خبر فوری
شناسه خبر: 56310

تکرار زندگی جنگی ایرانیان

تداوم ابهام در تصمیم‌گیری ترامپ، فشار اقتصادی و محاصره تجاری ایران، هدف‌گذاری بر تنگه هرمز و هزینه‌های جنگ؛ بررسی سناریوهای ادامه یا توقف نزاع و پیامدهای «اقتصاد جنگی» برای ایران.

تکرار زندگی جنگی ایرانیان

 

تکنیک تداوم ابهام در تصمیم‌گیری همچنان ادامه دارد و در حالی که دونالد ترامپ واقعاً نمی‌داند چگونه جنگ آغازشده با ایران را به پایان برساند؛ به‌گونه‌ای که مشخص نباشد آیا ایالات‌متحده شکست خورده یا نه، رئیس‌جمهور ایالات‌متحده به‌دنبال راهی است تا دستاوردی هرچند اندک، اما چشم‌نواز و فریبا به‌دست آورد؛ دستاوردی که در تبلیغ آن بتواند واشنگتن را پیروز میدان اعلام کند و راهی برای کسب حمایت افکار عمومی از حزب جمهوریخواه در انتخابات آینده پیدا کند. روی کاغذ، ترامپ ایران را چندبار نابود کرده، توان نظامی این کشور را از بین برده و مقامات ایرانی، اعم از نظامی و غیرنظامی، را به تسلیم وادار کرده است. روی همین کاغذ، با وجود التماس تهران برای تسلیم شدن و پذیرش شروط واشنگتن، تا امروز دونالد ترامپ نخواسته یا اطمینان پیدا نکرده که می‌توان به ایرانیان اعتماد کرد؛ از این بابت هنوز جنگ با ایران به پایان نرسیده و ترامپ می‌خواهد نزاع را تا شکست کامل ایران و تسلیم‌شدن کامل ایرانیان در مقابل خواست‌های ایالات‌متحده ادامه دهد. برمبنای همین واقعیت‌های روی کاغذ، اندک‌زمانی نخواهد گذشت که ترامپ پیروزی کامل بر ایران را اعلام خواهد کرد و آنچه در این چندماه هزینه شده است را به صورت نفتِ تصاحب‌شده، از ایرانیان بازپس خواهد گرفت. مهم‌ترین راهکار در این‌باره، محاصره اقتصادی و تحت فشار قرار دادن هرچه بیشتر ایران و ایرانیان است. ترامپ گمان می‌کند با اعمال فشارهای اقتصادی علیه ایران و افزایش روزافزون آن و استفاده از حملات نظامی به زیرساخت‌ها و تأسیسات عمرانی و نفتی به‌عنوان اقدام تکمیلی و اهرم فشار، می‌تواند سرانجام دولت و حکومت جمهوری اسلامی در ایران را به تسلیم و قبول شکست وادار کند. دقیقاً به همین خاطر است که بلافاصله و پس از شکست اجرای تفاهم‌نامه امضاشده میان ایران و ایالات‌متحده آمریکا، موضوع برقراری مجدد تحریم‌های بنادر ایران و مسدودسازی فعالیت‌های دریایی تجارت کشورمان به‌سرعت در دستور کار ترامپ و سنتکام قرار گرفت. این سرعت در مسدودسازی فعالیت‌های تجارت دریایی ایران نشان می‌دهد که فشارهای اقتصادی و تحریم‌های تجاری، به‌عنوان اهرم فشاری مهم و تأثیرگذار علیه ایران، مورد توجه کاخ سفید است.

با این شرایط، اگرچه همواره بر این واقعیت پای فشرده می‌شود که زمان علیه ترامپ و همکارانش در کاخ سفید سپری می‌شود، اما حتی همین ناظران که سپری‌شدن زمان را به زیان ایالات‌متحده ارزیابی می‌کنند، نمی‌توانند به‌صورت حتمی و قطعی زمان مشخصی را برای پایان این جنگ اعلام کنند و مثلاً بگویند که حتماً تا شروع رقابت‌های انتخاباتی برای انتخابات‌های سنا و کنگره، تکلیف جنگ حاضر مشخص و به نزاع خاتمه داده خواهد شد.

با این حال انتظار آن است که این نزاع به‌دلایل گوناگون، مانند افزایش قیمت‌های انرژی در جهان، مسدود شدن تنگه هرمز که فشار سنگینی را علیه اقتصاد جهانی تحمیل کرده است، موضوع افزایش قیمت بنزین در ایالات‌متحده و تأثیر منفی آن بر حمایت از حزب جمهوریخواه در انتخابات‌های میان‌دوره‌ای مجالس آن کشور و… سرانجام کاخ سفید از ادعاهای خود دست بردارد و اهداف تغییرکرده این جنگ را ــ که از فروپاشی جمهوری اسلامی با تقسیم جغرافیایی ایران، تصاحب نفت کشورمان و… شروع شده بود و اکنون محور آن تصاحب مدیریت تنگه هرمز و خلیج‌فارس توسط واشنگتن است ــ باز هم تغییر و تقلیل دهد و در نقطه‌ای توقف کند که امکان پایان‌دادن به جنگ فراهم شود. روشن است که اکنون ایالات‌متحده خارج کردن مدیریت تنگه هرمز از دست ایران و تسلط ایالات‌متحده بر این آبراه را به‌عنوان هدف اصلی یا میانی خود انتخاب کرده و می‌خواهد بازپس‌گیری این تنگه را به‌عنوان دستاورد خود ثبت و اعلام کند. قابل انتظار است که در گام بعدی، و اگر مهم‌ترین سلاح ایران از دستانش خارج شود، تحقق سایر اهداف ایالات‌متحده و از جمله تسلط بر نفت کشورمان، خارج کردن اورانیوم‌های غنی‌سازی و… نیز میسر خواهد بود.

با این هدف‌گذاری، حتی ممکن است جنگ ایران و ایالات‌متحده ــ چه اسرائیل در آن مشارکت کند و چه ایالات‌متحده به‌تنهایی جنگ را ادامه دهد ــ تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ نیز ادامه پیدا کند و به انتخابات‌های پیش‌رو محدود نشود. در حال حاضر نمایندگان جمهوریخواه که در کنگره و سنا اکثریت را در اختیار دارند، راه همراهی با ترامپ را برگزیده‌اند. به‌ویژه پس از نشست خصوصی ترامپ با نمایندگان حزب متبوعش و اعتراض‌های تند او در مورد ناسازگاری برخی نمایندگان حزب با اهداف کاخ سفید، جمهوریخواهان سنا و کنگره تصمیم به ادامه همراهی با ترامپ و همکارانش گرفتند و بودجه مورد نیاز برای ادامه جنگ با ایران را تصویب کردند.

در این باره باید یادآوری کرد که هم‌اکنون حدود ۴۰ میلیارد دلار برای جنگ ایران و ایالات‌متحده هزینه شده است. برخی کارشناسان در این باره توضیح می‌دهند که ۴۰ میلیارد دلار فقط هزینه‌های جاری قیمت سلاح‌ها و مهمات مصرف‌شده و حقوق نظامیان در این جنگ است و اگر خسارت‌های وارد آمده به ارتش ایالات‌متحده ناشی از اصابت پرتابه‌های ایران به این رقم اضافه شود، آنگاه هزینه جنگ به‌مراتب افزایش پیدا خواهد کرد. علاوه‌بر این، همین ۴۰ میلیارد دلار هزینه‌شده در حدود شش‌ماه اخیر، نصف هزینه‌ای است که ارتش آمریکا در جنگ عراق در مدت بیش از هشت‌ماه صرف کرد.

ارتش ایالات‌متحده در آن جنگ حدود ۸۴ میلیارد دلار را ظرف مدت هشت‌سال و بیشتر صرف کرد و دست‌آخر مجبور به خروج از آن کشور شد، بدون آنکه دستاورد مشخصی داشته باشد. البته آن جنگ مدیریت نفت عراق را به دست رهبران و خزانه‌داری ایالات‌متحده داد و به همین دلیل واشنگتن توانست همه هزینه‌های پرداخت‌شده در آن جنگ و خسارت‌های واردآمده به خود و هم‌پیمان‌هایش را جبران کند؛ اما در این جنگ، در حالی که نصف آن مبلغ هزینه شده و متحدان واشنگتن نظیر اسرائیل، امارات‌متحده عربی، بحرین، عربستان و… هم هزینه‌هایی صرف کرده‌اند که در این صورتحساب نیامده، هنوز کاخ سفید و دولت جمهوریخواه آمریکا هیچ دستاوردی ــ چه سیاسی یا امنیتی و نظامی و چه اقتصادی ــ به دست نیاورده است.

نکته نگران‌کننده‌تر در این باره آن است که روند موجود حتماً به‌نفع ایالات‌متحده نیست و به پیروزی او منجر نخواهد شد. اکنون نه فقط تحلیلگران امور نظامی، که حتی فرماندهان ارشد فعلی و سابق نظامی در ایالات‌متحده و غرب، ابراز عقیده می‌کنند که بمباران‌های انجام‌شده علیه تأسیسات ایران نتایج مورد انتظار را پدید نیاورده و نتوانسته منظور نظر کاخ سفید را تأمین کند. آنان می‌گویند با توجه به عدم همراهی ایرانیان با اهداف ایالات‌متحده آمریکا علیه نظام حکومتی‌شان، احتمال آنکه این حملات ــ و حتی شدیدتر ــ بتواند تمام یا بخشی از اهداف ایالات‌متحده در جنگ با ایران را تأمین کند، بسیار ناچیز و غیرقابل اعتناست. همین تحلیلگران توضیح می‌دهند که حتی آغاز جنگ زمینی که ترامپ و همکارانش آن را جنگ نهایی می‌خوانند، ممکن است کشته‌های زیادی از آمریکایی‌ها بگیرد و باز هم به نتایج امیدوارکننده و درخشان نرسد. از این بابت، حتی حمله زمینی نیز احتمالاً به‌جای وادار کردن ایرانیان به تسلیم و تمکین، طوفان تابوت‌ها را در ایالت‌های مختلف آمریکا به راه خواهد انداخت.

با این وجود، شخصیت ترامپ به‌گونه‌ای است که با صرف هر هزینه و انجام هر عمل عاقلانه یا غیرعاقلانه‌ای، نمی‌خواهد و نمی‌تواند شکست را بپذیرد و از این بابت برخی روزنامه‌نگاران آمریکایی بر این باورند که اگرچه ترامپ ملاحظات زیادی داشته و از اینکه کشته‌های زیادی در این جنگ روی دست ایالات‌متحده بماند هراس زیادی دارد، اما به همین میزان از اینکه نامش در تاریخ ایالات‌متحده به‌عنوان رهبری شکست‌خورده در مقابل ایران ثبت شود، متنفر است و نگرانی‌های زیادی دارد.

به همین دلیل ممکن است جنگ تا ماه‌های زیادی ادامه پیدا کند و خشونت‌های دامنه‌دارتری را هم پدید آورد. در این صورت، کشورمان و به‌ویژه مقامات دولت باید به موضوع اقتصاد جنگی در ایران و کارکردهای آن توجه کنند. ایران یک‌بار و در جنگ هشت‌ساله، زندگی در شرایط جنگی را تجربه کرده و با هر مشکل و معضل موجود، آن را پشت سر گذاشته است؛ شاید این‌بار هم دوره دومی است که نظام جمهوری اسلامی و شهروندان ایرانی باید خود را برای زندگی در شرایط جنگی و تحمل اقتصادی زیر سایه بمباران‌ها و موشک‌اندازی‌ها آماده کنند.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای