امنیت غذایی کشور جای آزمونوخطا نیست؛ با نان مردم نمیشود مماشات کرد!
وقتی دغدغه رهبری «معیشت مردم» است؛ چرا سفره مردم قربانی ناکارآمدی شده است؟
بررسی وضعیت معیشت مردم، تولید گندم، امنیت غذایی و منابع ارزی؛ مطالبه شفافیت درباره عملکرد وزارت جهاد کشاورزی و حضور مدیران محکوم در جایگاههای حساس.
رئیسجمهور اعلام کردهاند که معیشت مردم از دغدغههای رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر بوده است.
این جمله باید برای هر مسئول و مدیری که پایش به تصمیمگیری درباره اقتصاد، تولید و سفره مردم باز است، یک هشدار جدی باشد.
اگر معیشت مردم دغدغه رهبر انقلاب است، پس چرا در وزارتخانهای که مستقیماً با نان مردم، تولید کشاورزی، سفره خانوار و امنیت غذایی کشور ارتباط دارد، همچنان شاهد این حجم از انتقاد و نگرانی هستیم؟
سؤال مردم روشن است:
وقتی سفره مردم دغدغه رهبری است، چرا برخی مدیران هنوز دغدغه اصلیشان مردم و تولید نیست؟
بارها از سوی کارشناسان، صاحبنظران و رسانهها درباره عملکرد وزارت جهاد کشاورزی، وضعیت تولید و ضرورت صیانت از سفره مردم هشدار داده شده است.
اما آنچه متأسفانه در عملکرد این وزارتخانه کمتر دیده میشود، همان چیزی است که باید در صدر مأموریت آن قرار داشته باشد:
حفظ سفره مردم، تقویت تولید داخلی و تأمین امنیت غذایی کشور.
گندم؛ زنگ خطر امنیت غذایی کشور
نمونه روشن این نگرانی، وضعیت تولید گندم است.
در سال زراعی جاری، با وجود بارندگی مناسب و شرایطی که میتوانست زمینهساز تولید مطلوب باشد، برآوردهای مطرحشده از افت قابلتوجه تولید گندم و احتمال نیاز به واردات در حدود ۵ میلیون تن حکایت دارد.
اگر این برآورد محقق شود، باید یک سؤال بسیار جدی از متولیان کشاورزی پرسید:
چرا در شرایط تحریم، فشار اقتصادی و محدودیت منابع ارزی، باید برای قوت اصلی مردم چنین وابستگی بزرگی به واردات ایجاد شود؟
این فقط یک عدد در جدول واردات نیست.
پشت این عدد، ارز کشور، امنیت غذایی، آینده کشاورز ایرانی و سفره میلیونها خانواده قرار دارد.
وقتی تولیدکننده داخلی تضعیف شود و واردات جای تولید را بگیرد، چه کسی باید پاسخگوی تبعات آن باشد؟
وزارت جهاد کشاورزی باید وزارت «تولید و امنیت غذایی» باشد
وزارت جهاد کشاورزی باید وزارت «تولید و امنیت غذایی» باشد، نه وزارتخانه وابستگی به واردات!
کشاورز ایرانی نیازمند حمایت واقعی است؛ نه شعار.
تولیدکننده نیازمند سیاستگذاری دقیق، تأمین نهاده، خرید تضمینی مؤثر، بازار مطمئن و برنامهریزی بلندمدت است.
کشور نیز در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری نیازمند افزایش تولید داخلی و کاهش وابستگی است.
بنابراین رها کردن تولید، تضعیف کشاورز و بیتوجهی به امنیت غذایی موضوع کوچکی نیست.
امنیت غذایی بخشی از امنیت ملی کشور است.
چرا مدیران محکوم همچنان بر سر کارند؟
اما یک پرسش بسیار جدیتر نیز وجود دارد که نمیتوان از کنار آن عبور کرد:
چرا مدیرانی که بنا بر احکام قطعی قضایی محکوم شدهاند، همچنان باید در ساختار مدیریتی مرتبط با منابع ارزی و کالاهای اساسی کشور حضور داشته باشند؟
اگر درباره مدیری حکم قطعی قضایی صادر شده است، ادامه مسئولیت او در جایگاهی که با منابع عمومی، ارز کشور، واردات کالاهای اساسی و امنیت غذایی مردم ارتباط مستقیم دارد، چگونه قابل توجیه است؟
مگر نه اینکه مدیر دولتی باید پیش از هر چیز، امین منابع مردم و حافظ منافع عمومی باشد؟
پس این مطالبه کاملاً روشن است:
چه ضرورتی برای ادامه مدیریت مدیران محکوم وجود دارد؟
چه منفعتی از ادامه حضور آنان در ساختار مدیریتی متوجه دولت و مردم میشود؟
چرا باید فردی با محکومیت قطعی قضایی همچنان در جایگاهی قرار داشته باشد که با منابع ارزی و کالاهای اساسی مردم سروکار دارد؟
اگر این افراد همچنان شایسته ادامه مسئولیت هستند، دلایل آن را شفاف و مستند به مردم اعلام کنید.
اگر نیستند، چرا همچنان بر ادامه حضورشان اصرار میشود؟
منابع ارزی کشور ملک شخصی مدیران نیست!
کشور با محدودیت منابع ارزی مواجه است.
ارز کشور باید برای تأمین نیازهای اساسی مردم با بالاترین سطح شفافیت، نظارت و دقت مصرف شود.
وقتی پای گندم، نهادههای دامی، کالاهای اساسی و امنیت غذایی در میان است، کوچکترین ابهام در نحوه مدیریت منابع عمومی باید جدی گرفته شود.
بهخصوص درباره مدیری که محکومیت قطعی قضایی دارد، ادامه حضور در جایگاه حساس مدیریتی نیازمند توضیح روشن و قانعکننده است.
مردم حق دارند درباره منابع ارزی و کالاهای اساسی بدانند
مردم حق دارند بدانند:
چه کسانی منابع ارزی کالاهای اساسی را مدیریت میکنند؟
چه کسانی مسئول تصمیمگیری درباره واردات هستند؟
چه کسانی بر تخصیص و مصرف منابع نظارت دارند؟
و چرا مدیران دارای محکومیت قطعی قضایی همچنان در برخی جایگاههای حساس مدیریتی حضور دارند؟
اینها سؤال شخصی نیست.
اینها سؤال درباره بیتالمال، امنیت غذایی و اعتماد عمومی است.
آقای نوری! اولویت وزارت جهاد کشاورزی چیست؟
انتقادهای جدی درباره نحوه مدیریت، انتصابات و عملکرد برخی مدیران در مجموعه مدیریتی وزارت جهاد کشاورزی مطرح شده است؛ از جمله انتقادهایی درباره حمایت از برخی مدیران مورد مناقشه و کنار گذاشتن نیروهای جهادی و کارآمد.
اگر این انتقادها وارد نیست، پاسخ روشن و مستند ارائه شود.
اما اگر درست است، چرا باید چنین روندی ادامه پیدا کند؟
مردم به مدیرانی نیاز دارند که تولید را نجات دهند، امنیت غذایی را تقویت کنند و سفره مردم را حفظ کنند؛ نه مدیرانی که خودشان تبدیل به مسئله مدیریتی شوند.
وزارت جهاد کشاورزی محل سهمخواهی، رفاقت، ملاحظات سیاسی یا حفظ افراد نیست.
اینجا صحبت از «نان مردم» است!
آقای پزشکیان؛ اینجا دیگر جای تعارف نیست!
آقای رئیسجمهور!
شما از ضرورت توجه به مردم و معیشت آنان سخن گفتهاید.
حالا که خودتان اعلام کردهاید معیشت مردم دغدغه رهبر معظم انقلاب است، انتظار افکار عمومی این است که این دغدغه در تصمیمات مدیریتی دولت نیز خودش را نشان دهد.
در انتخاب مدیران چه چیزی باید ملاک باشد؟
در انتخاب مدیران:
قومیت نباید ملاک باشد.
همزبانی نباید ملاک باشد.
رفاقت نباید ملاک باشد.
سهم سیاسی نباید ملاک باشد.
ملاک باید یک چیز باشد:
کارآمدی، پاکدستی و پاسخگویی.
هرکس توانست تولید را افزایش دهد، امنیت غذایی را تقویت کند و سفره مردم را حفظ کند، باید میدان داشته باشد.
و هرکس نتوانست، فارغ از اینکه اهل کجاست و با چه کسی همزبان و همقوم است، باید پاسخگو باشد و در صورت اثبات ناکارآمدی، کنار گذاشته شود.
دشمن فقط در میدان نظامی نیست!
دشمن در کنار تهاجم و فشارهای امنیتی، روی اقتصاد، نارضایتی معیشتی و فشار بر زندگی مردم نیز حساب باز کرده است.
بنابراین هر سیاست یا عملکردی که به تضعیف تولید، افزایش وابستگی و تشدید فشار بر سفره مردم منجر شود، باید با حساسیت چندبرابری بررسی شود.
این به معنای نسبت دادن نیت دشمنی به هیچ فردی نیست؛ اما نتیجه عملکرد مدیران باید با دقت سنجیده شود.
اگر خروجی یک سیاست، تضعیف تولید داخلی و افزایش وابستگی باشد، حتی اگر نیت آن سیاست خوب بوده باشد، باید اصلاح شود.
آقای پزشکیان؛ قبل از آنکه دیر شود تصمیم بگیرید!
اگر مدیریت فعلی وزارت جهاد کشاورزی قابل دفاع است، آمار تولید، میزان واردات، وضعیت کشاورزان، عملکرد مدیریتی و نحوه مدیریت منابع ارزی را شفاف روی میز بگذارید.
اگر قابل دفاع نیست، تصمیم بگیرید.
مردم نمیتوانند هزینه ناکارآمدی مدیران را از سفره خود پرداخت کنند.
کشاورز نمیتواند هزینه سیاستگذاری غلط را بدهد.
کشور نمیتواند برای تأمین غذای مردم، منابع ارزی محدود خود را بیحساب هزینه کند.
و امنیت غذایی نمیتواند قربانی ملاحظات مدیریتی شود.
مردم حق دارند بدانند چرا مدیران محکوم همچنان مدیریت میکنند!
اگر مدیری محکومیت قطعی قضایی دارد، ادامه حضور او در جایگاه حساس باید مبنای قانونی و مدیریتی روشن و قابل دفاع داشته باشد.
اگر مدیر کارآمد است، با سند از عملکردش دفاع کنید.
اگر ناکارآمد است، تغییرش دهید.
اگر درباره عملکردش ابهام جدی وجود دارد، شفافسازی کنید.
اما سکوت در برابر ابهامات مدیریتی، آن هم در حوزهای به حساسیت امنیت غذایی، دیگر قابل قبول نیست.
حرف آخر؛ سفره مردم خط قرمز است!
رهبری دغدغه معیشت مردم را دارند؛ مسئولان هم باید دغدغه سفره مردم را داشته باشند.
گندم، امنیت غذایی است.
تولید داخلی، امنیت ملی است.
کشاورز، سرمایه کشور است.
ارز کشور، بیتالمال است.
و سفره مردم، خط قرمز مدیریت کشور است.
آقای پزشکیان!
وزارت جهاد کشاورزی را با معیار شایستگی، پاکدستی و کارآمدی ارزیابی کنید؛ نه با قومیت، همزبانی و ملاحظات مدیریتی.
با مدیرانی که توان اداره ندارند تعارف نکنید.
با مدیرانی که عملکرد قابل دفاع دارند، بر اساس آمار و سند از آنها دفاع کنید.
و درباره حضور مدیران دارای محکومیت قطعی قضایی در جایگاههای حساس، برای افکار عمومی توضیح روشن ارائه دهید.
مردم دیگر توضیح کلی نمیخواهند؛ نتیجه میخواهند.
کشاورز حمایت میخواهد؛ نه شعار.
کشور تولید میخواهد؛ نه وابستگی.
منابع ارزی صیانت میخواهند؛ نه ابهام.
و امنیت غذایی، مدیر پاکدست، متخصص و پاسخگو میخواهد.
با سفره مردم مماشات نکنید!
امنیت غذایی را قربانی ملاحظات مدیریتی نکنید!
اگر مدیری توان و صلاحیت ادامه مسئولیت ندارد، تغییرش دهید؛ پیش از آنکه هزینه ناکارآمدی او را مردم با سفره خود بپردازند.