خبر فوری
شناسه خبر: 55421

آگروتروریسم و لزوم طراحی مدل جامع مدیریت ریسک در سیاست امنیت غذایی ایران

از شیوع تب برفکی تا آلودگی عمدی مواد غذایی، آگروتروریسم می‌تواند تولید، تجارت و اعتماد عمومی را مختل کند. بررسی تاریخچه و مصادیق تروریسم کشاورزی و راهبردهای پیشگیری آن

آگروتروریسم و لزوم طراحی مدل جامع مدیریت ریسک در سیاست امنیت غذایی ایران

سال ۲۰۰۱ سال سختی برای کشاورزان بریتانیایی و دولت بود. شیوع بیماری تب برفکی (FMD) ظاهراً اکنون تحت کنترل است، اما پیش از کنترل، منجر به کشتار تقریباً ۴ میلیون گاو و هزینه تخمینی ۵ میلیارد پوند برای اقتصاد بریتانیا شد.

اخبار سبز کشاورزی؛ انتخابات ملی به تعویق افتاد، وزارت کشاورزی کاملاً بازسازی شد و صادرات گوشت بریتانیا هرگز به سطح قبل از شیوع بازنگشت. اثرات غیرمستقیم گسترده بود؛ به‌طوری‌که صنعت گردشگری به دلیل دسترسی محدود به حومه شهر، بیشترین ضرر را متحمل شد. شیوع بیماری تب برفکی به یک مزرعه در شمال شرقی انگلستان ردیابی شد؛ نتیجه یکسان بود. «بیوتروریسم کشاورزی» یا به سادگی «تروریسم کشاورزی» همان‌طور که اکنون ابداع شده است، به‌وضوح به خودیِ خود کشاورزی را هدف قرار نمی‌دهد، بلکه فلج کردن اقتصاد را نشانه می‌گیرد.

اصطلاحات آگروتروریسم، همراه با آگروترور و آگروسکیوریتی، توسط کوری براون، دامپزشک آسیب‌شناس، و اسموند چوئکه، نویسنده سرشناس اروپایی، در سپتامبر ۱۹۹۹ به عنوان وسیله‌ای برای برجسته کردن اهمیت این موضوع ابداع شدند. نخستین استفاده عمومی از آگروتروریسم در گزارشی از دکتر براون بود که سپس در مقاله‌ای در صفحه اول نیویورک‌تایمز در ۲۲ سپتامبر ۱۹۹۹ توسط خبرنگار معروف «جودیت میلر» بازتاب یافت و تجدید چاپ شد.

مقاله دکتر براون در کتاب «بیماری‌های نوظهور حیوانات» به رواج بیشتر این اصطلاح کمک کرد. البته تروریسم در طول زمان، هم از نظر مفهوم و هم از نظر روش، تغییر کرده است. مفهوم تروریسم اولیه بر این اساس بود که برای از بین بردن سیستم امنیتی کشور، سرمایه‌گذاری زیادی لازم است. اکنون فعالیت‌های تروریستیِ ارزان و آسانِ مبتنی بر اقتصاد، در اوج خود قرار دارند. روش‌هایی که تروریست‌ها اتخاذ می‌کنند مبتنی بر مفهوم آن است و بنابراین نیاز به نظارت منظم دارد. به‌طور مشابه، کشاورزی در سراسر جهان نیز به دلیل تجارت جهانی تغییر شکل داده است.

الگوی اقتصادی که کشورها از آن پیروی می‌کنند مبتنی بر قانون مزیت است و این بالاترین قیمتی است که ما برای مقابله با هرگونه تروریسم کشاورزی در آینده خواهیم پرداخت. اکنون ما به همان اندازه که در معرض طبیعت هستیم، در معرض افراد اطراف خود نیز هستیم و این، در واقع، ما را به سمت قحطیِ حیات انسانی خواهد کشاند.

فعالیت‌هایی مانند بمب‌گذاری، حمله هسته‌ای، استفاده از سلاح‌های تاکتیکی و هواپیماربایی، روندهای اخیر آنها نیستند. بیوتروریسم برای تضعیف اقتصاد و ضربه زدن به ستون فقرات کشور با مختل کردن خدمات در کشور، استراتژی جدید آنهاست. بیوتروریسم استفاده عمدی از گونه‌های بیماری‌زا است که بر انسان، حیوانات و گیاهان تأثیر می‌گذارد.

این یک اصطلاح کلی است که به‌راحتی می‌توان آن را با طبقه‌بندی‌اش درک کرد. بیوتروریسم را می‌توان بر اساس گونه مورد نظر به دو دسته تقسیم کرد: یا می‌تواند به‌طور مستقیم بر انسان تأثیر بگذارد یا به‌طور غیرمستقیم، با حمله به حیوانات و گیاهان، بر انسان اثر بگذارد. از آنجا که حیوانات و گیاهان به عنوان یک دسته غذایی برای ما عمل می‌کنند، این دسته را می‌توان به عنوان تروریسم غذایی توضیح داد. این امر می‌تواند چالشی برای ایمنی و امنیت غذایی هر نهاد سیاسی ایجاد کند.

 

مروری تاریخی بر توسعه تروریسم کشاورزی

تروریسم کشاورزی از زمانی آغاز شد که مطالعه علمی اهمیت پیدا کرد. برخی منابع، اقدامات اولیه تروریسم کشاورزی را به مطالعه علمی آسیب‌شناسی گیاهی مرتبط می‌دانند. با پیشرفت علمی آسیب‌شناسی گیاهی و شناسایی بیماری پژمردگی دیررس سیب‌زمینی پس از قحطی ایرلند، موارد خاصی از تروریسم کشاورزی—از جمله انبار کردن هاگ‌های قارچی و انتشار آن در سرزمین‌های دیگر برای آسیب رساندن به اقتصاد کشاورزی در طول جنگ سرد—گزارش شد. بعدها، شواهد جنگ جهانی اول به اندازه کافی عمیق بود که موارد تاریخی تروریسم کشاورزی را تأیید کند.

امروزه سناریوهای رایج بیوتروریسم—که ممکن است ریشه‌های افسانه‌ای و پیوندهایی با فیلم‌های هالیوودی داشته باشند—شامل استفاده از مواد روان‌گردان برای آلوده کردن غذا؛ استفاده از سموم و زهرها در ترورهای سیاسی؛ حملات با بمب‌های ابریِ بیولوژیکیِ خام؛ استفاده از ترکیبات ویروسیِ خشک‌شده در پودرهای اسپری؛ و موشک‌های کروزِ کم‌ارتفاع که با میکروارگانیسم‌های مهندسی‌شده ژنتیکی، تخریب و ویرانی بیشتری ایجاد می‌کنند، می‌شود. در طول جنگ جهانی اول، آلمان برای ظهور به عنوان یک قدرت جهانی، بارها تلاش کرد کشورهای دیگر را فلج کند و آنها را از حمایت از کشورهای مقابل یا شکست دادن آنها در نبردها باز دارد. آلمان با استفاده از عوامل بیولوژیکی مانند باسیلوس آنتراسیس و بورخولدریا مالئی—که به ترتیب باعث سیاه‌زخم و گلاندرز می‌شوند—به اسب‌های بارکش که در جنگِ فعال و غیرفعال درگیر بودند، حمله کرد.

شواهد تاریخی همچنین نشان می‌دهد که دوره زمانی بین دو جنگ جهانی، مشارکت کشورهای شرکت‌کننده در جنگ مانند آلمان و فرانسه را در مطالعه و تحقیق گسترده درباره عوامل بیماری‌زای کشاورزی، مانند گونه‌های پوچینیا (عامل زنگ گندم)، ویروس طاعون گاوی، فیتوفتورا اینفستانس (عامل بادزدگی در سیب‌زمینی) و سایر گونه‌های مختلف آفات حشرات نشان می‌دهد. با این حال، تحقیقات گسترده هیچ مزیتی به آلمان در جنگ جهانی دوم از نظر جنگ بیولوژیکی اضافه نکرد. با این حال، تلاش‌های مداوم بریتانیا با ریختن ۵ میلیون کیک گاوی آلوده به باسیلوس آنتراسیس در آلمان، این موضوع را در رسانه‌ها دامن زد. بریتانیا در تکنیک‌های اولیه جنگ خود، بر روی عوامل ضدحیوانی و ضدزراعی برای استفاده علیه دشمنان تمرکز داشت. سایر کشورهای قدرتمند نیز در این دوره در تحقیق و توسعه سلاح‌های بیولوژیکی، به‌ویژه عوامل ضدزراعی، مشارکت داشتند. ژاپن بودجه قابل توجهی را برای مطالعه و تقویت عوامل مختلف تروریسم کشاورزی برای استفاده در برهم زدن شرایط صلح در چین اختصاص داد.

بعدها مشخص شد که روسیه مخفیانه در مطالعه عوامل ضددامی متعددی از جمله ویروس FMD (عامل بیماری تب برفکی در گاو)، گونه‌های بروسلا (عامل بروسلوز)، ویروس بیماری نیوکاسل (عامل بیماری نیوکاسل)، باسیلوس آنتراسیس (عامل بیماری سیاه‌زخم)، بورخولدریا مالئی، مایکوپلاسما مایکوئیدس (عامل پلوروپنومونی مسری گاوی)، ویروس آنفولانزای مرغی، کلامیدوفیلا پسیتاسی (عامل پسیتاکوز یا کلامیدیوز مرغی)، ویروس Orf (عامل اکتیمای مسری در گوسفند)، ویروس طاعون گاوی (عامل دیستمپر)، ویروس آنسفالیت اسبی ونزوئلایی، ویروس استوماتیت وزیکولی و ویروس تب خوکی آفریقایی مشارکت داشته است. جدا از این موارد، عوامل مختلف ضدکشاورزی در طول جنگ سرد مورد استفاده قرار گرفتند؛ مانند ویروس Y سیب‌زمینی (عامل بیماری ویروسی خفیف)، Magnaporthe grisea (عامل بلاست برنج و چاودار)، ویروس موزاییک رگه‌ای جو (عامل رگه‌ای برگ جو)، Puccinia sorghi (عامل زنگ ذرت)، ویروس موزاییک چمن قهوه‌ای، Puccinia graminis (عامل زنگ ساقه گندم) و ویروس موزاییک تنباکو.

دوره ۱۹۴۳ تا ۱۹۶۹، مطالعه و تبدیل قوی تروریسم کشاورزی به سلاح را در ایالات متحده آمریکا نشان داد. فورت دیتریکِ مریلند مرکز تحقیقاتی بود که توسط دانشمندان و دولت برای انجام چنین تحقیقاتی مورد استفاده قرار می‌گرفت. مطالعه عوامل بیولوژیکی مانند باسیلوس آنتراسیس، ویروس FMD، گونه‌های بروسلا، فیتوفتورا اینفستانس، کلامیدوفیلا پسیتاسی، ویروس آنفولانزای مرغی (عامل طاعون مرغی)، پاتوتیپ Magnaporthe oryzae Triticum (MoT) (عامل بلاست گندم)، Puccinia graminis، B. mallei (عامل مشمشه)، Magnaporthe oryzae (عامل بلاست برنج) و Bipolaris oryzae (عامل لکه قهوه‌ای برنج)، ویروس طاعون گاوی و ویروس بیماری نیوکاسل در مقیاس وسیعی انجام شد. کشورهای خلیج فارس مانند عراق با کارهای تحقیقاتی گسترده، خود را با هاگ‌های قارچی سیاهک/سیاهکِ پوشیده گندم مسلح کردند. مراکز تولید و مخازن بزرگ ذخیره آفلاتوکسین نیز در این دوره تأسیس شدند. دوره پس از جنگ جهانی دوم، پیشرفت‌های چشمگیری را در فعالیت‌های تحقیقاتیِ مربوط به توسعه عوامل ضدزراعی و ضدحیوانی—به‌ویژه عوامل بیماری‌زای گیاهی—در کشورهای مختلف دیگر نشان داد.

پس از رسوایی‌های فراوان آمریکایی‌ها در سال ۱۹۶۹، تصمیم نیکسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، برنامه جنگ بیولوژیکی ایالات متحده را یکباره پایان داد و این امر به نابودی عوامل از پیش آماده‌شده تروریسم کشاورزی انجامید. این شامل نابودی مقادیر زیادی از هاگ‌های زنگ گندم و سایر عوامل بیماری‌زا بود که برای حمله به کشورهای آسیایی ذخیره می‌شدند. در مراحل بعدی، سیاست‌های محکمی برای ترویج صلح و هماهنگی جهانی تدوین شد که اساساً شامل کنوانسیون بین‌المللی سلاح‌های بیولوژیکی و سمی (BTWC) سال ۱۹۷۲ و تحلیل مطالعات موردی بود. به‌هرحال، تروریسم کشاورزی از دوران بسیار قدیم برای تقویت کشور خود یا مختل کردن ساختار سیاسی کشورهای دیگر رخ داده است.

غذا به عنوان ستون فقرات فعالیت‌های انسانی عمل می‌کند و کشاورزی و فعالیت‌های وابسته به آن، تمایل به تنظیم منابع غذایی دارند. بنابراین فروپاشی هر ساختاری می‌تواند به موقعیت‌هایی مانند کمبود غذا، عدم دسترسی به غذا یا بحران غذایی مرتبط باشد. موقعیت‌های ناشی از گذشته، نمونه‌های بارزی را بر اساس تروریسم کشاورزی در طول تاریخ نشان می‌دهد، اما از نظر ادبیات، موارد بسیار کمتری در دسترس است. در اینجا در مورد آن بحث خواهیم کرد:

 

آلمان: جنگ جهانی اول

برنامه‌های خرابکارانه سلاح‌های بیولوژیکی ضدحیوانی (AABW) آلمان در سه قاره و در پنج کشور (ایالات متحده، آرژانتین، اسپانیا، رومانی و نروژ) مستند شده است. همچنین شواهدی از عملیات مشابه در ایتالیا و فرانسه وجود دارد. این نخستین برنامه سلاح‌های بیولوژیکی دوران مدرن بود و منحصراً حیوانات را هدف قرار می‌داد. برنامه آلمان بر اساس درک اولیه‌ای از مکانیسم‌های بیماری بود و از درک علمی معاصر برای ایجاد مکانیسم‌های ساده انتقال استفاده می‌کرد. عملیات‌های AABW نزدیک به آلمان مستقیماً با عوامل داخلی تأمین می‌شدند، در حالی‌که عملیات در مکان‌های دورتر نیاز به تأسیسات تولید محلی داشت. هر دو رویکرد از منابع لجستیکی که توسط بازوهای مختلف دولت—از جمله ارتش، اطلاعات و حوزه‌های غیرنظامی—اداره می‌شد، بهره می‌بردند که نشان می‌دهد مقامات ارشد از این برنامه آگاه بوده و از آن حمایت می‌کردند. به نظر می‌رسد فعالیت‌های AABW آلمان برای ایجاد اختلال در حمل‌ونقل حیواناتی که برای استفاده متفقین در جبهه غربی در نظر گرفته شده بود، طراحی شده بود.

عوامل، با استفاده از دستگاه‌های انتقال خانگیِ ساده، حیوانات را مستقیماً با مشمشه یا سیاه‌زخم مایه‌کوبی می‌کردند. کارایی این برنامه هنوز مشخص نشده است؛ افراد درگیر ادعا می‌کنند صدها هزار حیوان آلوده شده و از نظر نظامی بی‌فایده شده‌اند. فرانسه در آستانه جنگ جهانی اول، یک برنامه تحقیق و توسعه تهاجمی برای سلاح‌های بیولوژیکی—از جمله خرابکاری از طریق حیوانات—انجام داده است. شواهد مستند از منابع فرانسوی و آلمانی نشان می‌دهد که فعالیت‌های خرابکارانه محدودی در طول جنگ انجام شده است که سربازان سواره‌نظام آلمان را هدف قرار می‌داد. آرشیوهای آلمان همچنین نشان می‌دهند که لهستان یک قابلیت خرابکاری ابتدایی را توسعه داده بود که توسط خرابکاران برای هدف قرار دادن دام‌های آلمانی مورد استفاده قرار می‌گرفت. آرشیوهای بریتانیا نشان می‌دهد هلند، بلژیک و ایرلند نیز در این دوره به توسعه سلاح‌های بیولوژیکی علاقه نشان داده بودند.

 

بریتانیا: اواسط قرن بیستم

اگرچه به نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از علاقه بریتانیا به سلاح‌های بیولوژیکی علیه انسان‌ها بوده است، اما یک برنامه قابل توجه AABW وجود داشته است. در طول جنگ جهانی دوم، عملیات وجترین شاهد طراحی و مونتاژ پنج میلیون کیک گاوی آغشته به سیاه‌زخم و تدوین استراتژی برای پراکندگی گسترده آنها در مناطق کشاورزی آلمان بود. این سلاح‌ها هرگز مورد استفاده قرار نگرفتند و پس از جنگ نابود شدند. با این حال، فعالیت‌های تهاجمی ادامه یافت. منافع بریتانیا از سیاه‌زخم به بیماری تب برفکی تغییر یافت. موضوع خرابکاری در AABW (سلاح‌های میکروبی) اهمیت پیدا کرد و به موضوعی تکراری در جلسات هیئت مشاوره تحقیقات بیولوژیکی (BRAB) تبدیل شد که برای هدایت فعالیت‌های سلاح‌های بیولوژیکی بریتانیا تأسیس شده بود. پیشرفت‌ها در این زمینه با هماهنگی ایالات متحده و کانادا دنبال می‌شد.

به دلیل سازماندهی مجدد، فعالیت AABW در اوایل دهه ۱۹۵۰ به خارج از BRAB منتقل شد. همکاری غیررسمی با کشورهای متحد ادامه یافت، اما علاقه به این برنامه کاهش یافت. نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد در طول دهه ۱۹۴۰، فعالیت‌های تهاجمی AABW در کمپ (که بعدها فورت) دیتریک، تأسیسات اصلی سلاح‌های بیولوژیکی در ایالات متحده، رخ داده است. تا پایان دهه، نیروی هوایی ایالات متحده الزامی برای AABW ایجاد کرده بود که اسب‌ها، گاوها و خوک‌ها را هدف قرار دهد.

 

مورد ۱: حادثه مسمومیت گاوها در کنیا در سال ۱۹۵۲

این حادثه تاریخی مربوط به جنبش آزادی‌بخش ملی علیه حکومت استعماری بریتانیا در کنیا در سال ۱۹۵۲ است. فعالان جنبش مائو مائو از گیاه بوته شیر آفریقایی (Synadenium grantii) که در محل موجود بود، برای استفاده از عصاره آن به عنوان سم، جهت مسموم کردن گاوها در ایستگاه بریتانیا استفاده کردند.

این امر باعث هرج‌ومرج و فروپاشی اخلاقیِ رهبران و کشاورزان محلی بریتانیا شد. با این حال، در گزارش‌های بعدی، به دلایل نامشخصی، مسمومیت نادر تشخیص داده شد. می‌توان استنباط کرد که این اقدام، حمله‌ای مبتنی بر فرصت‌های موجود برای خرابکاری علیه کشاورزان بریتانیایی و در نهایت به چالش کشیدن حکومت بریتانیا بوده است. بعداً توسط آزمایشگاه تحقیقات دامپزشکی در کابته (کنیا) تأیید شد که عصاره گیاه بوته شیر آفریقایی به عنوان عامل تروریسم کشاورزی استفاده شده است.

