خبر فوری
شناسه خبر: 56393

ترامپ، اسرائیلی‌ها را هم کلافه کرده است

تهدیدهای متناقض دونالد ترامپ علیه ایران، این‌بار نه‌تنها ایرانیان، بلکه اسرائیلی‌ها را نیز کلافه کرده است؛ از آماده‌باش نظامی تا انتقاد رسانه‌های اسرائیلی از وابستگی نتانیاهو به تصمیم‌های ناپایدار ترامپ.

ترامپ، اسرائیلی‌ها را هم کلافه کرده است

ایرانیان واقعاً نمی‌دانند که وقتی دونالد ترامپ تهدیدی را بیان می‌کند، آیا واقعاً به اجرای آن تهدید فکر می‌کند یا در لحظه آخر، به هر بهانه یا دلیلی، از اجرای آن منصرف می‌شود. با این حال، هنوز هم از بلندی یا کوتاهی صف‌های پمپ‌بنزین می‌توان فهمید که آیا ترامپ مجدداً تهدیدی را مطرح کرده است یا اوضاع در آرامش به‌سر می‌برد.

در عین حال، ایرانیان دیگر مانند گذشته به این تهدیدها اهمیت نمی‌دهند و به همین دلیل، حتی پس از بیان تهدیدهای بسیار بزرگ و جدی از جانب ترامپ، تعداد کسانی که این لفاظی‌ها را بااهمیت ارزیابی کرده و به آن واکنش نشان داده‌اند، چندان زیاد نیست. این ادعا را می‌توان با مقایسه طول صف پمپ‌بنزین‌های ایران در ماه‌های اردیبهشت و خرداد با ماه جاری، یعنی مرداد، اثبات کرد.

در عین حال، فقط ایرانیان نیستند که از رفتارهای متناقض، ادعاهای توخالی و تهدیدهای بی‌سرانجام ترامپ به‌ستوه آمده و به آن اعتراض می‌کنند. در روزهای گذشته، اتفاقاً اسرائیلی‌ها نیز از این تهدیدهای پس‌گرفته‌شده و رفتار مغایر با گفتار ترامپ گلایه کرده و رئیس‌جمهور ایالات متحده را سرزنش کرده‌اند.

هنگامی که هفته گذشته بنیامین نتانیاهو، پس از شرکت در مراسم خاکسپاری سناتور ضدایرانی، لیندزی گراهام، از پلکان هواپیما بالا می‌رفت تا ایالات متحده را به‌سوی کشورش ترک کند، تصور می‌کرد با اطلاعات و مدارکی که درخصوص کوه کلنگ به ترامپ داده است، رئیس‌جمهور ایالات متحده قانع شده که به ایران حمله کند و تأسیسات تازه‌تکمیل‌شده در منطقه یادشده را بمباران کند.

در همان روزها، ترامپ آخرین تهدید خود درباره انجام یک حمله نهایی و نابودکننده علیه ایران و زیرساخت‌های کشورمان را بیان کرده بود و بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران، حتی بسیاری از نظامیان و فرماندهان عالی‌رتبه در سنتکام و IDF، تصور می‌کردند لحظه موعود فرا رسیده و این‌بار نیز مانند آغاز جنگ ۴۰روزه، مشورت‌های نتانیاهو مؤثر خواهد بود و آمریکایی‌ها برای شروع مجدد جنگ مصمم شده‌اند.

از این بابت، وقتی در روزهای گذشته ترامپ باز هم تهدید به نابود کردن زیرساخت‌های ایران کرد، در اسرائیل این تهدید جدی گرفته شد. نیروهای ذخیره به خدمت فراخوانده شدند، هواپیماهای سوخت‌رسان و جنگنده‌ها برای مشارکت در اجرای یک حمله فراگیر و سنگین تجهیز شدند، تدابیر لازم برای مقابله با پاسخ‌های احتمالی ایران اندیشیده و عملیاتی شد و حتی شهروندان اسرائیلی نیز از انجام سفرهای تابستانه خود منصرف شدند؛ چراکه واقعاً نمی‌دانستند آیا این حمله فراگیر و نهایی انجام خواهد شد یا نه، و اگر انجام شود، چه تبعاتی برای کشورشان خواهد داشت.

از این بابت، اسرائیلی‌ها تصمیم گرفتند در این اوضاع غیرقابل پیش‌بینی و مبهم، در خانه‌های خود بمانند و از سفر کردن منصرف شوند. احتمالاً نتانیاهو هم برای شروع این حمله لحظه‌شماری می‌کرد و به سخنانی که ترامپ در گذشته علیه نخست‌وزیر صهیونیست‌ها بر زبان آورده بود، توجه چندانی نمی‌کرد.

گفتنی است که رهبر کاخ سفید، پیش از ورود نخست‌وزیر اسرائیل به خاک آمریکا، در مصاحبه با فاکس‌نیوز گفته بود اطلاعاتی که نخست‌وزیر نتانیاهو درباره آغاز فعالیت‌های هسته‌ای ایران می‌آورد و قرار است در گفت‌وگوهای خصوصی به او ارائه کند، برای او، یعنی ترامپ، بی‌اهمیت است؛ چراکه ایالات متحده از همه این اطلاعات آگاهی دارد.

ترامپ حتی به تمسخر اضافه کرده بود که ایالات متحده تجهیزات پیشرفته‌تری در اختیار دارد، فعالیت‌های جاسوسی گسترده‌تری انجام می‌دهد و نیازی به اطلاعاتی که اسرائیلی‌ها به‌دست آورده‌اند ندارد. البته، با وجود این سابقه، باز هم صهیونیست‌ها، چنان‌که سخنگوی دفتر نخست‌وزیر اسرائیل گفته بود، امیدوار بودند که مشورت‌های نتانیاهو کارساز واقع شود و پای آمریکا را به آغاز مجدد جنگ علیه ایران باز کند.

مقامات تل‌آویو حتی به این واقعیت مسلم که واشنگتن اهداف دیگری در سر دارد و آمریکایی‌ها برخلاف اسرائیلی‌ها به سرنگونی جمهوری اسلامی در ایران اهمیت نمی‌دهند، توجه نمی‌کردند. روشن است در حالی که اسرائیل هدف محوری و اصلی خود را نابودی و براندازی جمهوری اسلامی در ایران تعیین و اعلام کرده و گفته است که نابودسازی تمام فعالیت‌های هسته‌ای در ایران، نابودسازی توان موشکی و از میان بردن بازوهای ایران در خاورمیانه هدف‌های پایین‌تر محسوب می‌شود، در کاخ سفید به هیچ‌یک از این اهداف توجه چندانی نمی‌شود؛ چراکه آمریکایی‌ها اکنون می‌خواهند تنگه هرمز باز شود، جریان تجارت جهانی کالا و انرژی به روال پیش از آغاز جنگ ۴۰روزه بازگردد، قیمت نفت کاهش یابد و به‌تبع آن، قیمت سوخت، به‌ویژه در آمریکا، سقوط کند.

تنگه هرمز اما آن‌قدرها برای اسرائیل مهم نیست و مقامات تل‌آویو دلشان می‌خواهد در خاورمیانه‌ای زندگی کنند که تهدید شیعیان ایران در آن وجود ندارد. این اختلاف، اگرچه مهم و ملموس است، اما صهیونیست‌ها به خود دلداری می‌دادند که چه اشکالی دارد ما در همان تلاشی که آمریکایی‌ها برای باز کردن تنگه هرمز انجام می‌دهند وارد شویم و خط براندازی جمهوری اسلامی در ایران را دنبال کنیم. در این صورت، آمریکایی‌ها به هدف خودشان دست پیدا می‌کنند و ما هم به هدف خودمان.

با این‌همه، وقتی در شامگاه شنبه به وقت تهران، ترامپ با ارسال یادداشتی در تروث‌سوشیال، فضای مجازی اختصاصی خودش، انصرافش را از حمله به ایران اعلام کرد و تصریح کرد که با میانجیگری برخی مقامات منطقه، امیدواری او، یعنی ترامپ، به یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک افزایش یافته و به همین خاطر از اجرای حمله منصرف شده است، شاخص ناراحتی و عصبانیت در اسرائیل به‌طور جهشی افزایش یافت؛ تا جایی که حتی یدیعوت آحارانوت، روزنامه راست‌گرای اسرائیلی، در تیتر نخست نوشت: «دیوانه کردی ما را!» اشاره این روزنامه دقیقاً و صراحتاً به رفتارهای متناقض، غیرقابل اعتماد و پیش‌بینی‌ناپذیر ترامپ بود که در لحظه آخر تهدیدهایش را پس می‌گیرد و دوباره همه‌چیز به روز اول بازمی‌گردد.

رسانه‌های اسرائیلی و مقامات آن، به‌تندی از بنیامین نتانیاهو انتقاد می‌کنند که راهبردهای کشورش را به تصمیم‌های ناپایدار و غیرقابل پیش‌بینی ترامپ گره زده است. آنان اضافه می‌کنند که ترامپ به‌گونه‌ای با اسرائیل برخورد و رفتار می‌کند که گویی اسرائیل مستعمره آمریکاست و باید هرگونه که واشنگتن تمایل داشت، تل‌آویو نیز به میل ترامپ رفتار کند.

مقامات اسرائیلی پس از آنکه ترامپ تصمیم گرفت برنامه حمله به ایران را اجرا نکند و این تصمیم را فقط از طریق شبکه اجتماعی خودش به اطلاع همگان رساند، از این رفتار انتقاد می‌کنند و توضیح می‌دهند که فراخواندن هزاران نیروی ذخیره ارتش، آماده‌سازی جنگنده‌ها و هواپیماهای نظامی برای مشارکت در حمله، پذیرفتن ده‌ها هواپیمای سوخت‌رسان و نگهداری از آن‌ها، بلاتکلیفی شهروندان اسرائیلی و لغو هزاران مسافرت تابستانی آنان و مواردی از این دست، ده‌ها میلیون دلار خسارت روی دست دولت اسرائیل باقی گذاشته است؛ خسارت‌هایی که با آغاز نشدن حمله، صرف همه این هزینه‌ها و پرداخت خسارت‌های یادشده را بی‌فایده و بی‌حاصل می‌کند. مقامات اسرائیلی می‌پرسند چه کسی این خسارت‌ها را تأمین می‌کند و در قبال آن پاسخگو است.

واقعیت میدان آن است که در مقابل این خسارت، ترامپ و همکارانش احساس مسئولیت نمی‌کنند و درباره آن و نیز درباره رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی و تصمیم‌های ناگهانی توضیح نمی‌دهند. در عمل، هیچ‌یک از مقامات آمریکایی به‌جز ترامپ، نقشی در اتخاذ این تصمیم‌ها و اعلام آن ندارند و به همین دلیل، هیچ موضعی در برابر آن نمی‌گیرند.

ترامپ هم که تنها بازیگر، تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز این میدان است، آن‌قدر ضدونقیض رفتار و عمل می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند درباره رفتار بعدی‌اش پیش‌بینی کند. اما این رفتار ضدونقیض، در ماهیت خود اصولی دارد که برخی مؤلفه‌های آن را قابل پیش‌بینی می‌کند.

روزنامه نیویورک‌تایمز هفته گذشته در گزارشی بر این واقعیت تأکید کرد که ایران دست ترامپ را خوانده و می‌داند که در پشت تهدیدهای بزرگ و خطرناک، اقدام مؤثری وجود ندارد. نمایندگان کنگره و سنا نیز همین دیدگاه را درباره رفتارهای متناقض ترامپ بیان کرده‌اند. آنان می‌گویند ترامپ در حالی لفاظی می‌کند و وعده‌های هیجان‌انگیز می‌دهد که در پشت این لفاظی‌ها و وعده‌ها هیچ عملی وجود ندارد.

در مجموع، ترامپ گرفتار گرداب بزرگ جنگ با ایران شده است. او نمی‌داند چگونه و با چه سازوکاری این گرفتاری را پایان دهد و خود را از شری که به آن دچار شده، خلاص کند. از همین رو، هر تصمیمی که اتخاذ کند یا از آن منصرف شود، برای خود و دیگران هزینه ایجاد می‌کند.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای