خبر فوری
شناسه خبر: 56042

مقاله هفته هجدهم

طراحی و استقرار نظام مدیریت تعارض و میانجی‌گری در منابع طبیعی در وزارت جهاد کشاورزی

چگونه تعارضات منابع طبیعی را به فرصت توسعه تبدیل کنیم؟ دکتر شاهرخ شجری در هجدهمین مقاله خود، الگوی نوین «نظام مدیریت تعارض و میانجی‌گری» (CCMS) را به‌عنوان جایگزین رویکردهای قضایی در وزارت جهاد کشاورزی تشریح می‌کند.

طراحی و استقرار نظام مدیریت تعارض و میانجی‌گری در منابع طبیعی در وزارت جهاد کشاورزی

هجدهمین مقاله از مجموعه تحول مدیریت در وزارت جهاد کشاورزی، به یکی از حساس‌‌ترین و چالش‌‌برانگیزترین عرصه‌های مدیریت منابع طبیعی یعنی مدیریت تعارض و میانجی‌گری می‌پردازد. منابع طبیعی مشترک، از آب و مراتع گرفته تا جنگل‌ها و اراضی ملی، همواره بستر بروز تعارض‌‌ها میان بهره‌برداران، جوامع محلی، دستگاه‌های اجرایی و نهادهای حاکمیتی بوده است.

این تعارض‌‌ها، در صورت مدیریت نادرست، نه تنها به تخریب منابع طبیعی و کاهش بهره‌وری منجر می‌شود، بلکه بستری برای نارضایتی‌های اجتماعی، کاهش سرمایه اجتماعی و حتی ناامنی پایدار فراهم می‌آورد. با این حال، تعارض ذاتاً منفی نیست؛ اگر به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند به افزایش کارایی، نوآوری و سازگاری بیانجامد.

این مقاله با بهره‌گیری از چارچوب نظری مدیریت تعارض و میانجی‌گری و با استناد به اصول مذاکره مبتنی بر منافع و نقش تسهیل‌گری عامل سوم، ابتدا به آسیب‌شناسی وضع موجود مدیریت تعارض در منابع طبیعی ایران می‌پردازد و سپس یک نظام مدیریت تعارض و میانجی‌گری (CCMS) را در چهار مرحله شناسایی، تحلیل، حل و پی‌‌گیری طراحی می‌کند. استقرار این نظام، وزارت جهاد کشاورزی را قادر می‌سازد تا با جایگزین‌سازی رویکرد «رقابتی و قضایی» با رویکرد «مشارکتی و تسهیل‌گرانه»، تعارض‌‌ها را به فرصتی برای تقویت همکاری، افزایش سرمایه اجتماعی و دست‌‌یابی به توسعه پایدار در مناطق روستایی تبدیل کند.

واژگان کلیدی: مدیریت تعارض، میانجی‌گری، منابع طبیعی، مذاکره مبتنی بر منافع، تسهیل‌گری، حل اختلاف، سرمایه اجتماعی، توسعه پایدار روستایی، وزارت جهاد کشاورزی، نظام مدیریت تعارض و میانجی‌گری (CCMS).

 

مقدمه

منابع طبیعی در ایران، اعم از آب، مراتع، جنگل‌ها و اراضی ملی نه تنها بستر تأمین معیشت میلیون‌ها کشاورز و روستایی هستند، بلکه همواره محل تلاقی منافع متعدد و گاه متضاد گروه‌های مختلف اجتماعی و نهادی بوده‌اند. اختلاف بر سر حقابه‌ها، تعارض‌‌های مرتعی میان دام‌‌داران و سازمان منابع طبیعی، تغییر کاربری اراضی کشاورزی به‌‌دلایل اقتصادی، و نزاع بر سر تصرف اراضی ملی، تنها نمونه‌هایی از تعارض‌‌های گسترده‌ای است که در سال‌های اخیر نه تنها شدت یافته، بلکه ابعاد اجتماعی و امنیتی نیز پیدا کرده است. تجربه نشان داده است که رویکردهای سنتی حل تعارض، که عمدتاً مبتنی بر تصمیم‌گیری قضایی، بخش‌‌نامه‌های دولتی و رویه‌های اداری است، نه تنها نتوانسته است این تعارض‌‌ها را حل کند، بلکه در بسیاری موارد به تشدید شکاف‌ها و کاهش اعتماد عمومی دامن زده است.

