملاً پیادهسازی شد:
- اخلاق سلطان: استوار بر فردگرایی، جلال و تعالی فرابشری.
- اخلاق خواص (دیوانسالاران): استوار بر خدمت، هوشیاری و وفاداری به تاجوتخت.
- اخلاق عوام (توده مردم): استوار بر اطاعت محض و شکیبایی در برابر مشکلات.
در این مدل، فرد به خودی خود هیچ ارزشی ندارد و تنها زمانی معنا مییابد که به عنوان چرخدندهای در خدمت ماشین بزرگ دولت و خلیفه باشد.
تقابل فکری دموکراسی یونانی و عقلانیت ساسانی
محمد عابد جابری معتقد است که نفوذ سنت خسروانی در فرهنگ عربی به قدری سهمگین و همهجانبه بود که حتی فیلسوفان شیفته یونان نیز نتوانستند از سایه آن فرار کنند؛ تا جایی که برای پذیرفته شدن نظریات ارسطو و افلاطون، متونی جعلی با طعم ایرانی به آنها نسبت میدادند!
تفاوت بزرگ این دو تفکر در این بود:
- در تفکر سیاسی یونان، فرد ارزش مرکزی است و هدف غایی، رسیدن به سعادت فردی و مدنی است.
- در سنت خسروانی، سلطان (شاهنشاه/خلیفه) ارزش مرکزی است و هدف غایی جامعه، اطاعت مطلق از حاکم برای حفظ نظم کیهانی و زمینی است.
کتاب ۴۰۰ صفحهای «عقلانیت اخلاقی عربی و تأثیر سنت خسروانی» که توسط انتشارات اختران منتشر شده، به بهترین شکل این چرخش تاریخی را واکاوی میکند و خواندن آن برای هر علاقهمند به ریشههای سیاست و فرهنگ در خاورمیانه، یک ضرورت است.