خبر فوری
شناسه خبر: 56175

نگرانی‌هایی که برطرف نمی‌شود

هشدارهای حسن روحانی درباره خطر حمله به نشست مقامات ارشد، پرسش‌های تازه‌ای درباره ارزیابی نهادهای امنیتی، میزان آمادگی کشور و بی‌پاسخ‌ماندن نگرانی‌های مهم ایجاد کرده است.

نگرانی‌هایی که برطرف نمی‌شود

در هیاهوی جنگ ایران و ایالات‌متحده و مساله مهم و راهبردی تنگه‌هرمز اظهارات اخیر حسن روحانی، چهره برجسته سیاسی- امنیتی کشور که در حوزه‌های امنیتی و نظامی کهنه‌کار و باتجربه بوده، مورد بی‌توجهی قرار گرفته است.

در مصاحبه‌ای که اخیرا از سوی رییس‌جمهور سابق کشورمان منتشر شده او توضیح می‌دهد که چگونه با اصرار و پیگیری‌های فراوان جلسه معمول سالانه دیدار رهبری با کارگزاران نظام را لغو کرده.

جالب است که این اظهارات از سوی هیچ‌یک از کسانی که در گفت‌وگو از ایشان نام برده می‌شود و هنوز زنده هستند، تکذیب یا حتی اصلاح نمی‌شود و از این بابت گمان می‌رود که حرف‌های این چهره سیاسی- امنیتی کهنه‌کار ایرانی درست و صحیح باشد.

روحانی در این گفت‌وگو توضیح می‌دهد که شنبه‌ای در ماه مبارک رمضان سال گذشته، از برگزاری جلسه‌ای با حضور کارگزاران نظام مطلع شده و خطر حمله به آن را از طریق پیام برای رهبری تشریح کرده‌اند.

روحانی ادامه می‌دهد که در واکنش به این پیام، رهبری تردید و گفته که برای این نشست سخنرانی مهمی آماده کرده است. در همین گفت‌وگو حسن روحانی اظهار داشته که برای اعلام این هشدار چندبار با علی لاریجانی و حجت‌الاسلام حجازی تماس گرفته اما موفق به گفت‌وگو با آنها نشده است.

روحانی در این‌باره ادامه داده که سرانجام به‌تیم حفاظت رهبر و دفتر رییس‌جمهور متوسل شده تا جدی‌بودن این خطر را به رهبری یادآوری و ایشان را مجاب به لغو این دیدار کند.

روشن است که این نشست لغو و ترور جمعی همه کارگزاران نظام اعم از فرماندهان نظامی- انتظامی، سران سه قوه، مقامات ارشد کشور تا رده وزیران، نمایندگان مجالس شورای اسلامی، خبرگان و شورای نگهبان و… ناممکن شده است.

روحانی توضیح می‌دهد که ایالات‌متحده و اسرائیل برای حمله به این نشست برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری کرده بودند و اگر این جلسه ترتیب می‌یافت، حتما همه هدف حمله قرار می‌گرفته و شرکت‌کنندگان در آن به شهادت می‌رسیدند.

این ادعای شخصی مانند حسن روحانی چندان غیرواقعی و ناشی از ترس موهوم نیست چراکه وقتی نشست فرماندهان نظامی در حضور رهبر تشکیل شد، به گفته ترامپ برنامه حمله به ایران به پیش انداخته شد و در صبح شنبه این حمله انجام گرفت.

در واقع اظهارات ترامپ برای صدور حمله و آغاز جنگ با ایران، نشان می‌دهد که دستگاه‌های اطلاعاتی و اطلاعات نظامی ایالات‌متحده مترصد فرصتی برای ترور جمعی مقامات ارشد ایرانی بوده و هرگاه که این فرصت پدید آمده و احراز شده، فرمان شروع حمله علیه ایران صادر شده است.

همانطورکه روحانی در این اظهارات بیان می‌کند خطر حمله به مقامات نظام و ترور ایشان از سوی ایالات‌متحده و اسرائیل بسیار جدی بوده چنانکه عراقچی هم از زبان مقامات کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس نقل‌قول کرده که واشنگتن و تل‌آویو به پایتخت‌های عربی اطمینان داده‌اند که پس از یک‌ماه از آغاز جنگ علیه ایران، دیگر جمهوری اسلامی از این کشور حکمرانی نخواهد کرد.

درواقع ترامپ و نتانیاهو از ماه‌ها پیش برنامه‌ریزی‌های دقیقی برای نابودی حکومت ایران انجام داده بودند و در گام اول می‌خواستند که ایران را از چهره‌های ارشد و تصمیم‌گیر خالی کنند تا امکان فروپاشی و براندازی نظام حکومتی ایران تسهیل شود؛ امری که از دید چهره‌هایی مانند حسن روحانی دور نمانده و آنان این خطر و حمله مبتنی‌بر آن را قریب‌الوقوع ارزیابی کرده بودند.

جالب است که حسین علایی از فرماندهان پیشین سپاه نیز در مصاحبه‌‌ای تصریح می‌کند که از ماه‌ها پیش از جنگ ۴۰روزه، به‌شمخانی گفته بود که ایالات‌متحده و اسرائیل درصدد شروع حمله علیه ایران هستند و این‌بار ترور رهبری و مقامات ارشد ایران در صدر فهرست اهداف عملیاتی ایشان قرار دارد اما شمخانی تحلیل او را رد کرده و اظهار داشته بود که خطری مقامات نظام را تهدید نمی‌کند.

رفتار مقامات ایرانی به‌وضوح نشان می‌دهد که آنان خطر حمله و ترور مقامات و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران از سوی ایالات‌متحده و اسرائیل را چندان جدی نگرفته بوند؛ چراکه اگر خطر حمله آنچنان جدی بوده که یک عنصر درونی نظام، برای لغو نشست کارگزاران حکومت تلاش و آن‌قدر پیگیری می‌کند که سرانجام این نشست لغو می‌شود، چرا این ملاحظه مهم امنیتی در مورد نشست فرماندهان نظامی در حضور رهبری جدی گرفته نشده است؟

گفته می‌شود که رهبر با رفتن به‌پناهگاه مخالفت کرده بود اما پذیرفته که مکان خود را به‌نقطه‌ای امن در همان حوالی محدوده بیت رهبری تغییر دهد اما نه‌فقط این تغییر برای حفاظت از جان مهم‌ترین و ارشدترین مقام کشور تمهید نشده بود بلکه اصولا فرماندهان و چهره‌های دیگری که ارشدترین مقامات نظامی ایران بوده‌اند، همچون روزهای عادی و بی‌خطر در موقعیت جغرافیایی بیت جمع شده و نقطه و هدف مهمی را در اختیار نظامیان دشمن قرار داده بودند.

در فرآیندی که حسن روحانی توضیح می‌دهد، حمله ایالات‌متحده و اسرائیل به تجمع مقامات کشور دور از ذهن و باورنکردنی توصیف شده است چنانکه پیام اول ایشان با ناباوری رهبری و تردید ایشان تلویحا رد می‌شود و رییس‌جمهور سابق کشورمان مجبور می‌شود برای اثبات پیش‌بینی خود و مجاب کردن رهبری به چهره‌های دیگر متوسل شود.

جای تعجب است که افرادی مانند حجت‌الاسلام حجازی و علی لاریجانی- به‌گفته حسن روحانی- پس از تماس‌های مکررش حاضر به گفت‌وگوی با وی(روحانی) نشده‌اند و او به رییس دفتر رییس‌جمهور و فرمانده حفاظت بیت رهبری متوسل شده است.

همین که آن جلسه برگزار نشده نشان می‌دهد که حساسیت‌ها و هشدارهای حسن روحانی سرانجام و دست آخر از سوی مقام‌های ذی‌ربط پذیرفته شده و رهبری آن نشست را لغو کرده است.

اما این هشدار کارکرد دیگر نداشته چنانکه کمتر از یک‌هفته پس از این ماجرا، دوباره شنبه اسفندماه نشست دیگری با حضور ارشدترین مقامات نظامی در حضور رهبری برگزار شده و دشمن مترصد آن بوده که به این نشست حمله کند و اعضای آن را به‌شهادت برساند.

این حقیقت در اظهاراتی که ترامپ و نتانیاهو بیان کرده‌اند، مورد تایید قرار گرفته شده و بر آن صحه گذاشته شده است.

واقعیت آن است که هم مقامات اطلاعاتی کشورمان و هم مقامات اطلاعاتی نظامی ایران باید توضیح دهند که آن نهادها چگونه از افرادی مانند حسن روحانی و حسین علایی عقب مانده و نتوانسته‌اند پیش‌بینی موثری در راستای حفاظت از مقامات ارشد کشور ارائه دهند؟

همچنین این پرسش بسیار مهم وجود دارد که آیا مسائل حیاتی و به‌کلی سری نظام و دفاع از ارشدترین مقام کشور، دستخوش باندبازی‌های جناحی و سیاسی است و به‌طور سلیقه‌ای می‌تواند مورد بی‌توجهی یا کم‌توجهی قرار گیرد؟

لطیفه مشهوری وجود دارد که می‌گوید اگر شخص دیوانه‌ای به شما بگوید که در پشت این دیوار حیوان خطرناک و درنده‌ای وجود دارد، شما در عبور از دیوار ناخودآگاه احتیاط می‌کنید و ملاحظه ایمنی را در نظر می‌گیرید.

آیا هشدارهای فرد باهوش و کارآزموده‌ای مانند حسن روحانی یا حسین علایی آنقدر اهمیت نداشته که در نشست‌های بعدی و تجمع‌های مقامات ارشد سیاسی- نظامی کشور مورد توجه قرار گیرد و برای حفاظت از جان این مقامات و کارگزاران نظام، تدابیر مناسبی اندیشیده شود؟

نگاه بدبینانه و سوءظن در این امر آن است که آیا در اعمال این بی‌توجهی‌ها نوعی تعهد و اراده فردی موثر بوده است؟

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای