بهرهکشی از هیرکانی را عادیسازی نکنید؛ جدال بر سر جنگلهای شمال
در نشست جنگلداری هیرکانی، موافقان و مخالفان برداشت درختان شکسته و افتاده درباره آینده جنگلهای شمال، تنوع زیستی و قانون بحث کردند.
درحالیکه سرنوشت جنگلهای هیرکانی بار دیگر به یکی از بحثهای داغ محیطزیستی کشور تبدیل شده، نشست «جنگلداری بهرهکشانه یا جنگلبانی امنیتساز» صحنه رویارویی صریح موافقان و مخالفان برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگلهای شمال بود. این نشست نشان داد اختلافنظر بر سر آینده هیرکانی فقط فنی نیست؛ بلکه به نوع نگاه به جنگل، توسعه و حتی جایگاه جامعه مدنی برمیگردد.
جدال بر سر آینده هیرکانی
ماجرای برداشت درختان شکسته و افتاده بر اساس تبصرههای ماده ۳۶ برنامه هفتم توسعه، این روزها با موجی از مخالفت در میان کنشگران محیطزیست و استادان دانشگاه روبهرو شده است. منتقدان میگویند این تصمیم میتواند به عادیسازی بهرهکشی از جنگلهای هیرکانی منجر شود؛ جنگلهایی که بهگفته بسیاری از کارشناسان، خودشان با بحرانهای انباشته دستوپنجه نرم میکنند.
کانون آسیبهای اجتماعی دانشگاه تهران با برگزاری این نشست در باغموزه نگارستان، تلاش کرد صدای هر دو طرف را کنار هم قرار دهد؛ از مدیران سازمان منابع طبیعی گرفته تا منتقدانی که اجرای این طرح را تهدیدی برای تنوع زیستی و پایداری جنگل میدانند.
مشارکت مردم از لحظه تصمیمگیری
محمد الموتی، دبیر شبکه تشکلهای محیطزیست و منابع طبیعی، در این نشست تأکید کرد که یکی از اصلیترین ایرادها، نبود مشارکت واقعی جامعه مدنی از همان ابتدای طراحی طرح است. او گفت انتظار از نهادهای دولتی این است که مردم از لحظه خلق ایده و تصمیمگیری در سرنوشت اقتصادی و اجتماعی خود سهیم باشند، نه اینکه بعد از نهایی شدن تصمیمها فقط در جریان آن قرار بگیرند.
بهگفته او، برداشت درختان شکسته و افتاده در قالب طرح جنگلداری نوین مطرح شده، اما این موضوع بدون گفتوگوی کافی با جامعه مدنی پیش رفته است. الموتی همچنین ریشه بخشی از بحرانهای محیطزیستی را در الگوی مصرفی و اقتصاد دولتی دانست و تاکید کرد تا زمانی که این الگو اصلاح نشود، نمیتوان از مردم انتظار تغییر داشت.
نگاه سازمان منابع طبیعی چیست؟
کامران پورمقدم، معاون جنگل سازمان منابع طبیعی کشور، در دفاع از این طرح گفت برداشت مطرحشده، فقط بخشی از یک برنامه گستردهتر با عنوان «جنگلداری نوین» است؛ برنامهای که بهگفته او، بر حفاظت، احیا و توسعه جنگل متمرکز است، نه صرفاً تولید چوب.
او توضیح داد که در فاز نخست، ۲۸ حوضه آبخیز از مجموع ۱۰۴ حوضه شمال کشور در دستور کار قرار گرفتهاند و در برخی از این حوضهها اصلاً موضوع برداشت درختان شکسته و افتاده مطرح نیست. پورمقدم همچنین گفت حجم شناساییشده در قطعات مورد بررسی حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار مترمکعب بوده، اما این رقم بهمعنای برداشت کامل نیست؛ چون بخشی از این درختان باید برای کارکردهای اکولوژیک، حفظ تنوع زیستی و پایداری چرخه طبیعی جنگل باقی بمانند.
منتقدان چه میگویند؟
در سوی دیگر نشست، منتقدان با صراحت از ابهام، شتابزدگی و نبود دادههای دقیق سخن گفتند. باریس مجنونیان، عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران، پرسید وقتی جنگلهای کشور با مسائل حلنشده زیادی روبهرو هستند، چرا باید بهجای تمرکز بر احیا و حفاظت، سراغ برداشت درختان شکسته و افتاده رفت؟
او تاکید کرد که پس از یک قرن جنگلبانی هنوز آمارهای دقیق و قابل اتکایی در دست نیست و بدون داشتن تصویر روشن از وضعیت جنگل، تصمیمگیری درباره برداشت میتواند پرخطر باشد.
تنوع زیستی خط قرمز است
هادی کیادلیری، معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیطزیست، نیز در این نشست هشدار داد که تنوع زیستی مانع توسعه نیست، بلکه خط قرمز آن است. او گفت تا زمانی که قطعیت علمی درباره پیامدهای طرح بهدست نیامده، نباید مجوز برداشت صادر شود.
کیادلیری با طرح پرسشهایی درباره مفهوم «جنگلداری نوین»، شاخصهای ارزیابی، تعریف درختان تجمعی و امکان سوءاستفادههای بعدی، تاکید کرد که اجرای چنین طرحی بدون شفافیت کافی، میتواند در عمل راه را برای تخریبهای تازه باز کند.
قانون هست، اما اجرا مسئله اصلی است
بیژن عباسی، معاون حقوقی رئیسجمهور و عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران، در بخش حقوقی نشست یادآور شد که کشور از نظر قانونی درباره منابع طبیعی کمبود جدی ندارد و چالش اصلی، اجرای درست قوانین است. او با اشاره به اصول ۴۵، ۴۸ و ۵۰ قانون اساسی گفت جنگلها و منابع طبیعی در اختیار حکومت برای اداره بر اساس مصالح عمومی هستند و حفاظت از محیطزیست وظیفهای همگانی است.
عباسی همچنین یادآور شد که سیاستهای کلی منابع طبیعی و محیطزیست نیز بر حفاظت، احیا، بهرهبرداری پایدار و مشارکت مردم تأکید دارند. بهگفته او، پیش از هر قانونگذاری تازه باید قوانین موجود درست اجرا شوند، نه اینکه با عنوانهای جدید از کنار نارساییهای قبلی عبور کنیم.
چرا فقط هیرکانی؟
حامد یوسفزاده، عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس نور، از زاویه دیگری به موضوع نگاه کرد و گفت اجرای هر طرح تازه نیازمند پیشنیازهای نهادی و اجتماعی است. بهاعتقاد او، تغییر مداوم مدیران، ضعف مشارکت عمومی و نبود اجماع میان ذینفعان از موانع جدی اجرای سیاستهای جدید در جنگلداری است.
او با انتقاد از تمرکز بیش از حد بر هیرکانی پرسید چرا برای جنگلهای زاگرس و ارسباران برنامهای مشابه تدوین نشده و چرا نگاهها همچنان بر یک پهنه حساس متمرکز مانده است.
جنگلداری نوین یا واژهای مندرآوردی؟
کیومرث سفیدی، استاد تمام دانشگاه محقق اردبیلی، صریحترین نقد را به ادبیات رسمی طرح وارد کرد و «جنگلداری نوین» را واژهای مندرآوردی دانست. او گفت در دنیا، مدیریت اکوسیستمهای جنگلی مطرح است؛ مدیریتی که همزمان به کارکردهای اکولوژیک، اجتماعی و اقتصادی جنگل توجه دارد، نه فقط تولید چوب.
بهگفته او، برداشت درختان شکسته و افتاده میتواند زیستگاههای مهم جنگل را از بین ببرد، چون این درختان بخشی از چرخه طبیعی تنوع زیستی هستند. سفیدی تاکید کرد که هیرکانی توان برداشت حتی یک درخت را هم ندارد و تجربه اروپا در این زمینه نیز نشان داده که برداشت درختان افتاده و آفتزده، تصمیمی پرهزینه بوده است.
پرسشهای بیپاسخ درباره شفافیت و نظارت
رضا اخوان، عضو هیئتعلمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، نیز از ابهام در تعریفها و شاخصها انتقاد کرد. او پرسید «درختان تجمعی» دقیقاً بر چه مبنایی تعریف میشوند و آیا این برداشتها در نهایت برای تأمین مالی طرح انجام میشود یا نه.
ماهروزه محمدی سنگدهی، استاد دانشگاه فرهنگیان، هم گفت نمیتوان امر زیستی را به امر صرفاً اقتصادی تقلیل داد. او با اشاره به وعدههای چند دهه گذشته مسئولان، پرسید این برنامهها دقیقاً چه زمانی قرار است اجرا شوند و چرا هنوز شفافیت و پاسخگویی لازم در این حوزه دیده نمیشود.
هیرکانی در مرز حساس
جمعبندی نشست یک پیام روشن داشت: برداشت درختان شکسته و افتاده در جنگلهای هیرکانی، فقط یک تصمیم فنی نیست؛ مسئلهای است که به آینده یک اکوسیستم کمنظیر، اعتماد عمومی، و نسبت ما با توسعه گره خورده است. موافقان، آن را بخشی از جنگلداری نوین میدانند و مخالفان، هشدار میدهند که این مسیر میتواند بهرهکشی از هیرکانی را به امری عادی تبدیل کند.
در شرایطی که جنگلهای شمال با فشارهای متعدد روبهرو هستند، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا راه نجات هیرکانی از دل برداشت بیشتر میگذرد یا از مسیر حفاظت سختگیرانهتر، مشارکت عمومی و احیای واقعی؟/ پیام ما