 

مورد ۲: مسمومیت انگورهای صادراتی از شیلی به ایالات متحده در طول سال ۱۹۸۹

در یک تماس تلفنی با سفارت ایالات متحده در سانتیاگو، شکایتی مبنی بر مسمومیت انگور با سیانید که از شیلی صادر شده بود گزارش شد. این موضوع باعث ایجاد ترس در میان مقامات آمریکایی شد و سپس تمام واردات توسط سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) بررسی شد.

برخی از بسته‌های انگور که از شیلی به فیلادلفیا ارسال شده بودند، با سیانید مسموم شده بودند. این موضوع به‌شدت توسط مقامات آمریکایی مورد بررسی قرار گرفت و ظن به آلودگی سایر میوه‌ها به آنها اجازه داد تا ۴۵ میلیون جعبه میوه از جمله آلو، هلو، شلیل، سیب، تمشک، زغال‌اخته، گلابی و انگورفرنگی را معدوم کنند که در مجموع ۵۰ میلیون دلار ضرر به بار آورد. این امر اقتصاد شیلی را تکان داد، زیرا صادرات نیز توسط سایر کشورها رد شد.

اخیراً در ایالات متحده، شایع‌ترین مورد، آلودگی عمدی سالادبارها در سال ۱۹۸۴ با سالمونلا تیفی‌موریوم، یک پاتوژن روده‌ای، است. این اقدام بیوتروریستی که توسط اعضای فرقه راجناشی در اورگان انجام شد، با هدف تضمین نتیجه انتخابات از طریق ناتوان کردن رأی‌دهندگانی که با نامزد مورد نظر فرقه همدلی نداشتند، انجام شد.

 

مورد ۳: فعالیت رهاسازی آب فاضلاب در مزارع کشاورزی فلسطین در طول سال ۲۰۰۰

در جریان ناآرامی‌های گسترده سال ۲۰۰۰ و درگیری‌های فلسطین و اسرائیل، فعالیت‌های غیرمعمول صهیونیست‌ها در روزنامه‌ها گزارش شد. در این گزارش، ادعاهای کشاورزان فلسطینی علیه شهرک‌نشینان اسرائیلی در کرانه باختری مبنی بر رهاسازی مقادیر زیادی آب فاضلاب به مزارع کشاورزی آنها به منظور تضعیف و تخلیه زمین‌هایشان مطرح شده بود. این کار در چرخه‌های مکرر و به منظور تخریب کیفیت زمین‌های آنها انجام می‌شد. این موضوع، یکی دیگر از موارد تکان‌دهنده تروریسم کشاورزی در جریان یک درگیری محلی بود.

 

مورد 4: تهدید دام‌های ایالات متحده و بریتانیا با شیوع ویروس تب برفکی در طول سال ۲۰۱۱

یکی دیگر از فعالیت‌های سال ۲۰۱۱ زمانی توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد که یک مرد اهل آفریقای جنوبی ادعا کرد ویروس بیماری تب برفکی را به دست آورده است. او دولت‌های ایالات متحده آمریکا و بریتانیا را تهدید کرد که مبلغ ۴ میلیون دلار آمریکا باج خواهند پرداخت. منابع خبری از یک رکود اقتصادی بزرگ برای تولید ناخالص داخلی به طور کلی و کشاورزی و اقتصاد وابسته به طور خاص، در صورت انتشار این عامل بیولوژیکی در فضای باز خبر دادند.

این امر چالشی را برای هر دو دولت ایجاد کرد تا از ملت خود در برابر از دست دادن اموال و اقتصاد محافظت کنند. او به دلیل ناامیدی شخصی از عدم اقدام هر دو دولت در قبال اخراج «کشاورزان سفیدپوست» از زمین‌هایشان در زیمبابوه، تهدید کرد.

 

مورد ۵: آلودگی مواد غذایی توسط حشره‌کش مالاتیون در ژاپن در طول سال ۲۰۱۴

برنامه سلاح‌های بیولوژیکی ژاپن که در همان دوران به‌خوبی مستند شده بود، شامل یک تیم اختصاصی ضدحیوانی و ضدگیاهی به نام واحد ۱۰۰ نیز می‌شد. در بیشتر موارد، تمایز کمی بین ابزارهای ضدانسانی و ضدحیوانی وجود داشت. ژاپنی‌ها بیماری‌های مشترک انسان و دام متعددی را مورد مطالعه قرار دادند. ژاپنی‌ها انواع دستگاه‌های پراکندگی از جمله نارنجک‌های دستی و بمب‌های بادکنکی را توسعه دادند. فعالیت‌های تهاجمی سلاح‌های بیولوژیکی کنار گذاشته شد و این برنامه پیش از پیشروی نیروهای متفقین برچیده شد. توشیکی آبه، کارگر کارخانه ژاپنی، به دلیل مشارکت عمدی در فعالیت‌های تروریستی کشاورزی با آلوده کردن محصولات غذایی منجمد با حشره‌کشی به نام مالاتیون، مجرم شناخته شد.

این حشره‌کش به‌طور گسترده علیه آفات کشاورزی در مزارع باز، به‌ویژه علیه مگس‌های میوه و پشه‌ها استفاده می‌شود. از آنجا که این ماده شیمیایی اغلب توسط صنایع استفاده نمی‌شود، تشخیص دوزهای بالاتر، ماهیت ماده شیمیایی و عمدی بودن آن آسان‌تر بود. گزارش‌ها حاکی از آن است که دوز، ۲.۶ میلیون برابر بیشتر از مقدار توصیه‌شده توسط قانون بوده است. حدود ۲۵۰۰ نفر در سراسر ژاپن بر اثر این عمل بیمار شدند و این اقدام به عنوان یکی از نگران‌کننده‌ترین اقدامات تاریخ ژاپن شناخته شد. هتل‌ها ادعا کردند محصولاتی مانند پیتزا، پنکیک، کروکت و سایر اقلام از این قبیل در مقیاس وسیع آلوده شده‌اند و بیش از ۶ میلیون محصول بسته‌بندی‌شده معدوم شده‌اند. فردی که در این عمل دستگیر شد، مجرم شناخته شد و به حدود ۳.۵ سال زندان محکوم شد. فرقه ژاپنی آئوم شینریکیو در سال ۱۹۹۵ پس از ناکامی در تهیه ویروس ابولا برای استفاده در سلاح در سال ۱۹۹۲ از زئیر (آن زمان) و ناتوانی پس از آن در آزادسازی هاگ‌های سیاه‌زخم از یک ساختمان و سم بوتولینوم از یک وسیله نقلیه، عامل اعصاب سارین را در متروی توکیو منتشر کرد.

 

نتیجه‌گیری

اخیراً نگرانی‌هایی در مورد شیوع احتمالی سیاه‌زخم گوارشی در بدخشان افغانستان و در مناطق مرزی همسایه تاجیکستان، پس از اولین گزارش‌ها از علائمی که با وبا، سیاه‌زخم گوارشی، طاعون، تولارمی و لیستروزیس نیز مشترک هستند، ابراز شده است. لذا اگرچه توسعه و استفاده از سلاح‌های بیولوژیکی—به‌ویژه عواملی که برای تروریسم کشاورزی استفاده می‌شوند—در اکثر کشورها ممنوع است و قوانین سخت‌گیرانه‌ای توسط دولت‌ها برای به دست گرفتن کنترل صلح در سرزمین‌هایشان وضع شده است، اما دخالت داوطلبانه برای برهم زدن صلح و حمله به غیرنظامیان هرگز قابل چشم‌پوشی نیست.

کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیکی و سمی سال ۱۹۷۲ توسط بیش از ۱۶۵ کشور برای بازگرداندن صلح و تثبیت هماهنگی جهانی امضا و تصویب شده است. اما تنش‌ها همچنان پابرجاست، زیرا برخی کشورها با برخی یا همه نکات این توافق‌نامه موافقت نکرده‌اند و هنوز درگیر تحقیق درباره سلاح‌های بیولوژیکی هستند.

اگر این کشورها مظنون به ایجاد هرج‌ومرج در سطح بین‌المللی نباشند، ممکن است طعمه سازمان‌های تروریستی جهانی و منطقه‌ای مانند بوکوحرام، داعش، جیش‌العدل و… شوند که ممکن است در ربودن سیستم‌های آنها و ایجاد مزاحمت در جامعه موفق باشند. در واقع، سیاستمداران جاه‌طلب نیز می‌توانند از این منابع به نفع خود استفاده کنند که می‌تواند منجر به نزدیک شدن به جنگ شود.

با این حال، فهرست رسمی کشورها هنوز اعلام نشده است و اطلاعات منبع‌باز کمی درباره آنها یا دستاوردهای به‌روز آنها در وضعیت تحقیق و توسعه سلاح‌های بیولوژیکی و پتانسیل جنگیِ کنونی‌شان وجود دارد. منابع موثق و مخفی فاش می‌کنند که برخی کشورها مخفیانه در ساخت سلاح‌های بیولوژیکی برای استفاده تهاجمی علیه سایر کشورها مشارکت دارند. با گذشت زمان و مکان، اوضاع تغییر کرده است. توسعه در سراسر جهان، دستورکار، ابزارها و شیوه‌های تروریسم را نیز توسعه داده است.

تأثیرات مستقیم اقتصادی و غیرمستقیم اجتماعی مانند وحشت و ترس در میان غیرنظامیان، روابط تجاریِ چالش‌برانگیز، بی‌ثباتی سیاسی و ویرانی در داخل سرزمین‌ها می‌تواند به‌راحتی توده‌ها را تحریک کند و سیستم‌ها را اصلاح کند. عوامل کم‌هزینه و کارآمد تروریسم کشاورزی نیازی به دانش علمی ندارند و بنابراین می‌توانند به‌راحتی در تمام سطوح و بدون ترس از مجازات مورد استفاده قرار گیرند. انگیزه‌هایی مانند انتقام می‌تواند به‌راحتی مردم را قادر سازد تا علیه دولت‌ها مبارزه کنند و خسارات بیشتری به بار آورند. جهانی شدن با افزایش تجارت مواد غذایی، ما را در معرض تروریسم کشاورزی و حملات آسیب‌پذیرتر قرار داده است.

از یاد نبریم تا کنون ایران فاقد یک مدل جامع مدیریت ریسک در سیاست امنیت غذایی خود برای جلوگیری یا کاهش بیوتروریسم کشاورزی و ارائه پاسخ‌های اضطراریِ به‌موقع است. در مقابل، کشورهایی مانند ایالات متحده، انگلستان و استرالیا سال‌هاست که اهمیت این تهدید را تشخیص داده‌اند و آن را در چارچوب‌های امنیت ملی خود گنجانده‌اند.

لذا این مهم باید در رأس برنامه‌های ملی امنیت غذایی ایران قرار گیرد. عواقب یک حمله موفقیت‌آمیز می‌تواند فراتر از آسیب فیزیکی فوری باشد؛ بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر بگذارد و موجب خسارت اقتصادی در سراسر صنعت شود.

استراتژی‌های پیشگیری شامل افزایش مقاومت در برابر بیماری در دام‌ها و گیاهان، نظارت بر محیط‌های کشاورزی و اجرای سیستم‌هایی برای واکنش سریع به شیوع بیماری‌ها است.

با وجود اینکه اجرای آن بدون تشخیص نسبتاً آسان است، تروریسم کشاورزی به دلیل تأثیر بالقوه آن بر ایمنی مواد غذایی و امنیت ملی، چالشی پیچیده ایجاد می‌کند؛ لذا در ایران باید به‌طور جدی‌تر با پیامدهای آن برخورد کرد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای