بحران خاموش سفرهها؛ چرا پسماند غذایی شهرها را بلعید؟
بررسی دلایل بحران پسماند غذایی در شهرهای ایران؛ چرا تفکیکنشدن زباله از مبدأ و نبود عوارض واقعی، سرمایههای ملی و محیط زیست را نابود میکند؟
هر شهروند تهرانی روزانه ۶۵۰ تا ۷۰۰ گرم زباله تولید میکند که سهم اصلی آن را «پسماند تر و غذایی» تشکیل میدهد؛ طلای سیاهی که به دلیل اختلاط در مخازن شهری، بهجای تبدیل به انرژی یا کود کشاورزی، به ثروتی سوخته و هزینهای سنگین بر دوش مدیریت شهری بدل میشود.
زندگی مدرن شهری اگرچه دسترسی به انواع کالاها را آسانتر کرده، اما رابطه انسان را با چرخههای طبیعی حیات گسسته است. غذایی که مسیر طولانی مزرعه، صنعت و شبکه توزیع را تا سفره خانوار میپیماید، در نهایت به سادهترین شکل ممکن دور ریخته میشود. در این میان، مسئله تنها نابودی ثروت ملی یا هدررفت آب و انرژی نهفته در تولید غذا نیست؛ بلکه ناکارآمدی در مدیریت پسماند غذایی، نبود سازوکار عادلانه برای عوارض شهری و ضعف در تفکیک از مبدأ، سلامت زیستمحیطی و اقتصادی کلانشهرها را با تهدید جدی مواجه کرده است.
از مزرعه تا مخزن زباله؛ شکاف الگوی مصرف در زندگی شهری
شهرنشین امروز بر خلاف اجداد خود که نیازهای غذاییشان را در مقیاس محلی و در یک چرخه بسته «خاک به خاک» تأمین میکردند، درگیر زنجیره تأمین پیچیدهای است. خرید بیش از حد نیاز، خریدهای غیربسته بندی و فلهای، گسترش رستورانها و تغییر سبک زندگی، پسماند تر شهری را به بخش جداییناپذیر مخازن زباله تبدیل کرده است.
پشت هر کیلوگرم دورریز غذا، حجم عظیمی از منابع تجدیدناپذیر نظیر آب، انرژی و نیروی انسانی نهفته است. زمانی که این پسماند آلی با پلاستیک، شیشه و فلز مخلوط میشود، نهتنها شانس بازگشت ماده آلی به چرخه طبیعت از دست میرود، بلکه هزینههای جمعآوری و پردازش شهرداریها را به صورت جهشی افزایش میدهد.
مقایسه الگوی تولید پسماند در ایران و جهان؛ کیفیت مهمتر از میزان
میزان تولید روزانه زباله در ایران اگرچه با استانداردهای جهانی فاصله نجومی ندارد، اما ترکیب و الگوی تولید آن تفاوت معناداری با کشورهای توسعهیافته دارد.
حسین حیدریان، کارشناس مدیریت پسماند و معاون پردازش و دفع سازمان مدیریت پسماند، در گفتوگو با روزنامه «پیام ما» با تحلیل سرانه تولید زباله میگوید:
«بر اساس گزارشهای بانک جهانی، تولید پسماند در جهان بین ۱۰ تا ۶۵۰ گرم بهازای هر نفر در روز است. این رقم در ایران حدود ۵۵۰ تا ۶۰۰ گرم و در تهران بین ۶۵۰ تا ۷۰۰ گرم برآورد میشود. ما از نظر حجم کلی در محدوده میانگین جهانی هستیم و برخلاف تصور، کشوری فوقمصرفگرا به شمار نمیرویم؛ چراکه در برخی کشورهای اروپایی و آمریکا این عدد به ۱.۵ تا ۲ کیلوگرم هم میرسد.»
حیدریان تفاوت اصلی ایران با سایر کشورها را در ساختار و الگوی مصرف میداند و میافزاید:
«در کشورهای با درآمد متوسط یا پایین، ۶۰ تا ۷۰ درصد زباله را پسماند تر و غذایی تشکیل میدهد. علت اصلی به رفتارهای فرهنگی و الگوی خرید بازمیگردد؛ در اروپا خریدهای غذایی کاملاً متناسب با نیاز روزانه و در بستهبندیهای کوچک انجام میشود، اما در خاورمیانه خریدهای عمده و حجم بالای محصولات بدون بستهبندی استاندارد، میزان ضایعات خانگی را بالا میبرد.»
خلأ عوارض واقعی پسماند؛ چرا تولیدکننده زباله مسئولیت مالی ندارد؟
یکی از محورهای اصلی در بازنگری مدیریت پسماند غذایی، اصلاح قوانین عوارض و هزینههای شهری است. در بیشتر کشورهای جهان، میزان تولید زباله ارتباط مستقیمی با عوارض پرداختی شهروندان دارد؛ ابزاری اقتصادی که خودبهخود مانع از هدررفت غذا میشود.
حیدریان با تشریح مکانیزمهای بازدارنده در سایر کشورها توضیح میدهد:
«در بسیاری از شهرها، شهروندان مجبورند کیسههای مخصوص زباله با قیمت مشخص خریداری کنند یا بر اساس حجم زباله تولیدی، عوارض بپردازند. نبود این سازوکار در ایران باعث شده هیچ کنترلی بر میزان تولید زباله وجود نداشته باشد. وقتی شهروند یا واحد تجاری هزینهای بابت حجم زباله پرداختی احساس نکند، دلیلی هم برای اصلاح الگوی مصرف نمیبیند و تمام بار مالی آن به شهرداری منتقل میشود.»
بر اساس آمارهای جهانی، هزینه مدیریت اجرایی پسماند (از جمعآوری تا دفع) بهطور متوسط بین ۲۰ تا ۴۰ دلار برای هر تن است که این رقم در برخی کشورهای اروپایی با ضوابط سختگیرانه به ۶۰ دلار نیز میرسد. انتقال بخشی از این هزینه به تولیدکننده واقعی، مؤثرترین راهکار برای انگیزش کاهش ضایعات است.
تاوان تفکیکنشدن زباله از مبدأ؛ طلایی که خاکستر میشود
ارزش واقعی پسماند غذایی زمانی مشخص میشود که به صورت خالص جمعآوری شود. در صورت تفکیک صحیح، این مواد منبعی ارزشمند برای تولید کمپوست باکیفیت، خوراک دام یا تولید انرژی و بیوگاز در نیروگاهها خواهند بود.
معاون پردازش و دفع سازمان مدیریت پسماند درباره تبعات مخلوطشدن زبالهها هشدار میدهد:
«به دلیل مشارکت ناتمام در تفکیک از مبدأ، پسماند غذایی در ایران با ناخالصیهای مختلف ترکیب میشود. کمپوستی که از این زبالههای مخلوط به دست میآید، کیفیت بسیار پایینی دارد و قابلیت استفاده ایمن در بخش کشاورزی را از دست میدهد. در واقع، ثروتی که میتواند خاک کشاورزی کشور را احیا کند، به دلیل اختلاط ساده، کاملاً هدر میرود.»
وی در پایان تأکید میکند که افزایش مشارکت عمومی در تفکیک زبالههای تر و خشک، نهتنها هزینههای سنگین زیستمحیطی و اقتصادی شهرداریها را کاهش میدهد، بلکه منابع مالی آزادشده را میتوان صرف ارتقای رفاه و خدمات شهری همان جامعه کرد.