تعارض را نباید صرفاً به‌عنوان یک پدیده منفی و مخرب تلقی کرد. بررسی‌های علمی نشان می‌دهد تعارض، جدایی‌ناپذیر از زندگی اجتماعی است و اگر به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند به افزایش کارایی، عملکرد و سازندگی منجر شود و زمینه‌ساز تحول‌‌های مثبت در نظام‌های بهره‌برداری از منابع طبیعی باشد. در همین راستا، مدیریت مبتنی بر همکاری (Cooperative Management) به‌عنوان یک رویکرد نوین در مدیریت منابع طبیعی معرفی شده است که طی آن دولت، جوامع محلی، سازمان‌های مردم‌نهاد و بخش خصوصی در فرایند تصمیم‌گیری مشارکت مؤثر دارند و با تقسیم فعالیت‌ها، حقوق و مسئولیت‌ها، به توافقی برای استفاده پایدار از منابع دست می‌یابند.

پرسش اصلی مقاله این است: «وزارت جهاد کشاورزی چگونه می‌تواند با طراحی و استقرار یک نظام مدیریت تعارض و میانجی‌گری، از ظرفیت‌های مثبت تعارض برای ارتقای همکاری‌های میان‌بخشی، افزایش سرمایه اجتماعی و دست‌‌یابی به توسعه پایدار در مناطق روستایی بهره گیرد؟» پاسخ به این پرسش، نیازمند آسیب‌شناسی رویکردهای کنونی و ارائه یک چارچوب عملیاتی مبتنی بر اصول علمی مدیریت تعارض است.

 

مبانی نظری و تعاریف کلیدی

۱. تعریف تعارض

تعارض را می‌توان فرایند ادراک و احساس هرگونه ناسازگاری میان افراد، گروه‌ها و سازمان‌ها تعریف کرد که منتهی به رفتارهایی پنهان یا آشکار در افراد می‌شود. تعارض می‌تواند در سطوح مختلفی رخ دهد: تعارض درون‌فردی، تعارض میان‌فردی، تعارض گروهی، و تعارض سازمانی. در حوزه منابع طبیعی، تعارض‌‌ها عمدتاً در سطوح گروهی و سازمانی بروز می‌یابند و شامل اختلاف بر سر مالکیت، بهره‌برداری، حفاظت، و مدیریت منابع مشترک هستند.

نکته کلیدی موضوع این است که، هر نوع تفاوت دیدگاه یا اختلاف نظر، تعارض محسوب نمی‌شود. هرگاه اختلاف نظر منجر به چالشی جدی شود که تأثیر بیرونی داشته باشد، تعارض ایجاد می‌شود.

 

۲. رویکردهای مدیریت تعارض

مدیریت تعارض در منابع طبیعی را می‌توان در قالب پنج سبک اصلی دسته‌بندی کرد:

•        رقابت (Competition) تلاش برای تحقق منافع خود به بهای نادیده گرفتن منافع طرف مقابل، رویکرد غالب در نظام قضایی و اداری ایران.

•        همکاری (Collaboration) تلاش برای یافتن راه‌حلی که منافع هر دو طرف را تأمین کند، رویکرد مطلوب در مدیریت پایدار منابع.

•        سازش (Compromise) یافتن راه‌حل میانی که هر دو طرف بخشی از منافع خود را قربانی کنند، در شرایطی که طرفین قدرت برابر دارند.

•        اجتناب (Avoidance) کناره‌گیری از تعارض و نادیده گرفتن آن، نامناسب برای تعارض‌‌های ساختاری در منابع طبیعی.

•        انطباق (Accommodation) پذیرش خواسته‌های طرف مقابل به بهای نادیده گرفتن منافع خود، در شرایطی که یکی از طرفین قدرت بسیار بالایی دارد.

 

۳. مدیریت مبتنی بر همکاری (Cooperative Management)

مدیریت مبتنی بر همکاری به موقعیتی اطلاق می‌شود که در آن دو یا چند گروه درباره منطقه‌ای خاص یا درباره منابع طبیعی به‌طورکلی گفت‌وگو می‌کنند و فعالیت‌ها، مسئولیت‌ها و اعتبارات را تعیین و تقسیم و انجام آنها را تضمین می‌کنند. در این رویکرد، دولت نقش خود را از «تصمیم‌گیرنده یک‌جانبه» به «تسهیل‌گر و شریک» تغییر می‌دهد و جوامع محلی در فرایند تصمیم‌گیری مشارکت مؤثر پیدا می‌کنند.

 

۴. مذاکره و میانجی‌گری

مذاکره فرایندی است که طی آن، طرفین درگیر در یک تعارض، با گفت‌وگو و تبادل نظر، به‌‌دنبال یافتن راه‌حلی قابل قبول برای همه هستند. در شرایطی که اختلاف نظر طرفین منازعه قابل‌توجه باشد و نتوانند راه‌حلی بیابند، عامل سوم یا میانجی وارد فرایند می‌شود. میانجی به فرد یا گروهی اطلاق می‌شود که برای دست‌‌یابی به یک توافق موفقیت‌آمیز در مذاکره، به طرفین کمک می‌کند.

اصول شش‌گانه مذاکره بر اساس رویکرد هاروارد (که با نام مذاکره مبتنی بر منافع (Principled Negotiation) شناخته می‌شود) عبارتند از:

۱. بر سر مواضع چانه‌زنی نکنید، منافع را برجسته کنید به‌جای تمرکز بر مواضع اعلامی، بر منافع واقعی طرفین تمرکز کنید.

۲. افراد را از مسائل جدا کنید، مشکل را به‌عنوان یک مسئله عینی ببینید و آن را به شخصیت طرف مقابل گره نزنید.

۳. روی خواسته‌ها تمرکز کنید، نه روی مواضع به جای اصرار بر راه‌حل‌های خاص، به‌‌دنبال درک نیازهای واقعی باشید.

۴. انتخاب‌های جدید ایجاد و به منفعت مشترک بیاندیشید، گزینه‌های جدیدی که منافع هر دو طرف را تأمین کنند، طراحی کنید.

۵. گزینه‌های جایگزین عدم توافق خود را بشناسید، بهترین راه‌حل جایگزین خود را در صورت عدم دست‌‌یابی به توافق، شناسایی کنید.

۶. تحلیل قدرت در شرایط نابرابر، قدرت خود و طرف مقابل را تحلیل و از آن برای پیش‌‌برد مذاکره استفاده کنید.

 

در فرایند مذاکره، میانجی نیز نقش‌های زیر را ایفا می‌کند:

·         تسهیل ارتباط: یافتن راهی برای برقراری ارتباط مجدد (بین طرفینی که ارتباط خود را قطع کرده‌اند) و یا تقویت و بهبود ارتباط موجود.

.        شناسایی و رفع سوءتفاهم‌ها: کمک به شناسایی و رفع سوءتفاهم‌هایی که منجر به تشدید تعارض شده‌اند.

·         مشروعیت‌بخشی: کمک به طرفین برای پذیرش این‌‌که رعایت دیدگاه و باورهای طرف مقابل، بخشی از اصول مذاکره است.

.        تحلیل منطقی مشکلات و تعادل‌‌بخشی: کمک به طرفین برای تحلیل مشکل از جنبه‌های مختلف و جلوگیری از دوقطبی‌شدن.

 

آسیب‌شناسی وضع موجود مدیریت تعارض در منابع طبیعی ایران

بر اساس تحلیل تعارض‌‌های موجود در حوزه منابع طبیعی و تجارب اجرایی، مهم‌ترین آسیب‌های رویکرد کنونی عبارتند از:

۱. غلبه رویکرد قضایی-اداری بر رویکرد مشارکتی

ساختار موجود، تعارض‌‌های منابع طبیعی را عمدتاً از مسیر دادگستری، اداره و دستگاه‌‌های متولی و رویه‌های اداری پی‌‌گیری می‌کند. این رویکرد، به‌جای پرداختن به ریشه‌های تعارض و جست‌وجوی راه‌حل‌های پایدار، به تشخیص «حق با کیست» و صدور رأی اکتفا می‌کند. نتیجه آن‌‌که:

·         فرایند حل تعارض طولانی و پرهزینه می‌شود.

·         روابط اجتماعی و اعتماد بین طرفین تخریب می‌شود.

·         راه‌حل‌های قضایی عمدتاً قابلیت اجرای کامل ندارند و تعارض به‌صورت پنهان ادامه می‌یابد.

 

۲. نادیده گرفتن دانش و ظرفیت‌های جوامع محلی

در نظام کنونی، جوامع محلی (کشاورزان، دام‌‌داران، روستاییان) به‌عنوان موضوع تعارض، و نه فاعل حل آن در نظر گرفته می‌شوند. تصمیم‌گیری‌های یک‌جانبه و غیرمشارکتی از سوی دستگاه‌های دولتی، بدون در نظر گرفتن دانش بومی و نیازهای واقعی جوامع محلی، مقاومت‌های پنهان و آشکار را افزایش داده و تعارض‌‌ها را تشدید می‌کند.

 

۳. فقدان سازوکارهای نهادی برای میانجی‌گری و تسهیل‌گری

در ساختار کنونی وزارت جهاد کشاورزی، نهاد یا واحدی که به‌طور تخصصی به تسهیل‌گری، میانجی‌گری و حل اختلاف‌‌های مبتنی بر گفت‌وگو بپردازد، وجود ندارد. این خلأ نهادی باعث می‌شود که تعارض‌‌ها بدون وجود عامل سوم بی‌طرف و آموزش‌دیده، به مسیرهای قضایی یا تنش‌های اجتماعی سوق یابند.

 

۴. ضعف در آموزش مهارت‌های مدیریت تعارض به مدیران

مدیران وزارت جهاد کشاورزی در سطوح مختلف، آموزش‌های کافی در زمینه مذاکره، میانجی‌گری، حل اختلاف و مدیریت مشارکتی نمی‌بینند. در نتیجه، بسیاری از مدیران در مواجهه با تعارض‌‌ها، به‌جای ایفای نقش «تسهیل‌گر» و «میانجی»، هم-چنان بر رویکردهای «فرماندهی» و «تصمیم‌گیری یک‌جانبه» تکیه می‌کنند که خود تشدیدکننده تعارض است.

 

چارچوب پیشنهادی: نظام مدیریت تعارض و میانجی‌گری

(Conflict & Conciliation Management System - CCMS)

در این نظام پیشنهادی برای مدیریت تعارض و میانجی‌‌گری چهار مرحله اصلی طراحی شده است:

 

1.       مرحله شناسایی و پیش‌گیری  (Identification & Prevention)

هدف: شناسایی زودهنگام تعارض‌‌های بالقوه و جلوگیری از تشدید آن‌ها.

اقدام‌‌های عملی:

·         ایجاد سامانه پایش تعارض‌‌ها (Conflict Monitoring System): سامانه‌ای که در آن تعارض‌‌های شناسایی‌شده در سطح استان‌ها و شهرستان‌ها ثبت، طبقه‌بندی و تحلیل شوند.

·         شناسایی مناطق و حوزه‌های دارای پتانسیل تعارض بالا: با تحلیل داده‌های مربوط به منابع آب، مراتع، اراضی و سابقه اختلاف‌‌ها.

.     انجام ارزیابی آثار اجتماعی (Social Impact Assessment)  در کنار ارزیابی‌های فنی و اقتصادی پروژه‌ها.

.     برگزاری نشست‌های پیش‌گیرانه (Preventive Dialogue): گردهم‌آوردن ذی‌نفعان کلیدی قبل از اجرای پروژه‌های بزرگ یا تغییرهای سیاستی برای شناسایی نگرانی‌ها و ایجاد درک مشترک.

خروجی: «نقشه تعارض‌‌ها» و «برنامه پیش‌گیری از تعارض» در سطح ملی و استانی.

 

۲. مرحله تحلیل و تشخیص (Analysis & Diagnosis)

هدف: درک عمیق از ماهیت، ریشه‌ها و ابعاد تعارض.

اقدام‌‌های عملی:

·         تحلیل ذی‌نفعان(Stakeholder Analysis): شناسایی تمامی گروه‌های ذی‌نفع، منافع آن‌ها، روابط قدرت، و میزان تأثیرپذیری.

·         تحلیل ریشه‌های تعارض (Root Cause Analysis): تشخیص علل ساختاری، حقوقی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تعارض.

·         تشخیص نوع تعارض: تعیین این‌‌که آیا تعارض بر سر منابع مادی است یا ارزش‌ها، هویت‌ها یا منافع سیاسی.

·         تحلیل تاریخچه تعارض: بررسی سابقه اختلاف، تلاش‌های قبلی برای حل، و الگوهای رفتاری طرفین.

خروجی: «گزارش تشخیص تعارض» شامل نقشه ذی‌نفعان، تحلیل ریشه‌ها، و شناسایی زمینه‌های مشترک توافق.

 

۳. مرحله حل و میانجی‌گری  (Resolution & Conciliation)

هدف: تسهیل فرایند گفت‌وگو و دست‌‌یابی به توافق پایدار.

اقدام‌‌های عملی:

۱. انتخاب رویکرد مناسب:

·         در تعارض‌‌های ساده و دودویی: از مذاکره مستقیم با رعایت اصول شش‌گانه مذاکره مبتنی بر منافع استفاده شود.

·         در تعارض‌‌های پیچیده و چندجانبه: از میانجی‌گری با حضور عامل سوم بی‌طرف و آموزش‌دیده استفاده شود.

 

۲. تشکیل تیم میانجی‌گری:

·         ایجاد دفتر میانجی‌گری و حل اختلاف در دفتر حقوقی و واحدهای تسهیل‌گری در هر استان.

·         انتخاب میانجی‌گران از میان افراد دارای مهارت‌های ارتباطی، بی‌طرفی و شناخت کافی از مسائل منطقه.

 

۳. اجرای فرایند میانجی‌گری:

·         آماده‌سازی (Pre-mediation): جلب اعتماد طرفین، تعیین قواعد گفت‌وگو، و شناسایی خواسته‌های هر طرف.

·         مذاکره تسهیل‌شده (Facilitated Negotiation): برگزاری جلسه‌‌های گفت‌وگو با حضور میانجی‌گر و کمک به طرفین برای تبادل منافع، کشف گزینه‌های جدید، و رسیدن به توافق.

·         مشروعیت‌بخشی به حقوق طرفین: کمک به پذیرش این‌‌که رعایت دیدگاه‌های طرف مقابل، بخشی از فرایند حل تعارض است.

 

۴. تدوین توافق و تضمین اجرا:

·         نگارش تفاهم‌نامه یا توافق‌نامه با ذکر دقیق تعهدها، زمان‌بندی و سازوکارهای نظارت.

·         ایجاد سازوکارهای ضمانت اجرا شامل پایش دوره‌ای و تشکیل جلسه‌‌های پی‌‌گیری با حضور طرفین.

خروجی: «توافق‌نامه حل تعارض» با امضای طرفین و میانجی‌گر.

 

4. مرحله پی‌‌گیری، پایش و یادگیری  (Follow-up, Monitoring & Learning)

هدف: اطمینان از اجرای کامل توافق، جلوگیری از بازگشت تعارض، و یادگیری سازمانی از تجارب.

اقدام‌‌های عملی:

·         پایش دوره‌ای اجرای توافق: تشکیل جلسه‌‌های پی‌‌گیری ۳، ۶ و ۱۲ ماهه پس از توافق.

·         ارزیابی رضایت طرفین: بررسی میزان رضایت طرفین از فرایند و نتایج حل تعارض.

·         مستندسازی درس‌آموخته‌ها: ثبت تجارب موفق و ناموفق در «بانک دانش مدیریت تعارض» به‌عنوان مرجع برای تعارض‌‌های آینده.

·         بازخورد به نظام سیاست‌گذاری: ارائه گزارش‌های تحلیلی به مدیران ارشد درباره الگوهای تعارض و پیشنهادهای اصلاح ساختاری.

خروجی: «گزارش درس‌آموخته‌های مدیریت تعارض» و «بانک دانش مدیریت تعارض».

 

نقشه راه عملیاتی استقرار نظام CCMS در وزارت جهاد کشاورزی

جدول شماره (1) نقشه راه عملیاتی استقرار نظام CCMS در وزارت جهاد کشاورزی نشان می‌‌دهد.

جدول 1) نقشه راه عملیاتی استقرار نظام CCMS در وزارت جهاد کشاورزی

فاز

گام‌های عملی

مدت

مسئول

خروجی کلیدی

 

 

 

فاز صفر

آمادگی و توانمندسازی

 • برگزاری دوره‌های آموزشی مدیریت تعارض، مذاکره و میانجی‌گری برای مدیران ارشد و میانی

 • تشکیل «کارگروه تدوین نظام مدیریت تعارض» با حضور نمایندگان معاونت‌های تخصصی و استان‌ها

 • بررسی و تحلیل نمونه‌های شاخص تعارض‌ها در سطح ملی

۳ ماه

دفتر حقوقی

نهاد رهبری‌کننده و برنامه آموزشی

 

 

فاز ۱

طراحی ساختار نهادی و تدوین دستورالعمل‌ها

 • ایجاد «دفتر میانجی‌گری و حل اختلاف» در دفتر حقوقی استان‌ها

 • تعیین و آموزش تسهیل‌گران و میانجی‌گران در سطح ستاد و استان‌ها

 • تدوین دستورالعمل اجرایی نظام CCMS با رویکرد مشارکتی

۶ ماه

دفتر میانجی‌گری

ساختار نهادی و اسناد راهنما

 

فاز ۲

پایلوت استانی

 • انتخاب ۳ استان پایلوت با تعارض‌های شاخص و متنوع

 • استقرار نظام CCMS در استان‌های پایلوت و حل حداقل ۵ تعارض شاخص در هر استان

 • مستندسازی و تحلیل تجارب

۱۲ ماه

دفتر میانجی‌گری با مشارکت دفتر حقوقی استان‌ها

گزارش ارزیابی پایلوت و درس‌آموخته‌ها

 

فاز ۳

توسعه نظام‌های اطلاعاتی و ابزارها

 • طراحی سامانه پایش تعارض‌ها و مدیریت پرونده‌های حل اختلاف

 • ایجاد بانک دانش مدیریت تعارض

 • تدوین کتابچه راهنمای تسهیل‌گران و میانجی‌گران

۱۲ ماه

مرکز فناوری اطلاعات / دفتر میانجی‌گری

سامانه عملیاتی و بانک دانش

 

 

فاز 4

گسترش سراسری و نهادینه‌سازی

 • آموزش فراگیر مدیران و کارشناسان در تمام استان‌ها

 • الزام به استفاده از فرایندهای CCMS برای حل تعارض‌های کلیدی

 • گنجاندن شاخص‌های مرتبط با مدیریت تعارض در ارزیابی عملکرد مدیران استان‌ها

 • بازنگری سالانه و بهبود مستمر

۲۴ ماه

دفتر حقوقی استان‌ها/دفتر میانجی‌گری

نظام CCMS در کل کشور

 

 

نتیجه‌گیری: از تقابل به تفاهم؛ مدیریت تعارض، زیربنای توسعه پایدار

منابع طبیعی کشور، نه فقط بستر تولید و معیشت، که میراثی ارزشمند برای نسل‌های آینده هستند. با این‌حال، تا زمانی که تعارض‌ها بر سر این منابع با رویکردهای قضایی-اداری و غیرمشارکتی مدیریت شوند، نه تنها حل نخواهند شد، بلکه به‌تدریج به تخریب سرمایه اجتماعی، کاهش اعتماد عمومی و تشدید شکاف‌های اجتماعی خواهند انجامید.

رویکرد مدیریت مبتنی بر همکاری و میانجی‌گری، نه یک انتخاب لوکس، که یک ضرورت راهبردی برای عبور از وضعیت کنونی است.

استقرار نظام مدیریت تعارض و میانجی‌گری (CCMS)، وزارت جهاد کشاورزی را قادر می‌سازد تا:

  • تعارض­ها را پیش از تشدید شناسایی و مدیریت کند.
  • با رویکردی مشارکتی و تسهیل‌گرانه، ریشه‌های تعارض را درمان کند، نه صرفاً علائم آن را.
  • سرمایه اجتماعی را در مناطق روستایی افزایش دهد و زمینه‌ساز همکاری‌های پایدار شود.
  • هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی ناشی از تعارض­های طولانی‌مدت را به‌طور قابل‌توجهی کاهش دهد.
  • از تعارض به‌عنوان فرصتی برای سازگاری، نوآوری و بهبود نظام‌های بهره‌برداری استفاده کند.

مدیران وزارت جهاد کشاورزی، با پذیرش این رویکرد و سرمایه‌گذاری بر توانمندسازی نیروی انسانی در حوزه‌های مذاکره، میانجی‌گری و تسهیل‌گری، می‌توانند منابع طبیعی کشور را از میدان نبرد منافع متضاد، به عرصه‌ای برای همکاری، تفاهم و توسعه پایدار تبدیل کنند.

فهرست منابع

  1. پایسته، م.، کلاهی، م.، و عمرانیان خراسانی، ح. (۱۴۰۱). ارتقاء مدیریت منابع طبیعی با تأکید بر حکم­روایی خوب. مرتع، ۱۶(۱)، ۱۴۰-۱۵۷.
  2. جعفریان، و. (۱۴۰۳). تعارض به‌مثابه سازگاری: اصول و روش‌های مذاکره، میانجی‌گری و مدیریت اختلاف در طرح‌های منابع طبیعی. پیام ما. بازیابی شده از https://payamema.ir/payam/119741
  3. شکری بایجان، ح.، صالحی، س.، و میرزایی، ر. (۱۴۰۴). مدل­سازی نقش تعاملات کنشگران و مسئولیت اجتماعی سازمانی در ارتقاء حکمرانی منابع طبیعی. نشریه منابع طبیعی و محیط زیست، ۲۲(۱)، ۴۵-۶۸.
  4. شفیع‌زاده، م.؛ و زارع چاهوکی، م.ع. (۱۳۹۷). اهمیت مشارکت جوامع محلی و دانش بومی در مدیریت پایدار محیط زیست. اولین همایش بین‌المللی علوم و مهندسی محیط زیست.
  5. عابدی سروستانی، ا. (۱۴۰۰). روش‌های مدیریت تعارض با جوامع محلی از دیدگاه مأموران یگان حفاظت از منابع طبیعی استان گلستان. تحقیقات حمایت و حفاظت جنگل‌ها و مراتع ایران، ۱۹(۱)، ۱۴۱-۱۵۵.
  6. عزیزی، ا.؛ ملکی، م.؛ و حسینی‌نسب، م. (۱۴۰۳). بررسی عوامل منجر به تعارض در منابع طبیعی در بین گروداران (مطالعه موردی: حوضه‌های آبخیز غرب گیلان). نشریه علمی-پژوهشی مرتع و آبخیزداری.
  7. عوفی، ر.؛ بارانی، ح.؛ و عابدی سروستانی، ا. (۱۴۰۱). بررسی تعارضات چرا در مناطق حفاظت‌شده (مطالعه موردی: منطقه حفاظت‌شده بهرامگور در استان فارس). حفاظت زیست‌بوم گیاهان، ۱۰(۲۰)، ۲۸۷-۳۰۹.
  8. Alimoradi, T., Mohammadi, H., & Gholami, H. (2024). Policy network analysis in participatory natural resource management (Case study of Hablehroud watershed). Iranian Journal of Agricultural Economics and Development, 55(2), 215-236. https://doi.org/10.22059/ijaed.2024.368523.668978
  9. Noori, A., Sharifzadeh, M., & Ahmadvand, M. (2025). Human ecological analysis of conflict toward using natural resources: Evidence from Iran. Journal of Environmental Management, 21, 101340. https://doi.org/10.1016/j.jenvman.2025.101340
  10. Rahimi-Feyzabad, F., Yazdanpanah, M., Gholamrezai, S., & Ahmadvand, M. (2024). Technical and financial interactions between Iran groundwater institutions: A stakeholder analysis approach. Agricultural Water Management, 302, 108993. https://doi.org/10.1016/j.agwat.2024.108993
  11. Villamayor-Tomas, S. (2020). Collective action, conflict prevention, and social-ecological resilience. International Journal of the Commons, 14(1), 183-198. https://doi.org/10.5334/ijc.1014
  12. Yazdanpanah, M., Forouzani, M., & Zobeidi, T. (2025). Navigating solar energy transitions in oil-rich countries: A network-based study of collaborative governance in Iran. Energy Research & Social Science, 109, 103450. https://doi.org/10.1016/j.erss.2025.103450

 

 

دکتر شاهرخ شجری (تحلیل‌‌گر مسایل اقتصادی، بازرگانی و کشاورزی)

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای