خبر فوری
شناسه خبر: 55608

جنگ تمام می‌شود؛ اما زخم محیط‌زیست می‌ماند

جنگ پایان می‌یابد، اما خسارت محیط‌زیست می‌ماند؛ از مستندسازی فوری تا بازتوانی طبیعت و مطالبه سهم محیط‌زیست از غرامت جنگی.

جنگ تمام می‌شود؛ اما زخم محیط‌زیست می‌ماند

وقتی صدای آخرین انفجار خاموش می‌شود، بخش بزرگی از خسارت‌ها تازه خود را نشان می‌دهد؛ آلودگی خاک و آب، تخریب زیستگاه‌ها، آسیب به حیات‌وحش و زخم‌هایی که اگر به‌موقع مستند نشوند، نه ترمیم می‌شوند و نه سهمی از غرامت‌های جنگی خواهند داشت.

جنگ فقط جان انسان‌ها و زیرساخت‌های شهری را نشانه نمی‌گیرد. محیط‌زیست نیز در سکوت، یکی از قربانیان اصلی جنگ است؛ قربانی‌ای که خسارت‌هایش گاه سال‌ها بعد آشکار می‌شود و اگر برای آن برنامه‌ای از پیش طراحی نشده باشد، امکان جبران یا حتی اثبات آن از بین می‌رود. از همین رو، موضوع حکمرانی محیط‌زیست پس از جنگ و حتی پیش از وقوع بحران، به یکی از ضرورت‌های مهم مدیریت سرزمین تبدیل شده است.

دکتر عبدالرسول سلمان ماهینی، استاد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، در گفت‌وگو با «پیام ما» تأکید می‌کند که حفاظت از محیط‌زیست در شرایط جنگی، تنها به اعلام خسارت محدود نمی‌شود؛ بلکه نیازمند شناسایی مناطق پرخطر، مستندسازی دقیق آسیب‌ها، تدوین پروتکل‌های بحران و برنامه‌ریزی برای بازتوانی اکوسیستم‌هاست. به گفته او، اگر این فرآیندها جدی گرفته نشوند، محیط‌زیست در دوران پساجنگ هم قربانی خاموش می‌ماند و هم از دریافت سهم خود در غرامت‌های جنگی محروم می‌شود.

 

رشد جنگ‌افزارها؛ تهدیدی چندبرابر برای طبیعت

ماهینی با اشاره به افزایش چشمگیر دانش و فناوری‌های مرتبط با جنگ، می‌گوید دامنه آثار جنگ بر بخش‌های زنده و غیرزنده طبیعت، از جنگ جهانی اول تاکنون به‌شدت گسترده‌تر شده است. به باور او، اگر دانش سلامت و بهداشت با سرعتی مشخص رشد کرده، دانش مرتبط با کشتار، جنگ‌افزار و تخریب با سرعتی چند برابر افزایش یافته است.

او توضیح می‌دهد: «اگر نرخ رشد دانش مرتبط با سلامت و بهداشت ضریب دو داشته باشد، نرخ رشد دانش مرتبط با جنگ، کشتار و مرگ‌آفرینی ضریب دوازده دارد. همین رشد شدید باعث شده در هر منطقه‌ای که جنگ رخ می‌دهد، به‌ویژه در سال‌های اخیر، محیط‌زیست به شکل گسترده و نگران‌کننده‌ای تحت تأثیر قرار گیرد.»

این استاد دانشگاه معتقد است که در چنین شرایطی، حکمرانی محیط‌زیست پس از جنگ دیگر یک موضوع فرعی یا تشریفاتی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت ملی، سلامت عمومی و آینده زیستی کشورها محسوب می‌شود.

 

حکمرانی محیط‌زیست یعنی مدیریت پیش از بحران

به گفته ماهینی، حکمرانی محیط‌زیست مجموعه‌ای از سیاست‌ها، نهادها، قوانین و فرآیندهاست که با هدف حفاظت و استفاده پایدار از منابع طبیعی طراحی می‌شود. او تأکید می‌کند که در این تعریف، انسان از محیط‌زیست جدا نیست؛ بلکه بخشی از آن است و پایداری زندگی انسان، به پایداری آب، خاک، هوا، گیاهان و جانوران وابسته است.

او می‌گوید: «پایداری انسان روی کره زمین در گرو پایداری محیط‌زیست است. بنابراین، وقتی درباره جنگ صحبت می‌کنیم، باید بدانیم که تخریب محیط‌زیست در نهایت به تهدید مستقیم حیات انسان تبدیل می‌شود.»

از نگاه این استاد دانشگاه، حکمرانی محیط‌زیست باید در سه مرحله تعریف شود: پیش از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ. هر یک از این مراحل نیازمند ابزارها، دستورالعمل‌ها و نهادهای مشخص است و غفلت از هر مرحله، هزینه‌های مرحله بعد را چند برابر می‌کند.

 

شناسایی مناطق پرخطر؛ نخستین گام پیشگیری

یکی از مهم‌ترین پایه‌های حکمرانی محیط‌زیست پیش از جنگ، شناسایی و نقشه‌برداری از مناطق پرریسک و حساس است. این مناطق می‌تواند شامل پتروشیمی‌ها، نیروگاه‌ها، سدها، جاده‌ها، مراکز صنعتی، تأسیسات شهری و حتی بیمارستان‌ها باشد؛ نقاطی که در صورت آسیب، فقط دچار خسارت موضعی نمی‌شوند، بلکه پیامدهای ثانویه و گسترده‌تری برای محیط اطراف ایجاد می‌کنند.

ماهینی در این‌باره توضیح می‌دهد: «اگر این مناطق دچار خطر شوند، می‌توانند صدمات اولیه، ثانویه و حتی سطوح بالاتر خسارت را برای خود و محیط اطراف به‌جا بگذارند. بنابراین باید پیش از بحران، این نقاط شناسایی و اولویت‌بندی شوند تا بدانیم کدام مناطق نیازمند پشتیبانی و مدیریت جدی‌تری هستند.»

به گفته او، چنین شناسایی‌ای به مدیران کمک می‌کند پیش از وقوع جنگ یا بحران، از گسترش آسیب‌ها جلوگیری کنند و در زمان وقوع حادثه نیز تصمیم‌های سریع‌تر و دقیق‌تری بگیرند.

 

چرا مستندسازی خسارت‌های محیط‌زیستی حیاتی است؟

یکی از محورهای اصلی سخنان ماهینی، ضرورت مستندسازی سریع خسارت‌های محیط‌زیستی در جنگ است. او معتقد است بسیاری از آثار جنگ فقط در لحظات و روزهای نخست قابل ثبت دقیق هستند و اگر این زمان از دست برود، امکان اثبات یا ارزیابی درست خسارت کاهش می‌یابد.

او می‌گوید: «وقتی جنگ رخ می‌دهد، برخی آسیب‌ها در همان ساعات و روزهای اولیه قابل ثبت و ضبط هستند. اما با گذشت زمان، ممکن است آثار آلودگی پخش شود، رقیق شود یا به شکلی دربیاید که دیگر با تصاویر ماهواره‌ای و ابزارهای پایش به‌خوبی قابل تشخیص نباشد.»

برای نمونه، اگر یک منبع آلاینده وارد خاک یا آب شود، در روزهای نخست می‌توان محدوده و شدت آلودگی را با دقت بیشتری مشخص کرد. اما پس از گذشت زمان، آلودگی در محیط پراکنده می‌شود و هم مهار آن دشوارتر خواهد شد و هم اثبات منشأ و میزان خسارت با پیچیدگی‌های بیشتری روبه‌رو می‌شود.

 

پایش هوشمند؛ ابزار ضروری در زمان جنگ

ماهینی تأکید می‌کند که در شرایط جنگی، حضور فیزیکی کارشناسان در بسیاری از مناطق ممکن نیست. بنابراین باید از ابزارهای نوین مانند تصاویر ماهواره‌ای، تصویربرداری هوایی و پهپادها برای پایش و ثبت خسارت‌ها استفاده شود.

او البته یادآور می‌شود که استفاده از این اطلاعات باید با هماهنگی نهادهای امنیتی و نظامی انجام گیرد تا داده‌های زیست‌محیطی، به خوراک تبلیغاتی یا اطلاعاتی برای طرف مقابل تبدیل نشود.

این استاد دانشگاه می‌گوید: «سازمان‌هایی که دارای مجوز هستند، باید بتوانند با همکاری نهادهای نظامی و امنیتی از تصاویر ماهواره‌ای، هوایی و پهپادها استفاده کنند. این اطلاعات باید برای پایش و مستندسازی آسیب‌ها به کار گرفته شود، نه اینکه زمینه سوءاستفاده تبلیغاتی ایجاد کند.»

در واقع، بخش مهمی از حکمرانی محیط‌زیست پس از جنگ به داده‌هایی وابسته است که در زمان جنگ جمع‌آوری شده‌اند. اگر مستندات کافی وجود نداشته باشد، امکان بازسازی، مطالبه خسارت و پیگیری حقوقی نیز محدود خواهد شد.

 

بازتوانی اکوسیستم‌ها؛ مأموریت اصلی پس از جنگ

با پایان جنگ، مأموریت محیط‌زیستی کشور تمام نمی‌شود؛ بلکه مرحله‌ای دشوارتر آغاز می‌شود: بازتوانی. ماهینی بازتوانی محیط‌زیست را مجموعه‌ای از اقدامات علمی و اجرایی برای بازگرداندن عملکرد اکوسیستم‌ها به وضعیت پیشین یا نزدیک به آن می‌داند.

او توضیح می‌دهد: «اگر خاک کشاورزی یک منطقه بر اثر جنگ آلوده شده باشد و استفاده از آن خطرناک یا مشکل‌ساز شود، باید اقداماتی انجام داد تا خاک تا حد امکان به وضعیت قبل از جنگ نزدیک شود.»

این اقدامات می‌تواند شامل پاکسازی خاک، کنترل آلودگی آب، احیای پوشش گیاهی، بازسازی زیستگاه‌های جانوری، ارزیابی سلامت انسان‌ها در مناطق آسیب‌دیده و برنامه‌ریزی برای کاهش پیامدهای بلندمدت باشد.

 

دستورالعمل‌های زمان‌مند برای آب، خاک، گیاه و حیات‌وحش

به گفته ماهینی، بازتوانی محیط‌زیست باید بر اساس دستورالعمل‌های روشن، زمان‌مند و قابل اجرا انجام شود. او تأکید می‌کند که کشور از نظر علمی و تخصصی ظرفیت قابل‌توجهی در حوزه محیط‌زیست دارد، اما این دانش باید به راهنماهای عملیاتی تبدیل شود.

او می‌گوید: «باید مشخص شود در بخش‌های مختلف محیط آبی و خاکی، گیاهان، جانوران و انسان‌ها، به‌ویژه در محیط‌های شهری و روستایی، چه مشکلاتی ممکن است ایجاد شود و برای هرکدام چه راهکارهایی وجود دارد.»

به باور او، این دستورالعمل‌ها باید در قالب کتابچه‌ها و پروتکل‌های اجرایی در اختیار سازمان‌های متولی قرار بگیرد تا پس از پایان جنگ، هر دستگاه بداند چه اقدامی را با چه روش کارشناسی، در چه بازه زمانی و با چه هزینه‌ای باید انجام دهد.

 

تأخیر در بازتوانی؛ هزینه‌ای چند ده برابر

یکی از هشدارهای مهم ماهینی، هزینه سنگین تأخیر در بازتوانی محیط‌زیست است. او معتقد است اگر اقدامات اصلاحی بلافاصله پس از جنگ آغاز نشود، ممکن است در آینده ده‌ها یا حتی صدها برابر هزینه لازم باشد و باز هم نتیجه مطلوب حاصل نشود.

او می‌گوید: «اقدام سریع پس از جنگ برای بازتوانی محیط‌زیست بسیار مهم است. اگر زمان بگذرد و اقدامی انجام نشود، ممکن است برای جبران همان آسیب، ده‌ها یا صدها برابر امکانات و هزینه نیاز باشد و شاید باز هم به سطح مطلوب نرسیم.»

این موضوع به‌ویژه درباره آلودگی خاک و منابع آب اهمیت دارد؛ زیرا آلودگی‌های شیمیایی و نفتی می‌توانند به لایه‌های عمیق‌تر خاک یا آب‌های زیرزمینی نفوذ کنند و پاکسازی آن‌ها را بسیار دشوارتر سازند.

 

نقش سازمان حفاظت محیط‌زیست نباید محدود شود

ماهینی تأکید می‌کند که نقش سازمان حفاظت محیط‌زیست نباید فقط به اعلام آسیب در مناطق حفاظت‌شده محدود شود. به گفته او، این سازمان دارای حوزه‌های مختلفی از جمله محیط‌زیست انسانی، محیط‌زیست طبیعی و محیط‌زیست دریایی است و باید برای هر یک از این بخش‌ها آمادگی عملیاتی داشته باشد.

او می‌گوید: «سازمان حفاظت محیط‌زیست باید به شکل منسجم، امکانات و آمادگی‌های لازم را فراهم کند تا در زمان جنگ و پس از آن، هر جا که لازم است، اقدامات بازتوانی محیط‌زیست انجام شود.»

به باور این استاد دانشگاه، این سازمان باید علاوه بر ثبت و اعلام خسارت، ارزیابی مالی دقیق نیز انجام دهد؛ زیرا بدون برآورد مالی، محیط‌زیست در فرآیند دریافت غرامت‌های جنگی نادیده گرفته می‌شود.

 

محیط‌زیست هم باید سهمی از غرامت جنگی داشته باشد

یکی از نکات کلیدی در سخنان ماهینی، ضرورت برآورد مالی خسارت‌های محیط‌زیستی است. او معتقد است زمانی که درباره غرامت‌های جنگی صحبت می‌شود، نباید فقط به ساختمان‌ها، تأسیسات و زیرساخت‌های انسانی توجه کرد؛ بلکه تخریب گیاهان، جانوران، خاک، آب و زیستگاه‌ها نیز باید ارزش‌گذاری و مطالبه شود.

او تأکید می‌کند: «سازمان حفاظت محیط‌زیست باید خسارت در بخش‌های مختلف، از جمله گیاهان و جانوران را برآورد و هزینه آن را اعلام کند تا زمانی که صحبت از پرداخت غرامت جنگی شد، بخشی از آن به محیط‌زیست اختصاص یابد.»

این نگاه، جایگاه حکمرانی محیط‌زیست پس از جنگ را از یک دغدغه صرفاً علمی به یک مطالبه حقوقی و اقتصادی ارتقا می‌دهد؛ مطالبه‌ای که بدون مستندسازی دقیق و ارزیابی کارشناسی، امکان تحقق نخواهد داشت.

 

جنگ تمام می‌شود، اما طبیعت به مراقبت طولانی نیاز دارد

جنگ ممکن است در یک تاریخ مشخص پایان یابد، اما پیامدهای آن برای طبیعت می‌تواند سال‌ها و حتی دهه‌ها ادامه پیدا کند. خاک آلوده، رودخانه آسیب‌دیده، زیستگاه تخریب‌شده و گونه‌های جانوری آواره، همگی یادگارهایی هستند که با سکوت خبری از بین نمی‌روند.

آنچه ماهینی بر آن تأکید دارد، ضرورت تغییر نگاه به محیط‌زیست در شرایط جنگی است. محیط‌زیست نباید قربانی خاموشی باشد که خسارت‌هایش نه دیده شود، نه ثبت شود و نه جبران. برای این کار، کشورها نیازمند حکمرانی محیط‌زیستی منسجم، پایش هوشمند، پروتکل‌های اجرایی، مستندسازی دقیق و برنامه بازتوانی هستند.

در نهایت، اگر طبیعت بخشی از سرمایه ملی است، دفاع از آن نیز باید بخشی از برنامه مدیریت بحران، بازسازی پس از جنگ و مطالبه غرامت باشد. جنگ تمام می‌شود؛ اما اگر از امروز برای محیط‌زیست برنامه‌ریزی نشود، زخم طبیعت همچنان باز خواهد ماند./ پیام ما

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای