خبر فوری
شناسه خبر: 55678

خرس سیاه رودان قربانی تعارض؛ چرا زیستگاه‌ها در حال نابودی‌اند؟

تلف شدن خرس سیاه در رودان هرمزگان زنگ خطری برای این گونه در معرض انقراض است.گزارش اختصاصی از چالش‌های زیستگاه و تعارض انسان با دومین گونه در خطر ایران

خرس سیاه رودان قربانی تعارض؛ چرا زیستگاه‌ها در حال نابودی‌اند؟

کشف لاشه یک خرس سیاه در شهرستان رودان، دوباره زنگ خطر را برای دومین گونه در معرض انقراض ایران به صدا درآورد. در حالی که این حیوان باارزش در زیستگاه‌های خود با گرسنگی و تخریب دست‌وپنجه نرم می‌کند، تعارض با جوامع محلی، نفس‌های آخر این گونه کمیاب را به شماره انداخته است.

حادثه اخیر در رودان هرمزگان، یک اتفاق تلخ و تکراری است؛ مرگ یک خرس سیاه که بار دیگر نشان داد حفاظت از حیات وحش در اولویت‌های محیط زیستی کشور جایگاه امنی ندارد. وقتی خبر تلف شدن این گونه کمیاب منتشر می‌شود، پرسش اساسی این است: آیا می‌توانستیم مانع این اتفاق شویم؟ فعالان محیط زیست می‌گویند پاسخ مثبت است، اما کمبود حمایت و بروکراسی اداری، خرس سیاه را به سمت انقراض سوق داده است.

 

چرا رودان برای خرس سیاه به منطقه بحرانی تبدیل شده است؟

مرتضی آریانژاد، مدیر مؤسسه حیات وحش «هرموز»، با مقایسه وضعیت دو شهرستان رودان و بشاگرد، ریشه این بحران را در تخریب زیستگاه جست‌وجو می‌کند. به گفته او، در بشاگرد به دلیل غنای منابع غذایی و فاصله زیاد زیستگاه‌ها با سکونتگاه‌های انسانی، تعارض میان خرس سیاه و مردم کمتر است.

اما در رودان، شرایط متفاوت است:

  • تخریب زیستگاه: فعالیت معادن با قدمت چند دهه‌ای، بخش بزرگی از زیستگاه خرس سیاه را از بین برده است.
  • کمبود منابع غذایی: به دلیل پوشش گیاهی اندک و تخریب نخلستان‌ها (به‌ویژه در منطقه میناب)، خرس‌ها برای یافتن غذا ناچارند به روستاها نزدیک شوند.
  • کاهش فاصله: وقتی زیستگاه کوچک می‌شود و غذا کمیاب، خرس‌ها برای بقا به آغل‌های دامداران حمله می‌کنند؛ این یعنی آغاز یک تعارض مرگبار.

 

تعارض انسان و حیات وحش؛ آیا راهکاری وجود دارد؟

خرس سیاه به‌طور ذاتی حیوانی گیاهخوار است و بیش از ۹۰ درصد رژیم غذایی‌اش را گیاهان تشکیل می‌دهند؛ اما گرسنگی مفرط، برخی از آن‌ها را به سمت گوشتخواری و حمله به دام‌ها سوق می‌دهد. مؤسسه «هرموز» در سال‌های اخیر تلاش کرده با اجرای طرح‌های مشارکتی، این تعارض را کاهش دهد.

مستحکم‌سازی آغل‌های دامداران و طراحی سکوهای تغذیه در زیستگاه‌ها، اقداماتی بود که نشان داد اگر اراده‌ای وجود داشته باشد، می‌توان تلفات خرس سیاه را به حداقل رساند. به گفته آریانژاد، در روستای فاریاب این اقدامات نتیجه‌بخش بود و حضور خرس در مناطق مسکونی کمرنگ شد.

 

نقش کلیدی مردم محلی در حفاظت از خرس سیاه

نکته امیدبخش در این گزارش تلخ، نقش مردم محلی است. آریانژاد تأکید می‌کند که اگر اعتماد جوامع بومی جلب نشده بود، لاشه خرس سیاه هرگز پیدا نمی‌شد و امکان پیگیری وجود نداشت.

او می‌گوید: «ما با ایجاد شغل و مشارکت دادن مردم محلی در ساخت دربندها و احیای نخلستان‌ها، آن‌ها را به حافظان حیات وحش تبدیل کردیم.» اما در مقابل، بروکراسی اداری و عدم همکاری مؤثر اداره کل محیط زیست هرمزگان، روند حفاظت را به بن‌بست کشانده است. درحالی‌که حفاظت از خرس سیاه پس از یوزپلنگ، دومین اولویت حفاظتی ایران است، اختصاص نیافتن بودجه مشخص برای کاهش تعارض، اصلی‌ترین مانع مسیر است.

 

آیا خرس سیاه در هرمزگان اولویت دارد؟

انتقاد فعالان محیط زیست به عملکرد اداره کل محیط زیست هرمزگان جدی است. آن‌ها می‌پرسند چرا در حالی که صنایع متعددی در استان حضور دارند، تأمین تجهیزات ساده‌ای مانند ۱۰ متر فنس یا کمک به جوشکاری آغل‌ها به چالش تبدیل می‌شود؟

میثم قاسمی، معاون محیط طبیعی استان هرمزگان، در واکنش به تلف شدن این خرس گفته است که وضعیت لاشه امکان تشخیص علت مرگ را نمی‌دهد. اما فعالان حوزه محیط زیست معتقدند صرف‌نظر از علت دقیق مرگ، تا زمانی که زیستگاه‌های خرس سیاه با معادن و ساخت‌وسازها تکه‌تکه شود و برای آموزش جوامع محلی هزینه‌ای نشود، این تراژدی‌ها ادامه خواهد داشت.

مرگ هر خرس سیاه، زخمی عمیق بر پیکره تنوع زیستی ایران است. اگر قرار است از تکرار این فجایع جلوگیری کنیم، باید نگاه سنتی به حفاظت تغییر کند و به‌جای برخوردهای انفعالی، به سراغ حمایت از جوامع محلی و احیای زیستگاه‌های ازدست‌رفته برویم./ پیام ما

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای